برگردان به زبان ساده
سه طاعت واجب آمد بر خردمند
که آن هر سه به هم دارند پیوند
هوش مصنوعی: سه عمل واجب بر انسان خردمند است که این سه عمل به یکدیگر ارتباط و پیوند دارند.
ازیشانست دل را شادکامی
وزیشانست جان را نیکنامی
هوش مصنوعی: خوشی و شادمانی دل از آنها ناشی میشود و خوشنامی و نیکی جان نیز از آنها سرچشمه میگیرد.
دل از فرمان این هر سه مگردان
اگر خواهی که یابی هر دو گیهان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی هر دو دنیا را به دست آوردی، دل خود را تحت اختیار این سه چیز قرار نده.
بدین گیتی ستوده زندگانی
بدان گیتی بهشت جاودانی
هوش مصنوعی: در این جهان، زندگی ستودنی است، ولی در آن جهان، بهشتی ابدی وجود دارد.
یکی فرمان دادار جهانست
که جان را زو نجات جاودانست
هوش مصنوعی: یک حکم و فرمان از خالق جهان وجود دارد که نجات جاودانی برای روح در پرتو آن است.
دوم فرمان پیغمبر محمد
که آن را کافر بیدین کند رد
هوش مصنوعی: دومین دستور پیامبر محمد را رد کن که باعث میشود آن را به عنوان کسی بدون دین بشناسند.
سیم فرمان سلطان جهاندار
به ملک اندر بهای دین دادار
هوش مصنوعی: فرمان نقرهای پادشاه جهان در سرزمینش، ارزش دین را به عنوان معیاری برای قیمتگذاری قرار داده است.
ابوطالب شهنشاه معظم
خداوند خداوندان عالم
هوش مصنوعی: ابوطالب، پادشاه بزرگ و محترم خداوند، فرمانروای همه فرمانروایان عالم است.
ملک طغرلبک آن خورشیدْ همت
به هرکس زو رسیده عزّ و نعمت
هوش مصنوعی: ملک طغرلبک، آن خورشیدِ همت، سبب شده است که هر کسی که به او نزدیک شود، به عزت و نعمت برسد.
ظفر وی را دلیل و جود گنجور
وفا وی را امین و عقل دستور
هوش مصنوعی: پیروزی او با نشانهای روشن خود را نمایان میکند و بخشش او از قلب بزرگی نشأت میگیرد؛ وفای او را میتوان به عنوان جستجوی امانت و عقلش را به عنوان راهنمای راستین در نظر گرفت.
مر آن را کاوست هم نام محمد
چو او منصور شد چون او مؤید
هوش مصنوعی: هر کسی که نام محمد را به دوش میکشد، همانند او که منصور شد و مورد تایید قرار گرفت، برایش مرگ همانند زندگی است.
پدید آمد ز مشرق همچو خورشید
به دولت شاه شاهان شد چو جمشید
هوش مصنوعی: از مشرق، نوری همچون خورشید نمایان شد و دولت شاه شاهان، همچون جمشید، درخشش و شکوه یافت.
به هندی تیغ بستد هند و خاور
به ترکی جنگجویان روم و بربر
هوش مصنوعی: در این جا اشاره میشود که در سرزمینهای هند و خاور، نبردهایی با استفاده از تیغ و شمشیر انجام میشود، در حالی که جنگجویان روم و بربر نیز با زبان ترکی درگیر این نبردها هستند. به طور کلی، جنگ و درگیری در مناطق مختلف دنیا به تصویر کشیده شده است.
میان بستهست بر ملکت گشادن
جهان گیرد همی از دست دادن
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که در فضای محدود و بسته، به سختی میتوان به دنیا و امکانات آن دسترسی پیدا کرد و برای رسیدن به چیزهای بزرگتر باید از برخی چیزها چشمپوشی کرد.
چه خوانی قصهٔ ساسانیان را
همیدون دفتر سامانیان را
هوش مصنوعی: چه خوب است که داستانهای ساسانیان را بشنوی و همچنین از کتابهای سامانیان نیز بهرهمند شوی.
بخوان اخبار سلطان را یکی بار
که گردد آن همه بر چشم تو خوار
هوش مصنوعی: خبرها و اخبار درباره سلطنت را یک بار بخوان تا همه آنچه را که بر چشم تو بزرگ و محترم مینمود، کوچک و بیارزش شود.
