گنجور

شمارهٔ ۱۰۲

وفادارا، وفای من نگه دار؛
مرا کشتی، عزای من نگه دار
مرا خونریز و دست از کشتن غیر
به رسم خونبهای من نگه دار
تهی سازی چو ترکش بر اسیران
خدنگی از برای من نگه دار
دلا، رفتن مرا زان محال است
وگر مردم، تو جای من نگه دار!
ز هجر او مرا، ز آه من او را؛
نگه دار ای خدای من نگه دار
به هجر من، به وصل دشمن ای دوست
مشو راضی، رضای من نگه دار
به پای خود به کویت آمد آذر
دگر دست از جفای من نگه دار!

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وفادارا، وفای من نگه دار؛
مرا کشتی، عزای من نگه دار
هوش مصنوعی: ای وفادار، لطفاً به وفای من اهمیت بده؛ اگر مرا به دریا بردی، سوگ من را هم حفظ کن.
مرا خونریز و دست از کشتن غیر
به رسم خونبهای من نگه دار
هوش مصنوعی: مرا به خاطر خونریزی‌ام و به رسم انتقام از کشته‌های خود، از کشتن دیگران بازدار.
تهی سازی چو ترکش بر اسیران
خدنگی از برای من نگه دار
هوش مصنوعی: زمانی که تو را از اسیران آزاد می‌کنی، مانند تیرکی برای من نگه‌دار.
دلا، رفتن مرا زان محال است
وگر مردم، تو جای من نگه دار!
هوش مصنوعی: ای دل، رفتن من از اینجا ممکن نیست و اگر من از بین بروم، تو جایت را حفظ کن!
ز هجر او مرا، ز آه من او را؛
نگه دار ای خدای من نگه دار
هوش مصنوعی: به خاطر دوری او، من در عذاب و اندوه هستم و او نیز به خاطر من رنج می‌کشد؛ ای خدای من، لطفاً او را نگه‌دار.
به هجر من، به وصل دشمن ای دوست
مشو راضی، رضای من نگه دار
هوش مصنوعی: ای دوست، در جدایی من و نزدیکی به دشمن راضی نباش، بلکه رضایت من را در نظر داشته باش و آن را حفظ کن.
به پای خود به کویت آمد آذر
دگر دست از جفای من نگه دار!
هوش مصنوعی: آذر به پای خود به کوی تو آمد، حالا دیگر لطفاً از ستم و بی‌مهری‌ام دست بردار!