گنجور

شمارهٔ ۳

آن نه زلفست آنکه او برعارض رخشان نهاد
صورت ظلمست کو بر عدل نوشیروان نهاد
توبه و سوگند ما را تاب از هم باز کرد
زلف را تا تاب داد و بر رخ رخشان نهاد
بوسه گر بر سنگ بدهد سنگ گردد چون شکر
یا رب، این چندین حلاوت بر لبی نتوان نهاد!

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن نه زلفست آنکه او برعارض رخشان نهاد
صورت ظلمست کو بر عدل نوشیروان نهاد
هوش مصنوعی: آنکه زلفش بر چهره‌ی زیبا می‌افتد، مانند تاریکی است که بر روشنی می‌نشیند و ظالمی است مانند ظلمتی که بر عدالت نوشیروان قرار می‌گیرد.
توبه و سوگند ما را تاب از هم باز کرد
زلف را تا تاب داد و بر رخ رخشان نهاد
هوش مصنوعی: توبه و قسم ما باعث شد که موهای پیمان ما از هم باز شود و در نتیجه، آن موها درخششی بر چهرهٔ زیبای او نهاد.
بوسه گر بر سنگ بدهد سنگ گردد چون شکر
یا رب، این چندین حلاوت بر لبی نتوان نهاد!
هوش مصنوعی: اگر بوسه‌ای بر سنگ بزنند، آن سنگ هم شیرین می‌شود، اما ای خدا، این همه شیرینی را نمی‌توان بر لب کسی گذاشت!