شمارهٔ ۹ - قصیدهٔ ناتمام در مدح ملک تاج الملوک محمود
وقت گل سوری، خیز ای نگار
بر گل سوری می سوری بیار
بربط سُغدی را گردن بگیر
زخمهٔ زیر و بم او برگمار
زان می نوشین، که چو جانم بدی
گر شدی اندر تن من پایدار
آنکه بود در تن آزادگان
از همه شادی و طرب دستیار
گوهر جود است، که گردد بدو
از گهر مردم جود آشکار
گر نبدی خاصیت او به جود
جای نبودیش کف شهریار
خسرو محمود شهنشاه دهر
تاج ملوک و ملک شهریار
آتش سوزنده به هنگام رزم
مهر فروزنده به هنگام بار
آنکه ازو باغ بهار است ملک
کف زر افشانش ابر بهار
شمارهٔ ۸ - در مدح نصیر الدوله ناصرالدین ابوالحسن نصر: خیز، ای بت بهشتی، آن جام می بیارشمارهٔ ۱۰ - در نکوهش اغل نام: ای آفتاب ملک، رهی خفته بود دوش
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
وقت گل سوری، خیز ای نگار
بر گل سوری می سوری بیار
هوش مصنوعی: زمانی که گلهای سرخ شکفتهاند، ای محبوب، بر روی گلها بیا و زیباییات را به نمایش بگذار.
بربط سُغدی را گردن بگیر
زخمهٔ زیر و بم او برگمار
هوش مصنوعی: بربط سُغدی را در دست بگیر و به نواختن آن بپرداز، تا نوای زیر و بمش را به زیبایی تولید کنی.
زان می نوشین، که چو جانم بدی
گر شدی اندر تن من پایدار
هوش مصنوعی: از آن شراب شیرین بنوش که اگر روزی در تن من بماند، همچون جانم خواهد بود.
آنکه بود در تن آزادگان
از همه شادی و طرب دستیار
هوش مصنوعی: کسی که در وجود آزادگان، همراه شادی و خوشی است.
گوهر جود است، که گردد بدو
از گهر مردم جود آشکار
هوش مصنوعی: عطایای سخاوت باعث میشود که ویژگیهای نیکویی در مردم نمایان شود.
گر نبدی خاصیت او به جود
جای نبودیش کف شهریار
هوش مصنوعی: اگر ویژگی او به بخشش نبود، جایگاهش در دل شهریار وجود نداشت.
خسرو محمود شهنشاه دهر
تاج ملوک و ملک شهریار
هوش مصنوعی: خسرو محمود، پادشاه بزرگ و قدرتمند زمانه، تاج و تختی از آن خود دارد که نمایانگر سلطنت و شکوه اوست.
آتش سوزنده به هنگام رزم
مهر فروزنده به هنگام بار
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، آتش به شدت سوزنده و خطرناک است، اما در زمان بارش باران، گرمای مهر تابان باعث رشد و زندگی میشود.
آنکه ازو باغ بهار است ملک
کف زر افشانش ابر بهار
هوش مصنوعی: کس دیگری که بهار و زیبایی را به ارمغان میآورد و سرزمینی پر از گل و سرسبزی دارد، در دلش گنجهای بیپایانی از عشق و احساس را غرق کرده است.