گنجور

بخش ۴ - مناجات

خداوندا دلم آزاد گردان
به فضل خود تنم را شادگردان
خداوندا گنه بسیار دارم
ولکین جمله را اقرار دارم
قلم درکش باین طومار عصیان
که غرقم اندرین دریای طوفان
خداوندا ترا زیبد حکومت
که وصفت را ندانم حدّ وغایت
خداوندا بسی من دردمندم
درین دنیای دون بس مستمندم
خداوندا مرا دنیا زبون کرد
ز کوی عاشقان تو برون کرد
خاوندا ازین کویم برون کن
بکوی عاشقانم خود درون کن
خداوندا بلا بسیار دیدم
درین کو من جفا بسیار دیدم
محلّ آن شده کازاده باشم
میان سالکان استاده باشم
خداوندا نباشد حال بیتو
خداوندا نباشد قال بی تو
توئی حال و توئی قال و توئی روح
ز تو گردان شده کشتیّ هر نوح
هر آنکس را که خواهی تاج بدهی
ز ملک عافیت صد باج بدهی
هرآنکس را که خود را یار خوانی
ز خواب غفلتش بیدار خوانی
خداوندا توئی درمان و دردم
برحمت سرخ گردان روی زردم
خداوندا مرا مقصود دین است
کزویم علم شرعی در نگین است
خداوندا مرا در علم جان ده
تو این اسرار پنهانم عیان ده
خداوندا توئی حلال مشکل
ز تو باشد مرا دیدار حاصل
خداوندا ز تو خواهم امانی
که حلّ مشکلات این جهانی
خداوندا اگرچه اهل عالم
بسوی دیگران دارند مقدم
مرا چون تونباشد یارو همدم
ز دین مصطفی هستم مکرّم
بحمدالله که عطّار فقیرت
شده در ملک معنی چون اسیرت
خداوندا باو فضل و کرم کن
برو علم معانی خوان و دم کن
خداوندا ز تو انعام خواهم
ز خنب عافیت صد جام خواهم
خداوندا مرا از تن رها کن
ز فضل خویشتن اینم عطا کن
خداوندا دگر طاقت ندارم
تو زین وحشت سرا بیرون درآرم
تمام اولیا از وی بجستند
که از مکر چنین مکّاره رستند
خداوندا ز تو اینم مراد است
که آزادی و فردی در نهاد است
خداوندا به پیشت سهل باشد
که کار این چنین مسکین برآید
خداوندا فراغت خواهم از تو
بده تا گرددم زاینحال نیکو
خداوندا ازین دریای جودت
بده یک قطره تا آرم سجودت
مرا از بحر جودت شبنمی بس
ز داروخانه‌ات یک مرهمی بس
اگربدهی تو از خورشید نورم
برد ماه معانی تا به طورم
خداوندا تو احمد کن شفیعم
که تادنیا و دین گردد مطیعم
خداوندا بذات پاک حیدر
بکن این جسم و جانم را منوّر
خداوندا مراده آشیانی
بکنج عافیت بدهم مکانی
که تا این پنج روزه عمر باقی
بطاعت صرف سازم همچو ساقی
خداوندا از آن ساقیّ کوثر
شرابم ده که تاگردم منور
خداوندا ز تو خواهم پناهی
که از ظلمت شدم مثل گیاهی
خلاصی ده از این ظلمت تو ما را
که تا یابم ز تو نور بقا را
خداوندا درین محنت فسردم
ز هستیهای خود کلیّ بمردم
خداوندا مرا انعام دادی
ز بحر حیرتم صد جام دادی
خداوندا ترا حکم جلالست
از آنم شاعری سحر حلالست
خداوندا ز تو گفتم عطایست
که اوراد ملایک در سمایست
خداوندا مرانظمی روانست
که مقصود همه انسانیانست
خداوندا توام این نطق دادی
نظام ملک عالم را نهادی
خداوندا تو میدانی که عطّار
نرفته یک قدم بی نظم اسرار
خداوندا نیم زرّاق و سالوس
نکردم تختهٔ خسران بکالوس
خداوندا بدین مصطفایم
به اسرار علیّ مرتضایم
خداوندا بفرزندان حیدر
گناه بنده را بخشی چو بوذر
خداوندا دعازین به ندارم
شفیعم او بود روز شمارم
شفاعت خواه من در روز محشر
علیّ مرتضا شبّیر وشبّر
مناجاتم بنام مرتضا ختم
که او بوده میان اولیا ختم

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خداوندا دلم آزاد گردان
به فضل خود تنم را شادگردان
هوش مصنوعی: ای خدا، دلم را به لطف خود آزاد کن و بدنم را خوشحال و شاداب گردان.
