گنجور

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

بود مردی چست خوش خوش نام او
حق تعالی کرده نامش دام او
گر کسی در جانش آتش میزدی
او نرنجیدی و خوش خوش میزدی
خانهٔ بودش فرو افتاد پاک
ماند فرزند و زنش در زیر خاک
ایستاده بود خوش خوش برکنار
وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار
چون همه چیزی ز پیشان دید او
قول خوش خوش گفتن آسان دید او
گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست
خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست
گر شود همچون زمین پست آسمان
تو خوشی خود طلب کن از میان

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بود مردی چست خوش خوش نام او
حق تعالی کرده نامش دام او
هوش مصنوعی: مردی با ویژگی‌های برجسته و نام خوب وجود داشت که خداوند، نام او را دامن او قرار داد.
گر کسی در جانش آتش میزدی
او نرنجیدی و خوش خوش میزدی
هوش مصنوعی: اگر کسی در دلش آتش را شعله‌ور کند، او ناراحت نمی‌شود و با خوشحالی این آتش را تحمل می‌کند.
خانهٔ بودش فرو افتاد پاک
ماند فرزند و زنش در زیر خاک
هوش مصنوعی: خانه‌اش خراب شد، ولی فرزند و همسرش زیر خاک باقی ماندند.
ایستاده بود خوش خوش برکنار
وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار
هوش مصنوعی: شخصی با خوشحالی بر کنار ایستاده بود و گفت که این کار باعث خوشحالی او شده است.
چون همه چیزی ز پیشان دید او
قول خوش خوش گفتن آسان دید او
هوش مصنوعی: وقتی او به پیشانی همه چیز نگاه کرد، متوجه شد که آسان است درباره چیزهای خوب صحبت کند.
گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست
خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست
هوش مصنوعی: اگر هر چه را که خوش است، نبینی و فقط بر روی ناخوشی‌ها تمرکز کنی، در نهایت در ناامیدی و غم غوطه‌ور خواهی شد.
گر شود همچون زمین پست آسمان
تو خوشی خود طلب کن از میان
هوش مصنوعی: اگر آسمان به اندازه زمین پایین بیاید، خودت را از میان سختی‌ها بردار و خوشی‌ات را جستجو کن.

حاشیه ها

1402/06/10 09:09
علی میراحمدی

گر شود همچون زمین پست آسمان

تو خوشی خود طلب کن از میان

باری، مردمان گر بتوانند نگاه خود را به عالم تعدیل نمایند و خوش بین باشند و زیبانگر،دنیای بهتری را نیز تجربه خواهند کرد