بیابی اندرو چندان که خواهی
شگفتیهای پیروزی و شاهی
هوش مصنوعی: به هر اندازه که بخواهی میتوانی در او (آن) شگفتیهای پیروزی و سلطنت را تماشا کنی.
نوادرها و دولتهای دوران
عجایبها و قدرتهای یزدان
هوش مصنوعی: دولتها و ویژگیهای خاصی که در دوران شگفتیها و قدرت الهی به وجود آمدهاند.
بخوان اخبار او را تا بدانی
که کس ملکت نیابد رایگانی
هوش مصنوعی: بخوان اخبار او را تا بفهمی که هیچ کس بدون زحمت و تلاش نمیتواند به ثروت و حکومت دست یابد.
زمین ماورالنهر و خراسان
سراسر شاه را بودهست میدان
هوش مصنوعی: زمینهایی که در ماورالنهر و خراسان هستند، همواره عرصهی پادشاهی و قدرت بودهاند.
نبردی کرده بر هر جایگاهی
برو بشکسته سالاری و شاهی
هوش مصنوعی: در هر جایگاهی جنگی صورت گرفته که در آن سلطنت و قدرت شکسته شده است.
چو از توران سوی ایران سفر کرد
چو کیخسرو به جیحون بر گذر کرد
هوش مصنوعی: وقتی کیخسرو از سرزمین توران به سوی ایران حرکت کرد، در مسیرش از رود جیحون عبور کرد.
ستورش بود کشتی بخت رهبر
خدایش بود پشت و چرخ یاور
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر با او همراه است و مانند کشتی، به او قدرت و حمایت میبخشد. خداوند همچون یک پشتوانه و حامی، در سختیها در کنار اوست.
نگر تا چون یقین دلْش بد پاک
که بر رودی چنان بگذشت بیباک
هوش مصنوعی: نگران باش تا زمانی که دلش پاک باشد، چون که او همچون آبی بیپروا از روی رودخانه عبور میکند.
چو نشکوهید او را دل ز جیحون
چرا بشکوهد از حال دگرگون
هوش مصنوعی: وقتی کسی به خداوند به درستی و خوبی یاد نکند و او را به ستایش نگیرد، چرا باید از تغییر حال و احوال خود شکایت کند؟
نه از گرما شکوهد نه ز سرما
نه از ریگ و کویر و کوه و دریا
هوش مصنوعی: نه از گرما ناراحتم، نه از سرما، نه از شن و کویر و نه از کوه و دریا.
بیابانهای خوارزم و خراسان
به چشمش همچنان آید که بستان
هوش مصنوعی: بیابانهای خوارزم و خراسان در نظر او به زیبایی و سرسبزی یک باغ جلوه میکنند.
همیدون شخّهای کوه قارن
به چشمش همچنان آید که گلشن
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دیوارهای کوه قارن وجود دارد، در چشم او به زیبایی باغ گل دیده میشود.
نه چون شاهان دیگر جامجویست
که از رنج آزمودن نامجویست
هوش مصنوعی: این شخص به دنبال حقیقت و نام نیک نیست، بلکه هدف او از تحمل سختیها و مشکلات، کسب تجربه و درک عمیقتری از زندگی است، نه مانند دیگران که تنها به دنبال قدرت و جایگاه هستند.
همی تا آب جیحون را ز پس ماند
دوصد جیحون ز خون دشمنان راند
هوش مصنوعی: به دنبال این هستم که آب جیحون را به عقب برانم، و در عوض دو صد جیحون از خون دشمنان جاری کنم.
یکی طوفان ز شمشیرش برآمد
کزو روز همه شاهان سر آمد
هوش مصنوعی: یک طوفان از قدرت شمشیر او به وجود آمد که باعث پایان روز همه شاهان شد.
بدان گیتی روان شاه مسعود
خجل بود از روان شاه محمود
هوش مصنوعی: در این دنیا، روح شاه مسعود از وجود شاه محمود شرمنده و خجالتزده بود.
کجا او سرزنش کردی فراوان
که بسپردی به نادانی خراسان
هوش مصنوعی: تو کجا او را زیاد سرزنش کردی که سرانجام او را به نادانی خراسان سپردی.
کنون از بس روان شهریاران
که با باد روان گشتند یاران
هوش مصنوعی: اکنون به خاطر بسیاری از پادشاهان که با باد در حرکت شدند، دوستان و همراهان نیز به سوی خود میآیند.