خداوندا گنه بسیار دارم
ولکین جمله را اقرار دارم
هوش مصنوعی: ای خدا، من گناهان زیادی دارم، اما همه‌ی آن‌ها را قبول دارم و به اشتباهاتم اعتراف می‌کنم.
قلم درکش باین طومار عصیان
که غرقم اندرین دریای طوفان
هوش مصنوعی: من در این طومار سرشار از نافرمانی غرق شده‌ام، قلم مرا به عمق این وضعیت می‌کشاند و در دریای طوفانی احساسات و فکرهایم فرو می‌برد.
خداوندا ترا زیبد حکومت
که وصفت را ندانم حدّ وغایت
هوش مصنوعی: خداوند، تو شایسته حکومت و فرمانروایی هستی زیرا تو را توصیف نمی‌توان کرد و نمی‌دانم ویژگی‌ها و مرزهای تو چگونه است.
خداوندا بسی من دردمندم
درین دنیای دون بس مستمندم
هوش مصنوعی: ای خدا، من در این دنیای پست و ناچیز بسیار دردمند و نیازمندم.
خداوندا مرا دنیا زبون کرد
ز کوی عاشقان تو برون کرد
هوش مصنوعی: خداوندا، من را به خاطر عشق تو از دنیا و امور آن آواره کرده‌ای و از مسیر عاشقان تو دور ساخته‌ای.
خاوندا ازین کویم برون کن
بکوی عاشقانم خود درون کن
هوش مصنوعی: ای آقا، مرا از این حال و وضع نجات بده و به دنیای عاشقان وارد کن.
خداوندا بلا بسیار دیدم
درین کو من جفا بسیار دیدم
هوش مصنوعی: خداوند، در این راه بسیار بلا و سختی را تجربه کرده‌ام و از سوی دیگران نیز آسیب‌های زیادی را متحمل شده‌ام.
محلّ آن شده کازاده باشم
میان سالکان استاده باشم
هوش مصنوعی: محل زندگی‌ام شده که مثل زاده‌ای در میان راهیان و سالکان قرار داشته باشم و در کنار آنها بایستم.
خداوندا نباشد حال بیتو
خداوندا نباشد قال بی تو
هوش مصنوعی: ای خدا، بدون تو حال و روزی نیست و بدون تو هیچ گفته‌ای معنا ندارد.
توئی حال و توئی قال و توئی روح
ز تو گردان شده کشتیّ هر نوح
هوش مصنوعی: تو خود هستی حال و موقعیت و جان، کشتی نوح هر موجودی به خاطر تو به حرکت درآمده است.
هر آنکس را که خواهی تاج بدهی
ز ملک عافیت صد باج بدهی
هوش مصنوعی: هر کسی را که می‌خواهی مقام و عزتی بدهی، باید بهای زیادی از دنیای راحتی و آسایش را بپردازی.
هرآنکس را که خود را یار خوانی
ز خواب غفلتش بیدار خوانی
هوش مصنوعی: هر کسی که خود را دوست و همراه شما می‌داند، باید او را از خواب غفلت بیدار کنید و آگاهش سازید.
خداوندا توئی درمان و دردم
برحمت سرخ گردان روی زردم
هوش مصنوعی: ای خداوند، تو منبع درمان من هستی و دردی که دارم را با رحمتت درمان کن، چهره‌ام را از زردی به سرخی برگردان.
خداوندا مرا مقصود دین است
کزویم علم شرعی در نگین است
هوش مصنوعی: خدایا، هدف من از دین، علم و آگاهی شرعی است که در بهترین حال و مکان قرار دارد.
خداوندا مرا در علم جان ده
تو این اسرار پنهانم عیان ده
هوش مصنوعی: ای خدا، به من در فهم علم و دانش کمک کن و رازهای نهان را برایم آشکار ساز.
خداوندا توئی حلال مشکل
ز تو باشد مرا دیدار حاصل
هوش مصنوعی: خداوندا، تو تنها منجی و تسهیل‌کننده مشکلات هستی. دیدار تو برای من مایه‌ی خوشبختی و امید است.
خداوندا ز تو خواهم امانی
که حلّ مشکلات این جهانی
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، از تو درخواست دارم که به من پناهی بدهی تا بتوانم مشکلات این دنیا را حل کنم.
