بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بوعلی دقاق آن شیخ جهان
شد بنزدیک مریدی میهمان
آن مرید از عشق او میسوخت زار
کرده بودش روزگاری انتظار
شیخ بنشست آن مرید نونیاز
گفت شیخا کی بخواهی رفت باز
گفت ناافتاده وصلی اتفاق
پیش باز آوردی آواز فراق
بخش ۱ - المقالة السابعة و الثلثون: سالک آتش دل شوریده حالبخش ۳ - الحكایة و التمثیل: کاملی گفتست کز بیم گناه
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بوعلی دقاق آن شیخ جهان
شد بنزدیک مریدی میهمان
هوش مصنوعی: بوعلی دقاق، آن عارف بزرگ، به عنوان استاد و رهبر جهانی در نزد یکی از مریدانش که به او احترام میگذارد، مورد توجه و محبت قرار گرفته است و او به عنوان مهمان به دیدار استاد آمده است.
آن مرید از عشق او میسوخت زار
کرده بودش روزگاری انتظار
هوش مصنوعی: آن مرید به خاطر عشق او به شدت دچار غم و اندوه شده بود و مدت زیادی را به انتظار او گذرانده بود.
شیخ بنشست آن مرید نونیاز
گفت شیخا کی بخواهی رفت باز
هوش مصنوعی: شیخ نشسته بود و مرید به او گفت: ای شیخ، کی دوباره به ما بازخواهی گشت؟
گفت ناافتاده وصلی اتفاق
پیش باز آوردی آواز فراق
هوش مصنوعی: او میگوید که وقتی به یکدیگر نرسیدهایم، گویی که صدای جدایی و دوری را به ما گفتهاند.