شمارهٔ ۹۷
ای که چون چشم خوشت نرگس مخموری نیست
در گلستان جهان به ز تو منظوری نیست
نقش روی تو چو بر تخته کشد شاگردی
تخته گر بر سر استاد زند دوری نیست
صحبت آراسته شد شمع رخ ساقی کو
زان که در صحبت ما بیرخ او نوری نیست
پیش ما غنچه مستور و گل مست یکیست
نزد صاحبنظران مستی و مستوری نیست
عاشقان از می وصلت همه مستند مدام
به جز از اهلی دلسوخته مخموری نیست
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای که چون چشم خوشت نرگس مخموری نیست
در گلستان جهان به ز تو منظوری نیست
هوش مصنوعی: تو که چون چشم زیبایت، خوابآور است، در این باغ دنیا هیچکس به زیبایی تو نمیتواند برسی.
نقش روی تو چو بر تخته کشد شاگردی
تخته گر بر سر استاد زند دوری نیست
هوش مصنوعی: زیبایی و نقش چهره تو مانند طرحی است که یک شاگرد روی تخته میکشد. اگرچه این تصویر به دست شاگردی خلق شده، اما این نشاندهندهی هنر استاد است و هیچ دور از حقیقت نیست.
صحبت آراسته شد شمع رخ ساقی کو
زان که در صحبت ما بیرخ او نوری نیست
هوش مصنوعی: گفتوگو به زیبایی پیش رفت، شمعی که نشاندهنده چهره ساقی است، زیرا بدون چهره او در این محفل، نوری وجود ندارد.
پیش ما غنچه مستور و گل مست یکیست
نزد صاحبنظران مستی و مستوری نیست
هوش مصنوعی: در نزد ما، غنچه و گل هر دو از یک نوع هستند، زیرا در نظر دانشمندان، حالتی که در آن چیزی پنهان است و حالتی که آشکار است، هیچ تفاوتی ندارد.
عاشقان از می وصلت همه مستند مدام
به جز از اهلی دلسوخته مخموری نیست
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر رسیدن به عشق به طور مکرر شاد و سرمست هستند، اما به جز آنکه دلسوز و دلسوختهای مثل اهلی داشته باشد، هیچ کس نشئهای ندارد.

اهلی شیرازی