همه از دست او شمشیر خوردند
همه شاهی و ملک او را سپردند
هوش مصنوعی: همه از قدرت و نفوذ او ضربه خوردند و همه کسانی که در مقام سلطنت و فرمانروایی بودند، امور خود را به او واگذار کردند.
روان او بِرَست از شرمساری
که بسیارند همچون او به زاری
هوش مصنوعی: روح او از شرم خلاص شد، چرا که افرادی بسیار دیگری نیز هستند که مانند او در حال زاری و نالهاند.
به نزدیک پدر گشتهست معذور
که بهتر زو بسی شه دید مقهور
هوش مصنوعی: به نزد پدرش رفته و عذرخواهی کرده است، چون او از بسیاری از پادشاهان قدرتمندتر و برتر را دیده است.
کدامین شاه در مشرق گهِ
رزم
توانستی زدن با شاه خوارزم
هوش مصنوعی: کدامین پادشاه در سرزمین شرق توانسته با پادشاه خوارزم در میدان بدرخشد و نبرد کند؟
شناسد هر که در ایام ما بود
که کار شهْملک چون بر سما بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در زمان ما زندگی کرده، میداند که کارهای پادشاه مانند نمایش آسمانی است.
سوار ترک بودش صدهزاری
که بس بد با سپاهی زان سواری
هوش مصنوعی: یک سوار ترک داشت که بسیار معروف و قدرتمند بود و او به طرز وحشتناکی با سپاهیان دیگر در نبرد روبرو میشد.
ز بس کاو تاختن برد و شبیخون
شکوهش بود زانِ رستم افزون
هوش مصنوعی: به خاطر تندرویش و حملههایش، شکوه و عظمت او بیشتر از رستم است.
خداوند جهان سلطان اعظم
به تدبیر صواب و رای محکم
هوش مصنوعی: خداوندی که بر تمام جهان حکمرانی دارد، با تدبیر درست و تصمیمات قاطع، کارهای خویش را به پیش میبرد.
چنان لشکر بدرّد روز کینه
که سندان گران مر آبگینه
هوش مصنوعی: روز کینه، نیروهایی به شدت با هم درگیر میشوند و دشمنان را به شدت شکست میدهند، مانند اینکه سنگینترین و محکمترین اشیاء هم میتوانند شکسته شوند.
هم از سلطان هزیمت شد به خواری
هم اندر راه کشته شد به زاری
هوش مصنوعی: او هم به خاطر شکست از سلطان با خفت و سرباز به زمین افتاده و هم در راه به زاری کشته شد.
بداَندیشان سلطان آنچه بودند
همین روز و همین حال آزمودند
هوش مصنوعی: افراد بداندیش همانطور که در این روز و زمان مشاهده میکنند، همیشه همانگونه بودند.
هر آن کهتر که با مهتر ستیزد
چنان افتد که هرگز برنخیزد
هوش مصنوعی: هر کس که با بالاتر و بزرگتر از خود به مخالفت برآید، به گونهای به زمین میافتد که دیگر نتواند بلند شود.
تنش گردد شقاوت را فسانه
روانش تیر خذلان را نشانه
هوش مصنوعی: اگر روح انسان به بدیها آلوده شود، آن بدیها مانند افسانهای میشوند که تیرهای ناامیدی به آن نشانه میروند.
و لیکن گر ورا دشمن نبودی
پس این چندین هنر با که نمودی
هوش مصنوعی: اما اگر او دشمن تو نبود، پس این همه هنر و مهارت را به چه کسی نشان میدادی؟
اگر ظلمت نبودی سایهگستر
نبودی قدر خورشید منوّر
هوش مصنوعی: اگر ظلمت و تاریکی وجود نداشت، سایه و پنهانی هم در کار نبود و ارزش و روشنایی خورشید بهخوبی معلوم نمیشد.
همیدون شاه گیتی قدر والاش
پدید آورد مردم را به اعداش
هوش مصنوعی: همیدون، پادشاه جهان، مقام والایی را برای خود به وجود آورد و مردم را به سوی آن هدایت کرد.
چو صافی کرد خوارزم و خراسان
فرود آمد به طبرستان و گرگان
هوش مصنوعی: وقتی که سرزمینهای خوارزم و خراسان به جایی آرام و دلپذیر تبدیل شد، او به طبرستان و گرگان سفر کرد.
