گنجور

شمارهٔ ۳ - در مدح شمس الملک

خوشا باد سحرگاهی، که بر گلشن گذر دارد
که هر فصلی و هر وقتی یکی حال دگر دارد
گهی بر عارض هامون ز برگ لاله گل پوشد
گهی بر ساحت صحرا ز نقش گل صور دارد
دم عیسی‌ست، پنداری، که مرده زنده گرداند
پی خضر است، پنداری که عالم پر خضر دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر، ساحری سازد
چنان گویی کلید سحر در دست سحر دارد
نسیم باد فردوس است گویی، کز نسیم او
رخ باغ و کنار راغ چون فردوس فر دارد
نگاران بهشتی را نقاب از چهره بگشاید
عروسان بهاری را حجاب از روی بر دارد
گهی بر گل گل افشاند، گهی بر گل گهر ریزد
گهی در دل مکان دارد، گهی در سر مقر دارد
الا، یا باد روح‌افزای چهرانگیز مشک‌افشان
خبر ده: کان نگار ما ز حال ما خبر دارد؟
چو ما هر شب سر مژگان به در دیده آراید؟
چو ما هر شب رخ و عارض پر از یاقوت تر دارد؟
رسول زلف معشوقی، که چون جنبش پذیری تو
ز مشکین زلف معشوقان نسیم تو اثر دارد
شراب بوی وصلی تو، که روح از تو طرب گیرد
مگر از جوهر جانی؟ که جان از تو خطر دارد
همه مر روح را مانی، اگر از روح گل بارد
همه اندیشه را مانی، اگر اندیشه پر دارد
ضمیر عاشقانی تو، که یک ساعت نیاسایی
امید وصل معشوقت همیشه در سفر دارد
الا، یا جفت تنهایی و یار روز نومیدی
مبادا جان آن کس کز تو جان را دوست تر دارد
به جان در دارمت، زیرا که اطراف تو هر روزی
به خاک حضرت میمون عالی بر، گذر دارد
مبارک حضرت شاه سمرقند، آن خداوندی
که از قدرت مثالش را فلک بر فرق سر دارد
جمال ملک، خاقان معظم، کز جلال او
قضا در پرده غیب از حریم او حذر دارد
خداوند خداوندان، جهاندار جهانداران
که ملک و عز و جاه و جود میراث از پدر دارد
هوای او بهر جشنی هزاران شوشتر بندد
زمین او بهر گامی هزاران کاشغر دارد
به صلح اندر، چو رای او طریق مصلحت جوید
به جنگ اندر، چو تیغ او نشان شور و شر دارد
یکی از دولت و اقبال منشور شرف بخشد
یکی از نصرت و توفیق تأیید و ظفر دارد
نشاط زر بدی مرسوم پیش شاه هر عیدی
ازین معنی همی بنده رخان مانند زر دارد
خداوندی، که تا جاه است، جاه از وی شرف گیرد
خداوندی، که تا جود است، جود از وی خطر دارد
خط قوس قزح گه گه پدید آید نمایش را
که اندر طاعتش هر کس ز یاقوتی کمر دارد
ایا فخر همه شاهان و عذر نیک بدخواهان
بد اندیش تو در شریان ز اندیشه شرر دارد
خجسته پادشاهی تو، رعیت را و ملکت را
خجسته باد جان آن که او چون تو پسر دارد
بهار است، ای بهار ملک و عید است، ای عماد دین
بخواه آن می که بوی مشک و رنگ معصفر دارد
بشارت باد از ایزد همیشه جان آن کس را
که نام و سیرتش زنده چو تو فرخ سیر دارد
بقا بادت به فر ملک، چندانی که تو خواهی
که دولت زین سپس صد عید ازین فرخنده‌تر دارد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خوشا باد سحرگاهی، که بر گلشن گذر دارد
که هر فصلی و هر وقتی یکی حال دگر دارد
هوش مصنوعی: ای کاش سحرگاهی باشد که در باغی سرسبز پیموده شود، زیرا هر فصل و هر زمان به حال و هوای متفاوتی خود را نشان می‌دهد.
گهی بر عارض هامون ز برگ لاله گل پوشد
گهی بر ساحت صحرا ز نقش گل صور دارد
هوش مصنوعی: گاهی بر چهره هامون گل‌های لاله جلوه می‌کند و گاهی در دشت، نقشی از گل‌های صورتی به چشم می‌آید.
دم عیسی‌ست، پنداری، که مرده زنده گرداند
پی خضر است، پنداری که عالم پر خضر دارد
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که در این زمان، نیروی معجزه‌آسا و زندگی‌بخش همچون عیسی وجود دارد که قادر است مردگان را زنده کند، و همچنین امیدی به وجود شخصیتی خردمند و دانا مانند خضر وجود دارد که در عالم حضور دارد و به تعلیم و آموزش ادامه می‌دهد.
