گنجور

(۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه

دعا می‌کرد آن داننندهٔ دین
جهانی خلق می‌گفتند آمین
یکی دیوانه گفت آمین چه باشد
که آگه نیستم تا این چه باشد
بدو گفتند آمین آن بود راست
کامام خواجه از حق هرچه درخواست
چنان باد و چنان باد و چنان باد
زبان بگشاد آن مجنون بفریاد
که نبود آن چنان و این چنین هیچ
کامام خواجه خواهد، چند ازین پیچ
ولیکن جز چنان نبوَد کم و بیش
که حق خواهد چه می‌خواهید ازخویش
گرت چیزی نخواهد بود روزی
نباشد روزیت جز سینه سوزی
اگر او خواهدت کاری برآید
وگرنه از گلت خاری برآید

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دعا می‌کرد آن داننندهٔ دین
جهانی خلق می‌گفتند آمین
هوش مصنوعی: آن کسی که به علم دین آگاه بود، دعا می‌کرد و مردم گروهی به او پاسخ می‌دادند و آمین می‌گفتند.
یکی دیوانه گفت آمین چه باشد
که آگه نیستم تا این چه باشد
هوش مصنوعی: یک دیوانه گفت: "آمین" یعنی چه؟ من که نمی‌دانم این چیست.
بدو گفتند آمین آن بود راست
کامام خواجه از حق هرچه درخواست
هوش مصنوعی: به او گفتند که هرچه بخواهی، درست است. خواجه هر چیزی که از خدا خواسته بود، به حقیقت پیوسته است.
چنان باد و چنان باد و چنان باد
زبان بگشاد آن مجنون بفریاد
هوش مصنوعی: مثل باد شد و مانند باد، آن مجنون فریاد می‌زند و زبانش گشوده می‌شود.
که نبود آن چنان و این چنین هیچ
کامام خواجه خواهد، چند ازین پیچ
هوش مصنوعی: هیچ چیز در عالم به آن صورت که من می‌خواهم وجود ندارد، و هر چه که خواسته باشد، به همین دلیل از این مسائل و پیچیدگی‌ها دور است.
ولیکن جز چنان نبوَد کم و بیش
که حق خواهد چه می‌خواهید ازخویش
هوش مصنوعی: اما چیزی جز آنچه اراده‌ی حق باشد، کم یا زیاد نمی‌شود؛ پس از خود چه می‌خواهید؟
گرت چیزی نخواهد بود روزی
نباشد روزیت جز سینه سوزی
هوش مصنوعی: اگر چیزی برای تو مقدر نشده باشد، در روزی که تقدیر تو فقط عذاب و ناراحتی باشد، روزی‌ات چیزی جز سوزش در دل نخواهد بود.
اگر او خواهدت کاری برآید
وگرنه از گلت خاری برآید
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد، به تو کمک می‌کند، وگرنه اگر نه، تنها دردی برایت به همراه خواهد داشت.