زمینی نیست در عالم سراسر
ازو پژمردهتر از وی عجبتر
هوش مصنوعی: در کل دنیا، هیچ زمینی پیدا نمیشود که از او بیشتر پژمرده باشد و این بسیار عجیب است.
سه گونه جای باشد صعب و دشوار
یکی دریا دگر آجام و کهسار
هوش مصنوعی: در زندگی سه نوع مکان سخت و دشوار وجود دارد: یکی دریا که با طوفانها و امواجش طاقتفرساست، دیگری جنگلهای انبوه که جستوجو در آنها آسان نیست، و سوم کوهها که صعود به آنها دشواریهای خاص خود را دارد.
سراسر کوه او قلعه همانا
چو خندق گشته در دامانش دریا
هوش مصنوعی: تمامی ارتفاعات کوه مانند قلعهای محکم است و دور تا دور آن به مانند خندقی از دریا احاطه شده است.
نداند زیرک آن را وصف کردن
نداند دیو در وی راه بردن
هوش مصنوعی: افراد باهوش و زیرک از توصیف این موضوع ناتوانند و همچنین موجودات پلید نمیتوانند از آن درون انسان نفوذ کنند.
درو مردان جنگی گیل و دیلم
دلیران و هنرجویان عالم
هوش مصنوعی: در بین مردان جنگجو و دلیر گیل و دیلم، افرادی هستند که به دنبال هنر و مهارت در جهاناند.
هنرشان غارتست و جنگ پیشه
بیامُخته دران دریا و بیشه
هوش مصنوعی: آنها هنری جز دزدی ندارند و در میدان نبرد مهارت یافتهاند، در دریاها و جنگلها.
چو رایتهای سلطان را بدیدند
چو دیو از نام یزدان دررَمیدند
هوش مصنوعی: زمانی که پرچمهای سلطان را مشاهده کردند، مانند دیوان از نام خداوند فرار کردند.
از آن دریا که آنجا هست، افزون
ازیشان ریخت سلطان جهان خون
هوش مصنوعی: از آن دریا که در آنجا قرار دارد، سلطان جهان بیش از هر چیز دیگری خون میریزد.
کنون یابند آنجا بر درختان
به جای میوه مغز شوربختان
هوش مصنوعی: الان درختان در آنجا به جای میوه، سرنوشت تلخ و بدبختیهای انسانها را نشان میدهند.
چو صافی گشت شهر و آن ولایت
از آنجا سوی ری آورد رایت
هوش مصنوعی: زمانی که شهر و منطقه پاک و دلنشین شد، پرچم به سوی ری هدایت شد.
به هر جایی سپهداران فرستاد
که یکیک مختصر با تو کنم یاد
هوش مصنوعی: به هر سمت، فرماندهان را فرستادم تا هر کدام به طور مختصر با تو صحبت کنند و تو را به یاد آورند.
سپهداری به مکران رفت و گرگان
یکی دیگر به موصل رفت و خوزان
هوش مصنوعی: سپهبد به منطقه مکران رفت و شخص دیگری از گرگان به موصل و خوزستان رفت.
یکی دیگر به کرمان رفت و شیراز
یکی دیگر به ششتر رفت و اهواز
هوش مصنوعی: یک نفر به کرمان رفت، فرد دیگری به شیراز، یکی هم به ششتر و دیگری به اهواز رفت.
یکی دیگر به ارّان رفت و ارمن
فگند اندر دیار روم شیون
هوش مصنوعی: شخصی دیگری به سرزمین اران رفت و در کشور روم، آوای ناله و اندوه به راه انداخت.
سپهداران او پیروز گشتند
بد اندیشان او بدْروز گشتند
هوش مصنوعی: فرماندهان او پیروز شدند، اما بداندیشان او به تلخی و ناکامی دچار شدند.
رسول آمد بدو از ارسلانخان
به نامه جست ازو پیوند و پیمان
هوش مصنوعی: پیامآور از ارسلانخان به او رسید و نامهای آورد که درباره پیوند و پیمانی بود.
فرستادش به هدیه مال بسیار
پذیرفتش خراج ملک تاتار
هوش مصنوعی: او به عنوان هدیه، مال زیادی را فرستاد و او هم قبول کرد که خراج ملک تاتار را بپردازد.