سحرگه باد شبگیری به گل بر، ساحری سازد
چنان گویی کلید سحر در دست سحر دارد
هوش مصنوعی: صبح زود، نسیم شبنم به گل‌ها وزیدن می‌گیرد و به‌طرزی جادوگرانه، جاذبه‌ای ایجاد می‌کند که گویی راز جادو در دستان آن جادوگر است.
نسیم باد فردوس است گویی، کز نسیم او
رخ باغ و کنار راغ چون فردوس فر دارد
هوش مصنوعی: گویی نسیم باد طعم بهشت را به همراه دارد، زیرا نسیم او چهره باغ و کناره‌های سرسبز را همچون بهشتی زیبا می‌آراید.
نگاران بهشتی را نقاب از چهره بگشاید
عروسان بهاری را حجاب از روی بر دارد
هوش مصنوعی: زیبایی‌های بهشتی خود را نمایان می‌کنند و عروس‌های بهار هم بی‌پرده و زیبا جلوه‌گر می‌شوند.
گهی بر گل گل افشاند، گهی بر گل گهر ریزد
گهی در دل مکان دارد، گهی در سر مقر دارد
هوش مصنوعی: گاهی بر گل، عطر و زیبایی می‌افشاند و گاهی بر گل‌های گرانبها، گوهر می‌ریزد. گاهی در دل انسان‌ها جا دارد و گاهی در سر و فکرشان قرار می‌گیرد.
الا، یا باد روح‌افزای چهرانگیز مشک‌افشان
خبر ده: کان نگار ما ز حال ما خبر دارد؟
هوش مصنوعی: ای باد خوشبو و جان‌افزا که زیبایی را به ارمغان می‌آوری، به من بگو: آیا آن معشوقه‌ام از حال و روز من خبر دارد؟
چو ما هر شب سر مژگان به در دیده آراید؟
چو ما هر شب رخ و عارض پر از یاقوت تر دارد؟
هوش مصنوعی: آیا کسی مانند ما می‌تواند هر شب مژه‌ها را به زیبا‌ترین شکل به نمایش بگذارد؟ آیا کسی غیر از ما می‌تواند هر شب چهره و پیشانی‌اش پر از زیبایی و درخشش همچون یاقوت باشد؟
رسول زلف معشوقی، که چون جنبش پذیری تو
ز مشکین زلف معشوقان نسیم تو اثر دارد
هوش مصنوعی: معشوقی با زلف‌های سیاه و زیبا، وقتی که حرکت می‌کند، نسیم لطیفی به وجود می‌آورد که مانند عطر زلف‌های اوست و تأثیری شگفت‌انگیز دارد.
شراب بوی وصلی تو، که روح از تو طرب گیرد
مگر از جوهر جانی؟ که جان از تو خطر دارد
هوش مصنوعی: شراب عطری که خبر از وصال تو می‌دهد، چطور می‌تواند روح را شاداب کند در حالی که جان از تو خطر می‌کند؟
همه مر روح را مانی، اگر از روح گل بارد
همه اندیشه را مانی، اگر اندیشه پر دارد
هوش مصنوعی: اگر روح انسان با زیبایی‌ها و خوبی‌ها پر شود، مانند گلی است که گل می‌دهد و می‌روید. همچنین، اگر اندیشه‌ها سرشار از ایده‌های خوب و مثبت باشند، مانند ذهنی پر و پربار خواهند بود.
ضمیر عاشقانی تو، که یک ساعت نیاسایی
امید وصل معشوقت همیشه در سفر دارد
هوش مصنوعی: عشق‌ورزان تو، که دقیقه‌ای از امید به وصال معشوقشان دست برنمی‌دارند، همیشه در حال سفر و جستجو هستند.
الا، یا جفت تنهایی و یار روز نومیدی
مبادا جان آن کس کز تو جان را دوست تر دارد
هوش مصنوعی: ای تنها و یار ناامیدی، مبادا که جان کسی که عشق را بیشتر از تو دوست دارد، در خطر باشد.
به جان در دارمت، زیرا که اطراف تو هر روزی
به خاک حضرت میمون عالی بر، گذر دارد
هوش مصنوعی: در دل و جانم برای تو ارزش و احترامی قائل‌ام، چون هر روز کسانی که در اطراف تو هستند، به احترام مقام والای تو به خاک می‌افتند.
مبارک حضرت شاه سمرقند، آن خداوندی
که از قدرت مثالش را فلک بر فرق سر دارد
هوش مصنوعی: به سلامتی شاه سمرقند، آن خدایی که قدرتش به اندازه‌ای است که ستاره‌ها هم به او افتخار می‌کنند.
جمال ملک، خاقان معظم، کز جلال او
قضا در پرده غیب از حریم او حذر دارد
