گنجور

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانه در بغداد شد
یک دکان پر شیشه دید او شاد شد
برگرفت آنگاه سنگی ده بدست
وآن همه شیشه بیک ساعت شکست
صدهزاران شیشه میشد سرنگون
پس طراق و طمطراق آمد برون
مرد سودائی که آن سوداش کرد
از پسش خندید و بس صفراش کرد
آن یکی گفتش که ای شوریده مرد
این چرا کردی و هرگز این که کرد
سود اوبر باد دادی این زمان
مرد را درویش کردی زین زیان
گفت من دیوانهٔ بس سرکشم
وین طراق و طمطراق آید خوشم
چون خوشم این آمد اینم هست کار
با زیانم نیست یا با سود کار
در حقیقت زین همه طاق ورواق
نیست کس آگاه جز از طمطراق
هیچکس از سر کار آگاه نیست
زانکه آنجا هیچکس را راه نیست
نیست کس را از حقیقت آگهی
جمله میمیرند بادستی تهی

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن یکی دیوانه در بغداد شد
یک دکان پر شیشه دید او شاد شد
هوش مصنوعی: یک دیوانه در بغداد دکان پر از شیشه‌ای را دید و از دیدن آن خوشحال شد.
برگرفت آنگاه سنگی ده بدست
وآن همه شیشه بیک ساعت شکست
هوش مصنوعی: او سپس سنگی را به دست گرفت و در یک لحظه تمام شیشه‌ها را خرد کرد.
صدهزاران شیشه میشد سرنگون
پس طراق و طمطراق آمد برون
هوش مصنوعی: صدها هزار شیشه می‌توانست بشکند، اما صدای شکست و به هم خوردن آنها باعث شد که این صدا به گوش بیاید.
مرد سودائی که آن سوداش کرد
از پسش خندید و بس صفراش کرد
هوش مصنوعی: مرد دیوانه‌ای که به آرزوی خود رسید، دیگران از او قهری کردند و او را ترک کردند.
آن یکی گفتش که ای شوریده مرد
این چرا کردی و هرگز این که کرد
هوش مصنوعی: یک نفر به دیگری می‌گوید: ای مرد دیوانه، چرا چنین کاری کردی و هرگز نمی‌دانی که چه بر سر خود آوردی؟
سود اوبر باد دادی این زمان
مرد را درویش کردی زین زیان
هوش مصنوعی: این زمان تو به باد بردی که سودی نداشت و مرد را فقیر و بی‌مایه کردی به خاطر این ضرر.
گفت من دیوانهٔ بس سرکشم
وین طراق و طمطراق آید خوشم
هوش مصنوعی: گفت من دیوانه‌ای هستم که بسیار سرکش و پرشورم، و این طرب و سرصدایی که می‌آید، مرا خوشحال می‌کند.
چون خوشم این آمد اینم هست کار
با زیانم نیست یا با سود کار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من از این وضع راضی هستم و برایم فرقی نمی‌کند که این کار به نفع من باشد یا به ضرر من، زیرا خودِ این وضعیت برایم خوشایند است.
در حقیقت زین همه طاق ورواق
نیست کس آگاه جز از طمطراق
هوش مصنوعی: در واقع، هیچ‌کس از تمام زرق و برق و زیبایی‌های این دنیا آگاه نیست، جز آنهایی که به خودنمایی و ظاهر اهمیت می‌دهند.
هیچکس از سر کار آگاه نیست
زانکه آنجا هیچکس را راه نیست
هوش مصنوعی: هیچ‌کس از حقیقت کار و وضعیت آگاه نیست، زیرا در آن مکان هیچ‌کس اجازه ورود و آگاهی ندارد.
نیست کس را از حقیقت آگهی
جمله میمیرند بادستی تهی
هوش مصنوعی: هیچ کس از واقعیت آگاه نیست و همه در نهایت با دستانی خالی می‌میرند.

حاشیه ها

1402/06/10 12:09
علی میراحمدی

گفت من دیوانهٔ بس سرکشم
وین طراق و طمطراق آید خوشم

چون خوشم این آمد اینم هست کار
با زیانم نیست یا با سود کار


خوشا دیوانگی...