گنجور

شمارهٔ ۷۷

خوش است کنج حضور و دل از جهان فارغ
که هر چه پیش تو آید خدای داند و بس
نه بی حضور تو از کس ملول و کس از تو
نه غیبت تو کند کس نه هم تو غیبت کس

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خوش است کنج حضور و دل از جهان فارغ
که هر چه پیش تو آید خدای داند و بس
هوش مصنوعی: بودن در کنجی آرام و دل را از دنیای بیرون جدا کردن، خوشایند است؛ زیرا هر چیزی که به تو می‌رسد، فقط خداوند از آن باخبر است و بس.
نه بی حضور تو از کس ملول و کس از تو
نه غیبت تو کند کس نه هم تو غیبت کس
هوش مصنوعی: در غیاب تو هیچ‌کس دلتنگ نمی‌شود و هیچ‌کس هم غیبت تو را احساس نمی‌کند. تو نیز هیچ‌کس را فراموش نمی‌کنی و غیبت هیچ‌کس برایت مهم نیست.