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه پادشاه بزرگ، به قدری با عظمت است که حتی سرنوشت و تقدیر نیز از جایگاه بلند او دوری می‌کنند و در پس پرده‌ای پنهان هستند.
خداوند خداوندان، جهاندار جهانداران
که ملک و عز و جاه و جود میراث از پدر دارد
هوش مصنوعی: خداوندی که برتری بر همه خداوندان دارد و حاکم بر حاکمان جهانی است، دارای ملک و جاه و نیکی است که از پدرانش به ارث برده است.
هوای او بهر جشنی هزاران شوشتر بندد
زمین او بهر گامی هزاران کاشغر دارد
هوش مصنوعی: در دل او به مناسبت‌ها و جشن‌ها، شوشترهایی به پا می‌شود و برای هر قدمی که برمی‌دارد، چندین کاشغر وجود دارد.
به صلح اندر، چو رای او طریق مصلحت جوید
به جنگ اندر، چو تیغ او نشان شور و شر دارد
هوش مصنوعی: اگر در صلح باشی، باید مانند فردی عقلانی و خردمند به دنبال راه‌های مناسب باشی. اما اگر در جنگ قرار گرفتی، باید مانند شمشیری که نشان‌دهنده شور و هیجان است، عمل کنی.
یکی از دولت و اقبال منشور شرف بخشد
یکی از نصرت و توفیق تأیید و ظفر دارد
هوش مصنوعی: خداوند به برخی افراد از نعمت و خوشبختی برخوردار می‌کند و به برخی دیگر از فضل و موفقیت‌های ویژه ای می‌بخشد.
نشاط زر بدی مرسوم پیش شاه هر عیدی
ازین معنی همی بنده رخان مانند زر دارد
هوش مصنوعی: در هر عید، شادابی و زیبایی طلا به عنوان هدیه‌ای برای شاه مرسوم است و من هم به همین دلیل، مانند طلا، شاد و خوشحال هستم.
خداوندی، که تا جاه است، جاه از وی شرف گیرد
خداوندی، که تا جود است، جود از وی خطر دارد
هوش مصنوعی: خداوندی که هرچه مقام و عظمت دارد، از او نشئت می‌گیرد و به واسطه وجود او شرافت پیدا می‌کند. خدایی که هرچه بخشش و generosity دارد، از او نشأت می‌گیرد و به برکت او، خطرات و سختی‌ها را تحمل می‌کند.
خط قوس قزح گه گه پدید آید نمایش را
که اندر طاعتش هر کس ز یاقوتی کمر دارد
هوش مصنوعی: درخشش رنگین کمان گاهی به چشم می‌آید و نشان می‌دهد که هر کسی در خدمت آن، به مانند یاقوتی زینت خود را دارد.
ایا فخر همه شاهان و عذر نیک بدخواهان
بد اندیش تو در شریان ز اندیشه شرر دارد
هوش مصنوعی: آیا تو به عنوان بهترین و عالی‌ترین فرد میان همه پادشاهان هستی و در عین حال، دلیل و عذر نیکو برای بداندیشان و بدخواهان داری که از درون افکارشان شعله‌ای به وجود آمده است؟
خجسته پادشاهی تو، رعیت را و ملکت را
خجسته باد جان آن که او چون تو پسر دارد
هوش مصنوعی: خجسته بودن و خوشی پادشاهی تو، برای مردم و سرزمینت نیز خوشبختی به ارمغان بیاورد. جان آن کسی که چون تو فرزندی دارد، شاد و خوش باشد.
بهار است، ای بهار ملک و عید است، ای عماد دین
بخواه آن می که بوی مشک و رنگ معصفر دارد
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده است و این زمان را جشن و خوشحالی می‌دانیم. ای پایه‌گذار دین، از آن شراب خاص بخواه که عطر مشک و رنگ زعفران دارد.
بشارت باد از ایزد همیشه جان آن کس را
که نام و سیرتش زنده چو تو فرخ سیر دارد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که نام و صفاتش مانند تو جاویدان و خوشبخت است و همیشه از طرف خداوند بشارت دارد.
بقا بادت به فر ملک، چندانی که تو خواهی
که دولت زین سپس صد عید ازین فرخنده‌تر دارد
هوش مصنوعی: زندگی‌ات در سلطنت به اندازه‌ای بادا که هر چه می‌خواهی، چرا که پس از این، شادکامی‌ها و جشن‌ها از این روزهای خوش، بیشتر خواهد بود.

حاشیه ها

1402/12/03 21:03
Kako Kalahan

بیت نهم باید این باشد :چو ما هرشب سر مژگان به در دیده آراید؟ 

یعنی نوک مژگان را به گوهر اشک پیرایه بستن