گنجور

شمارهٔ ۹۶

عقده زلف تو سر رشته تقدیر من است
چکنم عقده گشایی نه بتدبیر من است
درد مجنون و غم کوهکن از من رمزیست
آیت عشقم و اینها همه تفسیر من است
حلقه کعبه بهل دست من مجنون گیر
که گشاده دل ازین حلقه زنجیر من است
کار من چون سگ کویت همه شب بیداری است
من مرید سگ آن کویم و آن پیر من است
همچو اهلی به عدم توسن همت رانم
این قدر هست که عشق تو عنانگیر من است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عقده زلف تو سر رشته تقدیر من است
چکنم عقده گشایی نه بتدبیر من است
هوش مصنوعی: موهای تو گره‌زده‌است به سرنوشت من. چه باید بکنم، که حل کردن این گره نه به تدبیر و برنامه‌ریزی من مربوط می‌شود.
درد مجنون و غم کوهکن از من رمزیست
آیت عشقم و اینها همه تفسیر من است
هوش مصنوعی: احساسات عمیق من، مانند دردهای مجنون و غم کوهکن، نشانه‌ای از عشق من هستند و اینها تنها تفسیر و نشان‌دهنده درون من است.
حلقه کعبه بهل دست من مجنون گیر
که گشاده دل ازین حلقه زنجیر من است
هوش مصنوعی: دست من مجنون را به حلقه کعبه بپوشان، که دل من از این حلقه زنجیر آزاد و گشاده است.
کار من چون سگ کویت همه شب بیداری است
من مرید سگ آن کویم و آن پیر من است
هوش مصنوعی: من مانند سگی هستم که شب‌ها بیدار می‌ماند و در خدمت توست. من پیرو آن سگی هستم که در کنار توست و آن سگ برای من ارزش و اهمیت دارد.
همچو اهلی به عدم توسن همت رانم
این قدر هست که عشق تو عنانگیر من است
هوش مصنوعی: مانند یک اسب رام‌شده، همت خود را به سمت نیستی هدایت می‌کنم؛ اما این را می‌دانم که عشق تو کنترل‌کننده من است.