گنجور

بخش ۱۴ - مدح خواجه معین الدین محمد صاعدی

ساقی از اقبال تو ما سر خوشیم
وز می الطاف تو یکسر خوشیم
بر غم ما چون دل رحمت بود
رحم تو هم داخل رحمت بود
بخت تو کز پنجه شیر آب خورد
جرعه او غنچه سیراب خورد
شکر تو دل کردنش آزاد گیست
از حق تو گردنش آزاد کیست
دل بود از نعمت او کام بخش
دارد از او خلقی از انعام بخش
کام دل از نعمتش انعام شد
خاصه که از همتش آن عام شد
با همه کس خلق وی آنسان بود
بهتر از آن ذات کی انسان بود
ای بتو از رحمت حق صد کرم
سامعه بی وصف تو گوید کرم
بر فلک از همت خود صاعدی
صاعد و در ظل تو صد صاعدی
نام تو از غایت حرمت معین
با همه از غایت همت معین
قاضی اسلامی و قاضی نشان
میدهی از آتی و ماضی نشان
ظاهر از اطوار تو انوار دین
کم نشد احسان تو از واردین
رحمت حق وارد عدلت بود
قوت دین شاه عدلت بود
خشم تو چون صاعقه سوزان بود
آتش قهرت همه سوز آن بود
هیبت تو چون همه جا شاهدست
کم کسی از بیم تو با شاهدست
ضد تو گر آگه حکمت بود
گردن او در ته حکمت بود
سایلت از در طلب ار چین کند
روی تو مقبل عجب ار چین کند
نظم تو از مدحت شعری فزون
صفوتش از صفوت شعری فزون
نثر تو طوفان کند از منشیات
پیش تو سحبان بود از منسیات
خط تو سردفتر یاقوت شد
صفوت او جوهر یاقوت شد
در ره مسجد و دیر از تو خیر
بانی خیری تو و غیر از تو خیر
کی حق تو می برم الحق زیاد
عمر تو می بایدم از حق زیاد
تا بود این خانه محکم بپای
بر سر ما و سر عالم بپای

