شمارهٔ ۹۳۲
نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
که مخمر شده ز آغاز ز مهرت دل من
دل من مشکل من بود همانا به جهان
تا نشد خون دل من حل نشد این مشکل من
تو بدل اندری و دل همه جا در پی تست
چند غفلت کند از خویش دل غافل من
بهر دستان تو آریم بهر دستان چون
ناخن از خون کسان رنگ مکن قاتل من
دوش عشق تو ندا داد بآواز بلند
منم آن دجله که شد بهر فنا ساحل من
تخمها کشته حریفان و درودند بکام
تخم ناکشته خدا را چه بود حاصل من
ندهم دامنت از دست من ای دست خدا
گر تو گوئی برو آشفته نه ای قابل من
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
که مخمر شده ز آغاز ز مهرت دل من
هوش مصنوعی: دل من از آغاز عشق تو شکل گرفته و به وجود آمده است، نه تنها به خاطر محبتت که مانند مخمر، آن را به زندگی و نشاط تبدیل کردهای.
دل من مشکل من بود همانا به جهان
تا نشد خون دل من حل نشد این مشکل من
هوش مصنوعی: دل من مشکل اصلی من بود، زیرا تا زمانی که در این دنیا نمیزدم، درد و رنج من برطرف نمیشد.
تو بدل اندری و دل همه جا در پی تست
چند غفلت کند از خویش دل غافل من
هوش مصنوعی: تو در حقیقت جان و دل منی و همیشه در تلاش جستجوی تو هستم، اما دلم به خاطر غفلتهایش از خود غافل شده است.
بهر دستان تو آریم بهر دستان چون
ناخن از خون کسان رنگ مکن قاتل من
هوش مصنوعی: برای دستان تو از دیگران کمک میگیریم، اما مانند ناخنها که از خون دیگران رنگ میگیرند، دستانت را به خون کسی آغشته نکن، ای قاتل من.
دوش عشق تو ندا داد بآواز بلند
منم آن دجله که شد بهر فنا ساحل من
هوش مصنوعی: دیروز عشق تو با صدای بلند به من اعلام کرد که من همان دجلهای هستم که برای نابودی به سمت ساحل خود حرکت میکند.
تخمها کشته حریفان و درودند بکام
تخم ناکشته خدا را چه بود حاصل من
هوش مصنوعی: بذرهایی که حریفان میکارند، به ثمر میرسند و خوشاقبالی میآورند. اما من که هیچ کاری نکردهام، به چه امید و نتیجهای از خدا 기대 داشته باشم؟
ندهم دامنت از دست من ای دست خدا
گر تو گوئی برو آشفته نه ای قابل من
هوش مصنوعی: من اجازه نمیدهم که دامن تو از دستم رها شود، ای دست خدا، حتی اگر تو بگویی برو، من آشفتهام؛ تو از آن جهت که به من مرتبط هستی، ارزش من را نداری.