گنجور

شمارهٔ ۶

روز رزم او چو رایتهای او صف بر کشند
اختران از بیم سر در نیلگون چادر کشند
تیغ جان آهنج او چون بر کشد سر از نیام
خلق باید تا بمیدانش تن بی سر کشند
خون فشاند بر فلک چندان که حوران بهشت
از پی آن تا نیالایند، دامن بر کشند
سایه گرزش اگر بر کوه آهن برفتد
کوه آهن ذره گردد، کت به پشت در کشند
ای خداوندی که هر جایی که تو لشکر کشی
بر اثر پیروزی و فتح و ظفر لشکر کشند

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

روز رزم او چو رایتهای او صف بر کشند
اختران از بیم سر در نیلگون چادر کشند
هوش مصنوعی: در روز نبرد او، وقتی پرچم‌هایش صف‌آرایی می‌کنند، ستاره‌ها از ترس در زیر چادر آسمانی پنهان می‌شوند.
تیغ جان آهنج او چون بر کشد سر از نیام
خلق باید تا بمیدانش تن بی سر کشند
هوش مصنوعی: وقتی تیغ جان آهنج او بیرون آید، مردم باید از ترسش بی‌سر به میدان بروند.
خون فشاند بر فلک چندان که حوران بهشت
از پی آن تا نیالایند، دامن بر کشند
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شدت احساساتی و عاطفی خود را به تصویر می‌کشد. او می‌گوید که چنان زخم و درد در درون او وجود دارد که این شدت احساس باعث می‌شود حوریان بهشت نیز از آن دوری کنند و حتی دامن خود را از آن وضعیت بکشانند. به عبارتی، شدت این درد و اندوه به حدی است که هیچ موجود زیبایی نمی‌تواند آن را تحمل کند.
سایه گرزش اگر بر کوه آهن برفتد
کوه آهن ذره گردد، کت به پشت در کشند
هوش مصنوعی: اگر سایه گرز (چیزی قوی و نیرومند) بر کوه آهن بیفتد، آن کوه آهن به اندازه یک ذره کوچک می‌شود و به همین راحتی به دوش می‌افتد.
ای خداوندی که هر جایی که تو لشکر کشی
بر اثر پیروزی و فتح و ظفر لشکر کشند
هوش مصنوعی: خدایا، تو که هر جا که می‌روی، لشکرت را به پیروزی و موفقیت می‌رسانی.