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ساقی از اقبال تو ما سر خوشیم
وز می الطاف تو یکسر خوشیم
هوش مصنوعی: ای ساقی، خوشحالی و شادابی ما به خاطر لطف و محبت توست و ما به‌طور کامل از می و زیبایی‌های زندگی بهره‌مندیم.
بر غم ما چون دل رحمت بود
رحم تو هم داخل رحمت بود
هوش مصنوعی: اگر قلب تو به خاطر غم ما نرم و مهربان باشد، رحمت تو نیز جزو رحمت الهی محسوب می‌شود.
بخت تو کز پنجه شیر آب خورد
جرعه او غنچه سیراب خورد
هوش مصنوعی: بخت تو مانند بخت شیر خشمگین است، که وقتی از آب می‌نوشد، جرعه‌اش به غنچه ظریف حیات می‌بخشد.
شکر تو دل کردنش آزاد گیست
از حق تو گردنش آزاد کیست
هوش مصنوعی: شکر و سپاسگزاری، نشان‌دهنده آزادی دل و روح از وابستگی‌ها و حقایق زندگی است؛ پس کسی که به تو اعتماد و اعتقاد دارد، از قید و بندها رهاست.
دل بود از نعمت او کام بخش
دارد از او خلقی از انعام بخش
هوش مصنوعی: دل انسان به خاطر نعمت‌های او شاد و راضی است و از لطف و بخشش او، مردم نیز بهره‌مند می‌شوند.
کام دل از نعمتش انعام شد
خاصه که از همتش آن عام شد
هوش مصنوعی: خواسته‌ام از نعمت‌های او برآورده شده است، به‌خصوص اینکه از تلاش و اراده‌اش، بهره‌مندی‌ام به عموم مردم نیز رسیده است.
با همه کس خلق وی آنسان بود
بهتر از آن ذات کی انسان بود
هوش مصنوعی: او با همه افراد به خوبی و مهربانی رفتار می‌کرد، بهتر از خصلت خود او که نشان‌دهنده انسانیت واقعی‌اش بود.
ای بتو از رحمت حق صد کرم
سامعه بی وصف تو گوید کرم
هوش مصنوعی: ای بت، از رحمت حق به تو صد نوع لطف و بخشش وجود دارد که وصف آن‌ها را نمی‌توان بیان کرد.
بر فلک از همت خود صاعدی
صاعد و در ظل تو صد صاعدی
هوش مصنوعی: بر فراز آسمان به خاطر تلاش و پشتکار خود به سمت آسمان رفته‌ای و در سایه تو، صد نفر دیگر هم به همین سمت بالا می‌روند.
نام تو از غایت حرمت معین
با همه از غایت همت معین
هوش مصنوعی: نام تو به خاطر نهایت احترامی که برایت قائل هستند، مشخص است و همگان به خاطر نهایت تلاشی که برای تو می‌کنند، تو را می‌شناسند.
قاضی اسلامی و قاضی نشان
میدهی از آتی و ماضی نشان
هوش مصنوعی: قاضی اسلامی به بررسی و قضاوت درباره مسائل می‌پردازد و توانایی دارد که اوضاع و احوال گذشته و آینده را در نظر بگیرد و بر اساس آن تصمیم‌گیری کند.
ظاهر از اطوار تو انوار دین
کم نشد احسان تو از واردین
هوش مصنوعی: ظاهر تو به گونه‌ای است که نور دین را کم نکرده است و نیکی‌ها و احسان‌های تو بر واردین (کسانی که وارد زندگی‌ات می‌شوند) افزوده می‌شود.
رحمت حق وارد عدلت بود
قوت دین شاه عدلت بود
هوش مصنوعی: رحمت الهی در دل عدالت جای دارد و قدرت دین به واسطه عدالت فرمانروایان است.
خشم تو چون صاعقه سوزان بود
آتش قهرت همه سوز آن بود
هوش مصنوعی: خشم تو مانند یک صاعقه‌ی سوزان است و آتش قهرت تمام آن سوز و炎 عسکریه را به همراه دارد.
هیبت تو چون همه جا شاهدست
کم کسی از بیم تو با شاهدست
هوش مصنوعی: قدرت و تاثیر تو به قدری زیاد است که در هر مکان حس می‌شود و به همین دلیل، کمتر کسی جرئت می‌کند در حضور تو، بی‌خود و بی‌محابا رفتار کند.
ضد تو گر آگه حکمت بود
گردن او در ته حکمت بود
هوش مصنوعی: اگر بدانند که علم و حکمت چیست، هر کس که در مقابل تو باشد، در حقیقت گردن آن شخص زیر بار علم و دانش خواهد بود.
سایلت از در طلب ار چین کند
روی تو مقبل عجب ار چین کند
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال تو بیفتد و چهره‌ات را ببیند، شگفت‌انگیز است که تو چگونه با زیبایی‌ات او را جلب می‌کنی.
نظم تو از مدحت شعری فزون
صفوتش از صفوت شعری فزون
هوش مصنوعی: شعر تو برتری بیشتری نسبت به مدح و ستایش دارد و همچنین خالص‌تر و ناب‌تر از دیگر اشعار است.
نثر تو طوفان کند از منشیات
پیش تو سحبان بود از منسیات
هوش مصنوعی: نثر تو چنان قدرتی دارد که می‌تواند تمام آثار و نوشته‌ها را تحت تاثیر قرار دهد، مانند این که سحبان، اسب معروف و سریع، در مقایسه با دیگر اسب‌ها از نظر سرعت و زیبایی برتری دارد.
خط تو سردفتر یاقوت شد
صفوت او جوهر یاقوت شد
هوش مصنوعی: خط تو به قدری زیبا و ارزشمند است که مانند نوشتار یک سردفتر بزرگ می‌باشد و خلوص و زیبایی آن به اندازه جوهر یاقوت است.
در ره مسجد و دیر از تو خیر
بانی خیری تو و غیر از تو خیر
هوش مصنوعی: در مسیر مساجد و خانقاه‌ها، تو خود منبع نیکی هستی و جز تو هیچ نیکی دیگری وجود ندارد.
کی حق تو می برم الحق زیاد
عمر تو می بایدم از حق زیاد
هوش مصنوعی: من چقدر حق تو را می‌برم، در حالی که عمر تو باید به اندازه حق تو طولانی باشد.
تا بود این خانه محکم بپای
بر سر ما و سر عالم بپای
هوش مصنوعی: تا زمانی که این خانه محکم و استوار است، بر بالای سر ما و بر سر تمام دنیا به پا خواهد بود.