خداوندا اگرچه اهل عالم
بسوی دیگران دارند مقدم
هوش مصنوعی: ای خداوند، اگرچه مردم دنیا بیشتر به سوی دیگران روی آورده‌اند و به آن‌ها اهمیت می‌دهند.
مرا چون تونباشد یارو همدم
ز دین مصطفی هستم مکرّم
هوش مصنوعی: دوست من، چون تو در کنارم هستی، من نیز به خاطر دین پیامبر، دارای مقام و احترام هستم.
بحمدالله که عطّار فقیرت
شده در ملک معنی چون اسیرت
هوش مصنوعی: خوشحالم که عطّار در دنیای معنا به شما وابسته و نیازمند شده است، چون به نوعی مثل یک اسیر در اختیار شماست.
خداوندا باو فضل و کرم کن
برو علم معانی خوان و دم کن
هوش مصنوعی: پروردگارا، با لطف و بخششت به او کمک کن تا به دانش و معانی آشنا شود و در این مسیر تلاش کند.
خداوندا ز تو انعام خواهم
ز خنب عافیت صد جام خواهم
هوش مصنوعی: پروردگارا، از تو خیر و برکت می‌طلبم و از می‌خانه‌ی سلامت، صد جام می‌خواهم.
خداوندا مرا از تن رها کن
ز فضل خویشتن اینم عطا کن
هوش مصنوعی: خدای عزیز، مرا از قید جسم و بدن رها کن و با رحمت و لطف خود این نعمت را به من عطا فرما.
خداوندا دگر طاقت ندارم
تو زین وحشت سرا بیرون درآرم
هوش مصنوعی: پروردگارا، دیگر توانایی تحمل این وحشت را ندارم؛ کمکم کن تا از این مکان خوفناک خارج شوم.
تمام اولیا از وی بجستند
که از مکر چنین مکّاره رستند
هوش مصنوعی: تمام بزرگان و اولیا الهی از او دور شدند، زیرا از فریب و نیرنگ شخصیتی که اینگونه مکر و فریبکار است، رهایی یافته‌اند.
خداوندا ز تو اینم مراد است
که آزادی و فردی در نهاد است
هوش مصنوعی: خداوندا، از تو آرزو دارم که آزادی و شخصیت فردی در وجود من باشد.
خداوندا به پیشت سهل باشد
که کار این چنین مسکین برآید
هوش مصنوعی: ای خدا، برای تو آسان است که به این بنده‌ی بیچاره کمک کنی و کارهایش را درست کنی.
خداوندا فراغت خواهم از تو
بده تا گرددم زاینحال نیکو
هوش مصنوعی: خداوندا، به من آرامشی عطا کن تا بتوانم از این وضعیت خوب فاصله بگیرم و به حالت‌های دیگر برگردم.
خداوندا ازین دریای جودت
بده یک قطره تا آرم سجودت
هوش مصنوعی: ای خدا، از دریای بخشندگی‌ات یک قطره به من عطا کن تا بتوانم در برابر تو به سجده بیفتم.
مرا از بحر جودت شبنمی بس
ز داروخانه‌ات یک مرهمی بس
هوش مصنوعی: از بزرگی و سخاوت تو مانند قطره‌ای از دریا به من مرهمی ببخش تا دردهایم درمان شود.
اگربدهی تو از خورشید نورم
برد ماه معانی تا به طورم
هوش مصنوعی: اگر نور تو از خورشید بیشتر باشد، ماه معانی به من می‌رسد.
خداوندا تو احمد کن شفیعم
که تادنیا و دین گردد مطیعم
هوش مصنوعی: خداوندا، ای پروردگار، تو ای احمد (پیامبر اسلام) شفاعت من را بپذیر تا در دنیا و دین، من فرمانبردار تو باشم.
خداوندا بذات پاک حیدر
بکن این جسم و جانم را منوّر
هوش مصنوعی: ای خداوند، با ذات پاک حضرت علی (حیدر) این جسم و جان من را نورانی کن.
خداوندا مراده آشیانی
بکنج عافیت بدهم مکانی
هوش مصنوعی: ای خدا، خواهانم که مأوایی به من بدهی تا در آرامش زندگی کنم و در امان باشم.
که تا این پنج روزه عمر باقی
بطاعت صرف سازم همچو ساقی
هوش مصنوعی: شاید در این پنج روز باقی مانده از عمرم، سعی کنم که زندگی‌ام را در راه اطاعت و بندگی صرف کنم، مانند یک ساقی که به دیگران خدمت می‌کند.
