گنجور

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

خواجهٔ در نزع جمعی را بخواست
گفت کار من کنید ای جمع راست
هر یکی را کار دیگر راست کرد
حاجتی از هر کسی درخواست کرد
چون ز عمر خود نمیدید او امان
زود زود آن حرف میگفت آن زمان
بود بر بالین او شوریدهٔ
گفت تو کوری نداری دیدهٔ
آن ثریدی را که تو در کل حال
در شکستی مدت هفتاد سال
چون براری آنهمه در یک زمان
هین فرو کن پای و جان ده زود جان
در چنین عمری دراز ای بی هنر
تو کجا بودی کنونت شد خبر
جملهٔ عمرت چنین بودست کار
وین زمان هم درحسابی و شمار
می بمیری خنده زن چون شمع میر
زین بشولش تا کی آخر جمع میر

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خواجهٔ در نزع جمعی را بخواست
گفت کار من کنید ای جمع راست
هوش مصنوعی: خداوندی که در حال نزاع و جدل با گروهی است، از آن‌ها درخواست می‌کند که کار من را به درستی انجام دهند.
هر یکی را کار دیگر راست کرد
حاجتی از هر کسی درخواست کرد
هوش مصنوعی: هر کسی کار خاص خود را انجام می‌دهد و از دیگران درخواست کمکی دارد.
چون ز عمر خود نمیدید او امان
زود زود آن حرف میگفت آن زمان
هوش مصنوعی: او که از عمر خود در امان نبود، به همین دلیل خیلی زود آن حرف را می‌زد.
بود بر بالین او شوریدهٔ
گفت تو کوری نداری دیدهٔ
هوش مصنوعی: او در حالتی آشفته و عاطفی بر بالین او نشسته است و نمی‌تواند ببیند که تو چه حالتی داری.
آن ثریدی را که تو در کل حال
در شکستی مدت هفتاد سال
هوش مصنوعی: آن غذایی را که تو در تمام این سال‌ها به عنوان لقمه و خوراک خود شکسته‌ای، حدود هفتاد سال خورده‌ای.
چون براری آنهمه در یک زمان
هین فرو کن پای و جان ده زود جان
هوش مصنوعی: زمانی که همه چیز را به یکباره دریافت می‌کنی، سریعاً عمل کن و تمام وجودت را به کار بگیر.
در چنین عمری دراز ای بی هنر
تو کجا بودی کنونت شد خبر
هوش مصنوعی: در این عمر طولانی، تو که بی‌هنر هستی، حالا کجا بودی که حالا خبر تو به گوش رسید؟
جملهٔ عمرت چنین بودست کار
وین زمان هم درحسابی و شمار
هوش مصنوعی: تمام عمرت به همین شکل سپری شده و الان هم در حال محاسبه و شمارش آن هستی.
می بمیری خنده زن چون شمع میر
زین بشولش تا کی آخر جمع میر
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر بمانی و خودت را به خواب بزنی در حالی که می‌دانی در پایان، سرنوشت تو و دیگران همگی به یک نتیجه می‌رسد؟ زندگی را با خنده و شادمانی سپری کن، زیرا در آخر همه چیز به یک نقطه‌ی مشترک می‌رسد.