گنجور

شمارهٔ ۱۴

ای لب لعل تو روح‌بخش مسیحا
پرتو رویت فروغ سینه سینا
عاشق و دیوانهٔ تو وامق و مجنون
مظهر رخسارهٔ تو لیلی و عذرا
جادوی بابل سحر چشم تو پنهان
معجز موسی به زیر زلف تو پیدا
آینه‌دار جمال تو مه و خورشید
بندهٔ لعل و قد تو کوثر و طوبی
خال سیاهت سواد دیده غلمان
زلف درازت کمند گردن حورا
نافه چین در نگار خانه ما نی
یا به گل عارض تو زلف چلیپا
آب ز گل می‌بری و تاب ز سنبل
برف کنی در چمن چو پرده به عمدا
وصف گل روی تو صبا به چمن گفت
گشت گل آتش به جان و بلبل شیدا
دل نشکیبد ننوشد از لب لعلت
تشنه نگردد نخورده آب شکیبا
زد ره آشفته کفر زلف کج تو
ترسمش آخر بری به ملت ترسا
تا که مگر دل رهد ز غمزه خوبان
بر در پیر مغان بریم تولا

اطلاعات

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای لب لعل تو روح‌بخش مسیحا
پرتو رویت فروغ سینه سینا
هوش مصنوعی: ای لبان سرخ و زیبا، تو همچون روحی هستی که نجات‌بخش است. درخشش چهره‌ات همچون نوری است که قلب‌های بزرگ و پرشور را روشن می‌کند.
عاشق و دیوانهٔ تو وامق و مجنون
مظهر رخسارهٔ تو لیلی و عذرا
هوش مصنوعی: عاشق و دلباخته‌ی تو، وامق و مجنون نماد زیبایی تو هستند، همان‌طور که لیلی و عذرا نمایانگر عشق‌های بزرگ هستند.
جادوی بابل سحر چشم تو پنهان
معجز موسی به زیر زلف تو پیدا
هوش مصنوعی: سحر و جادوی سرزمین بابل در نگاه تو نهفته است و معجزه موسی در زیر موهای تو نمایان است.
آینه‌دار جمال تو مه و خورشید
بندهٔ لعل و قد تو کوثر و طوبی
هوش مصنوعی: آینه‌دار زیبایی تو، ماه و خورشید هستند. زیور و صفای وجود تو به قد و رنگ لعل تو شبیه است و بهشت کوثر و طوبی نمایانگر مقام توست.
خال سیاهت سواد دیده غلمان
زلف درازت کمند گردن حورا
هوش مصنوعی: خال سیاه بر روی صورت تو، چشمان غلمان (زیبا) را تحت تاثیر قرار می‌دهد و زلف‌های بلند تو، مانند کمند (حلقه‌ای) دور گردن حوری‌هاست.
نافه چین در نگار خانه ما نی
یا به گل عارض تو زلف چلیپا
هوش مصنوعی: نافه چین به معنی خوشحالی و زیبایی در خانه ماست، یا اینکه زیبایی گل بر صورت تو و زلف بلندت همچون چلیپاست.
آب ز گل می‌بری و تاب ز سنبل
برف کنی در چمن چو پرده به عمدا
هوش مصنوعی: گل را از آب جدا می‌کنی و به سنبل حالت می‌دهی تا در چمن مانند پرده‌ای بیفتی.
وصف گل روی تو صبا به چمن گفت
گشت گل آتش به جان و بلبل شیدا
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به گلزار گفت که چهره زیبا و دلربای تو همچون آتش در جان گل می‌زند و بلبل نیز از شوق و زیبایی تو بی‌تاب و سرمست است.
دل نشکیبد ننوشد از لب لعلت
تشنه نگردد نخورده آب شکیبا
هوش مصنوعی: دل نمی‌تواند بی‌سبب از لب‌های شیرین تو سیراب نشود و بدون نوشیدن آب، شکیبایی نخواهد داشت.
زد ره آشفته کفر زلف کج تو
ترسمش آخر بری به ملت ترسا
هوش مصنوعی: زاهدان دچار confusion و پریشانی ناشی از زیبایی‌های کج و منحرف موهای تو هستند و می‌ترسم که در نهایت به پیروان دین ترسا بپیوندند.
تا که مگر دل رهد ز غمزه خوبان
بر در پیر مغان بریم تولا
هوش مصنوعی: شاید دل از غمزه‌های زیبا رویان آزاد شود، بنابراین به درگاه پیر مغان خواهیم رفت و از او کمک می‌خواهیم.