گنجور

شمارهٔ ۱۵

احوال ناتوانی ایام خویشتن
در مجلس رفیع تو گفتن ثواب نیست
داریم دلبری که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک بتاب نیست
در بند خواب او همه حیران بمانده ایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

احوال ناتوانی ایام خویشتن
در مجلس رفیع تو گفتن ثواب نیست
هوش مصنوعی: در مجلس پرشکوه تو، صحبت از حال ناتوانی و مشکلات خود کار درستی نیست و ثواب ندارد.
داریم دلبری که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک بتاب نیست
هوش مصنوعی: ما دلبری داریم که زیبایی‌اش هم‌سان با روی و موی اوست، مثل گل‌های تازه شکفته و عطری که از مشک برمی‌خیزد.
در بند خواب او همه حیران بمانده ایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست
هوش مصنوعی: ما همه در حالت حیرت و سرگشتگی به خواب او گرفتار شده‌ایم، در حالی که او نیمه‌مست است و ما هیچ نوشیدنی برای خود نداریم.