جهان سالار با وی کرد پیوند
که دید او را به شاهی بس خردمند
هوش مصنوعی: جهانشاه با او پیوندی برقرار کرد، زیرا او را فردی بسیار حکیم و دانا دید.
وزان پس مرد و مال آمد ز قیصر
چنان کاید ز کهتر سوی مهتر
هوش مصنوعی: پس از آن، مرد و ثروت از قیصر بهگونهای آمد که از پایینترین مقام به بالاترین مقام منتقل شد.
خراج روم دهساله فرستاد
اسیران را ز بندش کرد آزاد
هوش مصنوعی: پس از ده سال مالیات روم به اسیران فرستاده شد و آنها را از بند آزاد کردند.
به عمّوریّه با قصرش برابر
مناره کرد و مسجد کرد و منبر
هوش مصنوعی: در عموریّه، با توجه به قصر آن، مناره و مسجد و منبر ساخته شد.
نوشته نام سلطان بر مناره
شده زو دین اسلام آشکاره
هوش مصنوعی: بر روی مناره نام سلطان نوشته شده و این نشاندهندهی بارزی از دین اسلام است.
ز شاه شام نیز آمد رسولی
نموده عهد را بهتر قبولی
هوش مصنوعی: از طرف پادشاه شام، فرستادهای آمد که قرارداد را بهتر مورد تأیید قرار دهد.
فرستاده به هدیه مال بسیار
وزآن جمله یکی یاقوت شهوار
هوش مصنوعی: هدیهای با ارزش و فراوان فرستاده شده است و از میان این همه زیبایی، یکی از آنها همانند یاقوت است.
یکی یاقوت رُمّانیِ بشکوه
بزرگ و گرد و ناهموار چون کوه
هوش مصنوعی: یک یاقوت بزرگ و باشکوه به شکل گرد و ناهموار که شبیه کوه است.
ز رخشانی چو خورشید سما بود
خراج شام یک سالش بها بود
هوش مصنوعی: چهره او مانند خورشید درخشنده است و ارزش یک سال خراج شام برابر با زیبایی و ارزش اوست.
ابا خوبی و با نغزی و رنگش
برآمد سی و شش مثقال سنگش
هوش مصنوعی: با زیبایی و ناز و رنگی خاص، سی و شش مثقال سنگش نمایان شد.
ازان پس آمدش منشور و خلعت
لوای پادشاهی از خلیفت
هوش مصنوعی: پس از آن، برای او حکم و لباس سلطنتی از طرف خلیفه فرستاده شد.
بپوشید آن لوا را در صفاهان
بدانش تهنیت کردند شاهان
هوش مصنوعی: در اصفهان، شاهان به خاطر آن لباس زیبا، تبریک و شادباش گفتند.
به یک رویه ز چین تا مصر و بربر
شدند او را ملوک دهر چاکر
هوش مصنوعی: فرمانروایان زمان، از چین تا مصر و برزخ، به یک نظر و چهره به خدمت او درآمدند.
میان دجله و جیهون جهانیست
ولیکن شاه را چون بوستانیست
هوش مصنوعی: در میان دجله و جیهون جایی وجود دارد، اما برای پادشاه مانند یک باغ و بوستان است.
رهی گشتند او را زوردَستان
ز دل کردند بیرون مکر و دستان
هوش مصنوعی: راهی شد و از دل کسانی که به او مینگریستند، نیرنگ و فریب را دور کردند.
همی گردد در این شاهانه بستان
به کام خویش با درگهْپرستان
هوش مصنوعی: در این باغ سلطنتی، افرادی که در خدمت درگاه هستند، به خواستههای خود میرسند و از زیباییهای این مکان لذت میبرند.
هزاران آفتاب اندر کنارش
هزاران اژدها اندر حصارش
هوش مصنوعی: هزاران آفتاب در کنار او وجود دارد و هزاران اژدها در دورتادورش قرار دارد.
گهی دارد نشست اندر خراسان
گهی در اصفهان و گه به گرگان
هوش مصنوعی: گاهی در خراسان مینشیند، گاهی در اصفهان و گاهی هم در گرگان.
از اطراف ولایت هر زمانی
به فتحی آورندش مژدگانی
هوش مصنوعی: در هر زمانی از مناطق مختلف، با پیروزی و موفقیتهایی او را خوشخبر میکنند.
