گنجور

شمارهٔ ۶۷

حال درویش خسته باز مپرس
غم دیرینه بازگو چکند
چو فلک آتشش بخرمن زد
فکر کشت و غم درو چکند
هر که در عالمش جوی نبود
همه عالم به نیم جو چکند

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

حال درویش خسته باز مپرس
غم دیرینه بازگو چکند
هوش مصنوعی: احوال درویش خسته را دیگر نپرس، غم قدیمی را دوباره بیان نکن.
چو فلک آتشش بخرمن زد
فکر کشت و غم درو چکند
هوش مصنوعی: وقتی آتش فلک به خرمن وزید، فکر کشت و اندوه از دل برمی‌خیزد.
هر که در عالمش جوی نبود
همه عالم به نیم جو چکند
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیای خود جویی نداشته باشد، تمام جهان هم به او ارزشی کمتر از نیم جو می‌دهد.