غزل شمارهٔ ۱۸
من آینهٔ طلعت معشوق وجودم
از عکس رخش مظهر انوار شهودم
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شد
آن دم که ملائک همه کردند سجودم
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتم
گه مؤمن و گه کافر و گه گبر و یهودم
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
من آینهٔ طلعت معشوق وجودم
از عکس رخش مظهر انوار شهودم
راهنما_اِریس: طللع و درخشش نورِ وجود / جان از بازتاب نورِ جان است که من به آن می فرستم . عکس رخ او در دل ، تجلیِ نورِ شاهدِ نور است .
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شد
آن دم که ملائک همه کردند سجودم
راهنما_اِریس: ان زمانی که تمام ملائک به فرمان خدا ، به من سجده کردند ، شیطان سجده نکرد و مردود بارگاه خداوند شد .
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتم
گه مؤمن و گه کافر و گه گبر و یهودم
راهنما_اِریس: تا زمانی که کسی حقیقت وجود و ذات مرا نشناسد یا تا زمانی که آدمی حقیقت وجود خود که همان جان یا نورِ اگاه بودن را نشناسد [ دچار این توهم است که بدن یا فکر یا باور است ] . فکر می کنند که من ، یک فکر هستم ، یک باور . بخاطر همین مرا مسلمان یا یهودی یا کافر یا گبری می بینند . [ در صورتیکه ذات ما ، در وحدت است اما ظاهرمان در تکثر ]
خوانش ها
غزل شمارهٔ ۱۸ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
1392/11/26 15:01
محمد
خیلی زیباست.نشان دهنده مقام آدمی و جانشینی خدا روی زمین است.