ز بانگ طبل و بوق مژدهخواهان
نخفتم هفت مه اندر صفاهان
هوش مصنوعی: از صدای طبل و بوق افرادی که بشارت میدهند، من در صفاهان خوابم نبرده است و هفت ماه را بیدار ماندهام.
به ماهی در نباشد روزگاری
کز اقلیمی نیارندش نثاری
هوش مصنوعی: به طور کلی به این معنی است که ماهی نمیتواند در روزگاری خوب زندگی کند که از جایی که متعلق به آن است، چیزی به آن نرسد. در واقع، برای موجودی مثل ماهی، محیط مناسب و منابع کافی بسیار اهمیت دارد و بدون این موارد، نمیتواند زندگی مطلوبی داشته باشد.
جهان او راست میدارد به شادی
کِه و مِه را همی بخشد به رادی
هوش مصنوعی: جهان به شادی او احترام میگذارد و به نور و ماه همواره ارادت میورزد.
مرادش زین جهان جز مردمی نه
ز یزدان ترسد و از آدمی نه
هوش مصنوعی: هدف او از این جهان فقط انسانیت است، نه اینکه از خدا بترسد و نه از انسانها.
بر اطراف جهان شاهان نامی
ازو جویند جاه و نیکنامی
هوش مصنوعی: در سرتاسر جهان، پادشاهان معروف همواره به دنبال کسب مقام و شهرت هستند.
ازیشان هرکه را او بِه نوازد
ز بخت خویش آن کس بیش نازد
هوش مصنوعی: هرکس که مورد محبت و نوازش او قرار گیرد، به خاطر خوش شانسی خود، بیشتر به خود میبالد.
به درگاه آنکه او را کهترانند
مِه از خانان و بیش از قیصرانند
هوش مصنوعی: به پیشگاه کسی که او را افراد پایینتر از خودشان میشناسند، بیشتر از پادشاهان و از آنها با ارزشتر است.
کجا از خان و قیصر سال تا سال
همی آید پیاپی گونهگون مال
هوش مصنوعی: به کجا میتوان یافت که هر سال به طور مداوم و پیوسته، انواع مختلفی از مال و ثروت از خان و قیصر به دست آید؟
که را دیدی تو از شاهان کشور
بدین نام و بدین جاه و بدین فر
هوش مصنوعی: آیا کسی را دیدهای که از میان پادشاهان کشور، به این نام و مقام و بزرگی باشد؟
کدامین پادشه را بود چندین
ز مصر و شام و موصل تا درِ چین
هوش مصنوعی: کدام پادشاهی وجود دارد که از سرزمینهای مختلفی همچون مصر، شام و موصل تا دروازههای چین، دارای اینچنین عظمت و قدرتی باشد؟
کدامین پادشه را این هنر بود
که نز رنج و نه از مرگش حذر بود
هوش مصنوعی: کدام پادشاهی میتواند ادعا کند که نه از رنج میترسد و نه از مرگ؟
سزد گر جان او چندان بماند
که افزونتر ز جاویدان بماند
هوش مصنوعی: اگر جان او به اندازهای باقی بماند که بیشتر از جاودانهها دوام بیاورد، سزاوار است.
هزاران آفرین بر جان او باد
مدار چرخ بر فرمان او باد
هوش مصنوعی: هزاران تحسین بر روح او باد و همیشه سرنوشت به دست او باشد.
ستاره رهنمای کام او باد
زمانه نیکخواه نام او باد
هوش مصنوعی: ستارهای که مسیر او را نشان میدهد، به او کمک کند و سرنوشتش به خوبی و خوشی رقم بخورد.
شهنشاهی و نامش جاودان باد
تنش آسوده و دل شادمان باد
هوش مصنوعی: باشد که پادشاهی او همواره در ذهنها بماند و بدنش در آرامش و دلش شاد باشد.
کجا رزمش بود پیروزگر باد
کجا بزمش بود با جاه و فر باد
هوش مصنوعی: در کجا پیروزی او به واسطه باد و عوامل طبیعی بود و در کجا داشتن جلال و بزرگی او ناشی از تجمل و خوشگذرانی بود؟
به هر کامی نشاط او را قرین باد
به هر کاری خدا او را مُعین باد
هوش مصنوعی: برای هر موفقیتی، خوشحالی و شادی او ملازم باشد و در هر کاری، خداوند او را یاری کند.