خداوندا از آن ساقیّ کوثر
شرابم ده که تاگردم منور
هوش مصنوعی: خداونda، از ساقی بهشتی به من نوشیدنی ارزانی‌دار تا بتوانم نورانی شوم و به روشنایی برسم.
خداوندا ز تو خواهم پناهی
که از ظلمت شدم مثل گیاهی
هوش مصنوعی: خداوند، از تو می‌خواهم مکانی امن و پناهگاهی که در دل تاریکی و مشکلات، مانند گیاهی باشم که نیاز به نور و آرامش دارد.
خلاصی ده از این ظلمت تو ما را
که تا یابم ز تو نور بقا را
هوش مصنوعی: از این تاریکی نجاتم بده تا بتوانم نور جاودانی‌ات را پیدا کنم.
خداوندا درین محنت فسردم
ز هستیهای خود کلیّ بمردم
هوش مصنوعی: خدایا، در این رنج و سختی، از وجود خود به شدت رنج می‌برم و تمام هستی‌ام را از دست داده‌ام.
خداوندا مرا انعام دادی
ز بحر حیرتم صد جام دادی
هوش مصنوعی: ای خدا، تو به من عطاهای فراوانی بخشیده‌ای و از دریای سرگردانی‌ام، دانش و معرفت زیادی به من داده‌ای.
خداوندا ترا حکم جلالست
از آنم شاعری سحر حلالست
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، تو جامه‌ی عظمت و شکوه بر تن داری و من شاعری هستم که شعرهای شیرین و دل‌پذیر می‌سازم.
خداوندا ز تو گفتم عطایست
که اوراد ملایک در سمایست
هوش مصنوعی: خداوندا، از تو سخن می‌گویم و می‌دانم که بخشش تو همانند دعاهای فرشتگان در آسمان است.
خداوندا مرانظمی روانست
که مقصود همه انسانیانست
هوش مصنوعی: خداوندا، ما به نظم و ترتیبی نیاز داریم که هدف همه انسان‌ها را تأمین کند.
خداوندا توام این نطق دادی
نظام ملک عالم را نهادی
هوش مصنوعی: خداوند، تو به من قدرت سخن گفتن و بیان نکات را عطا کردی و تویی که نظام و ترتیب جهان را شکل داده‌ای.
خداوندا تو میدانی که عطّار
نرفته یک قدم بی نظم اسرار
هوش مصنوعی: پروردگارا، تو آگاه هستی که عطّار هیچ‌گاه بدون رعایت نظم و ترتیب در سرودن شعر از جایش حرکت نکرده است.
خداوندا نیم زرّاق و سالوس
نکردم تختهٔ خسران بکالوس
هوش مصنوعی: خداوندا، من هرگز به نفاق و فریب نپرداختم و در کارنامه‌ام هیچ سجایای نادرستی ثبت نکرده‌ام.
خداوندا بدین مصطفایم
به اسرار علیّ مرتضایم
هوش مصنوعی: خدایا، به خاطر پیامبرم محمد (ص) و رازهای امیرالمؤمنین علی (ع)، به من نظر کن.
خداوندا بفرزندان حیدر
گناه بنده را بخشی چو بوذر
هوش مصنوعی: خدایا، همان‌طور که تو اشتباهات بنده را به بوذر، فرزند حیدر، می‌بخشی، به فرزندان او نیز رحمت کن.
خداوندا دعازین به ندارم
شفیعم او بود روز شمارم
هوش مصنوعی: پروردگارا، از تو درخواست می‌کنم که به من کمکی نکن، زیرا شفیع من اوست و او شمارش روزهایم را می‌داند.
شفاعت خواه من در روز محشر
علیّ مرتضا شبّیر وشبّر
هوش مصنوعی: در روز قیامت، من به علی مرتضی که شفیع من است، پناه می‌برم.
مناجاتم بنام مرتضا ختم
که او بوده میان اولیا ختم
هوش مصنوعی: در این شعر، شخص به دعا و نیایش خود اشاره می‌کند و نام "مرتضا" را می‌برد که به معنای علی ابن ابی‌طالب است. او به این نکته تأکید می‌کند که علی به عنوان یک شخصیت والا و مورد احترام، در میان اولیا و افراد برتر قرار دارد و در حقیقت پایان‌بخش این سلسله است. این دعا نشان‌دهنده عشق و ارادت او به علی است.