گفتهٔ دانای دین هنگام نزع
چون به نزغ افتاد آن دانای دین
گفت اگر دانستمی من پیش ازین
کین شنو بر گفت چون دارد شرف
در سخن کی کردمی عمری تلف
گر سخن از نیکوی چون زر بود
آن سخن ناگفته نیکوتر بود
کار آمد حصهٔ مردان مرد
حصهٔ ما گفت آمد، اینت درد
گر چو مردان درد دین بودی ترا
آنچ میگویم یقین بودی ترا
ز آشنای خود دلت بیگانهایست
هرچ میگویم ترا افسانهایست
تو بخسب از ناز همچون سرکشی
تا منت افسانه میگویم خوشی
خوش خوشت عطار اگر افسانه گفت
خواب خوشتر آیدت تو خوش بخفت
بس که ما در ریگ رو غم ریختیم
بس گهر کز حلق خوک آویختیم
بس که ما این خوان فرو آراستیم
بس کزین خوان گرسنه برخاستیم
بس که گفتم نفس را فرمان نبرد
بس که دارو کردش و درمان نبرد
چون نخواهد آمد از من هیچ کار
شستم از خود دست و رفتم برکنار
جذبه حق باید ازیشان کرد خواست
کین به دست من نخواهد گشت راست
نفس هر لحظه چو فربهتر شود
نیست روی آنک ازین بهتر شود
هیچ نشنود او کزان فربه نشد
این همه بشنود یک دم به نشد
تا بمیرم من به صد زاری زار
او نگیرد پند، یا رب زینهار
فی وصف حاله: کردی ای اعطار بر عالم نثارپند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او: چون بمرد اسکندر اندر راه دین
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون به نزغ افتاد آن دانای دین
گفت اگر دانستمی من پیش ازین
هوش مصنوعی: وقتی آن عالم بزرگ دین به نظرش رسید، گفت اگر از قبل میدانستم که چنین خواهد شد،...
کین شنو بر گفت چون دارد شرف
در سخن کی کردمی عمری تلف
هوش مصنوعی: این را بشنو که چه شرافتی در سخن وجود دارد. من عمر خود را بیهوده سپری نکردم.
گر سخن از نیکوی چون زر بود
آن سخن ناگفته نیکوتر بود
هوش مصنوعی: اگر در مورد خوبیها صحبت کنیم، مانند طلا، آنچه که گفته نشده، بهتر از هر گفتاری است.
کار آمد حصهٔ مردان مرد
حصهٔ ما گفت آمد، اینت درد
هوش مصنوعی: کار آدمهای توانمند و با شخصیت بهطور خاص مربوط به خودشان است و ما در اینجا فقط به دردها و مشکلاتمان اشاره داریم.
گر چو مردان درد دین بودی ترا
آنچ میگویم یقین بودی ترا
هوش مصنوعی: اگر تو نیز همچون مردان که به دین خود احساس درد میکنند، بودی، آنچه را که به تو میگویم، یقیناً درک میکردی.
ز آشنای خود دلت بیگانهایست
هرچ میگویم ترا افسانهایست
هوش مصنوعی: دل تو از آشنای خود جداست و هرچیزی که دربارهات میگویم، فقط یک داستان به نظر میرسد.
تو بخسب از ناز همچون سرکشی
تا منت افسانه میگویم خوشی
هوش مصنوعی: به خواب برو و همچون یک شخص مغرور آرامش کن، تا من دربارهٔ خوشیها و داستانهای زیبایی که زیباست، برایت صحبت کنم.
خوش خوشت عطار اگر افسانه گفت
خواب خوشتر آیدت تو خوش بخفت
هوش مصنوعی: اگر عطار قصهای زیبا بگوید، خواب تو نیز شیرینتر خواهد شد و تو با خیالی آسودهتر خواهی خوابید.
بس که ما در ریگ رو غم ریختیم
بس گهر کز حلق خوک آویختیم
هوش مصنوعی: ما به اندازهای در سختیها و مشکلات خود غم داریم که به اندازهی طلاهایی که از حلق خوک آویزان شده، میتوانیم تجلی غمهای خود را ببینیم.
بس که ما این خوان فرو آراستیم
بس کزین خوان گرسنه برخاستیم
هوش مصنوعی: ما این سفره را آنقدر زیبا و پُر زرق و برق چیدهایم که دیگر نمیتوانیم از آن برخواست و گرسنه بمانیم.
بس که گفتم نفس را فرمان نبرد
بس که دارو کردش و درمان نبرد
هوش مصنوعی: من آنقدر به نفس خود فرمان دادم که دیگر نمیتواند به حرفم گوش کند، آنقدر که سعی کردم درمانش کنم، اما هیچ نتیجهای نگرفتم.
چون نخواهد آمد از من هیچ کار
شستم از خود دست و رفتم برکنار
هوش مصنوعی: وقتی دیدم از من هیچ اقدام و تلاشی انجام نمیشود، از خودم دست کشیدم و کنار رفتم.
جذبه حق باید ازیشان کرد خواست
کین به دست من نخواهد گشت راست
هوش مصنوعی: باید عشق و توجه به حقیقت را از آنها جلب کرد، زیرا این خواسته با تلاش من به طور مستقیم محقق نخواهد شد.
نفس هر لحظه چو فربهتر شود
نیست روی آنک ازین بهتر شود
هوش مصنوعی: هر لحظه که نفس بیشتر تقویت میشود، نشانهای از بهتری در آن نیست.
هیچ نشنود او کزان فربه نشد
این همه بشنود یک دم به نشد
هوش مصنوعی: هیچ کس نشنیده است که با شنیدن این همه، به جایی رسیده باشد؛ یک لحظه هم که شده، تجربهای نداشته است.
تا بمیرم من به صد زاری زار
او نگیرد پند، یا رب زینهار
هوش مصنوعی: تا وقتی که من زندهام، او با صدآهات و نالههایم توجهی نمیکند، ای خدا، ماهرانه حفظم کن.
حاشیه ها
1402/06/13 13:09
صفدر مرادی
تمام معنای این شعر درچند جمله بتجربه حقیر.دریچه های حکمت درکم خوردن.کم گفتن.کم قضاوت کردن.ونداشتن ترس از دیده نشدن.تائیدنشدن وسایر نقصهاکه همه ریشه آنها ترس است.پس به دنبال خدا نگردخدا وجود دارد به دنبال خودت باش که چقدر میتوانید ازخواهشهای نفست راانجام ندهید هرچه بتوانید بانفست بیشترمبارزه کنیدبخدا نزدیکترمیشوید
اگرترک لذت رالذت بدانید لذت نفس رالذت ندانید