بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
بود مجنونی بدست آئینهٔ
چون بکردی جمعه هر آدینهٔ
برگشادی پرده از آئینه باز
تا چو بیرون آمدی خلق از نماز
آینه در روی مردم داشتی
چون شدی مردم بسی بگذاشتی
خلق چون بسیار در چشم آمدیش
آینه بفکندی و خشم آمدیش
مردمان پیشش شدندی دلنواز
پس بدادندیش آن آئینه باز
باز چون آن خلق بسیار آمدی
بار دیگر خشم در کار آمدی
آینه در رهگذار انداختی
خلق از سر باز با او ساختی
گاه بگرفتی و گه بگذاشتی
گاه بفکندی و گه برداشتی
چون نبودی خلق را پروای او
عاقبت غالب شدی سودای او
گفتی آن باید مرا کاین مردمان
روی خود بینند حاضر یک زمان
لیک یک تن را همی نه کم نه بیش
وا نمیگردد ز روی و ریش خویش
هرکرا پروای خود نبود دمی
هرگزش پروای حق باشد همی
این چنین مشغول و سرگردان شده
در غم شغل جهانت جان شده
تا کی آخر جمع خواهی کرد تو
جمع چندان کن که خواهی خورد تو
ای که روزی میکنی چندین طلب
جان شیرین جوی و نور دین طلب
ای ترا هر لحظه تلبیسی دگر
در بن هر مویت ابلیسی دگر
در حقیقت رو ز عادت دور باش
نی ز ابلیسی بخود مغرور باش
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بود مجنونی بدست آئینهٔ
چون بکردی جمعه هر آدینهٔ
هوش مصنوعی: مجنون، جنون خود را در آینهای مشاهده میکند و هر جمعه، به یاد معشوقش، در دلش احساس تنهایی و غم را تجربه میکند.
برگشادی پرده از آئینه باز
تا چو بیرون آمدی خلق از نماز
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن تا آئینه نمایان شود، تا وقتی که از نماز بیرون آمدی، دیگران نیز به تو نگاه کنند.
آینه در روی مردم داشتی
چون شدی مردم بسی بگذاشتی
هوش مصنوعی: آینهای که در برابر مردم قرار داشتی، زمانی که خودت به مردم تبدیل شدی، فراموش کردی که به دیگران چگونه نگاه کنی.
خلق چون بسیار در چشم آمدیش
آینه بفکندی و خشم آمدیش
هوش مصنوعی: وقتی مردم بسیار به چشمش آمدند، آینه را شکست و از خشم پر شد.
مردمان پیشش شدندی دلنواز
پس بدادندیش آن آئینه باز
هوش مصنوعی: مردم نسبت به او علاقهمند شده بودند و به همین دلیل، او هم دلگرم شده و خود را در آینه نمایش داد.
باز چون آن خلق بسیار آمدی
بار دیگر خشم در کار آمدی
هوش مصنوعی: وقتی که باز هم جمعیت زیاد آمدند، دوباره خشم و غضب شروع شد.
آینه در رهگذار انداختی
خلق از سر باز با او ساختی
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، تو آینهای را قرار دادی که مردم با آن روبهرو شوند و از آن استفاده کنند، و تو به راحتی با آن کنار آمدی.
گاه بگرفتی و گه بگذاشتی
گاه بفکندی و گه برداشتی
هوش مصنوعی: گاهی چیزی را در دست میگیری و گاهی آن را رها میکنی؛ گاهی آن را میاندازی و گاهی دوباره برمیداری.
چون نبودی خلق را پروای او
عاقبت غالب شدی سودای او
هوش مصنوعی: وقتی مردم به او توجهی نداشتند، در نهایت عشق و علاقهاش بر همه چیز غالب شد.
گفتی آن باید مرا کاین مردمان
روی خود بینند حاضر یک زمان
هوش مصنوعی: تو گفتی که باید من به گونهای باشم که این مردم یک مرتبه، چهرهام را ببینند و حضورم را احساس کنند.
لیک یک تن را همی نه کم نه بیش
وا نمیگردد ز روی و ریش خویش
هوش مصنوعی: اما یک نفر هیچ کم و کسری از چهره و سبیلش نمیتواند بگه.
هرکرا پروای خود نبود دمی
هرگزش پروای حق باشد همی
هوش مصنوعی: هر کسی که به فکر خود نباشد، هرگز نمیتواند دغدغه و نگرانی درباره حق و عدالت داشته باشد.
این چنین مشغول و سرگردان شده
در غم شغل جهانت جان شده
هوش مصنوعی: اینطور در غم کار و دنیایت مشغول و گیج شدهای که جانت را در این گرفتاریها از دست دادهای.
تا کی آخر جمع خواهی کرد تو
جمع چندان کن که خواهی خورد تو
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی تنها به جمعآوری چیزهای مختلف بپردازی؟ بهتر است به اندازهای که نیاز داری و میخواهی از آنها استفاده کنی، جمعآوری کنی.
ای که روزی میکنی چندین طلب
جان شیرین جوی و نور دین طلب
هوش مصنوعی: ای کسی که برای رسیدن به خواستههای دنیوی و روحیات، از جان شیرین خود در جستجوی نور و هدایت هستی.
ای ترا هر لحظه تلبیسی دگر
در بن هر مویت ابلیسی دگر
هوش مصنوعی: در هر لحظه تو را به نوعی دیگر فریب میدهند و در دل هر حلقه مویت، وسوسهای جدید وجود دارد.
در حقیقت رو ز عادت دور باش
نی ز ابلیسی بخود مغرور باش
هوش مصنوعی: در واقع، از عادتها فاصله بگیر و به خودت مغرور نشو، حتی اگر به وسوسههای شیطانی نزدیک باشی.
حاشیه ها
1388/04/12 17:07
رسته
بیت: 10
غلط: مدرمان
درست: مردمان
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.