شمارهٔ ۸۸
بس که دل پر آتشم بهر تو آه کرده است
گلخنی است کز غمت جامه سیاه کرد است
دیده اگر به خون کشم هست سزای دیدنش
سنک که میزنم به دل چه گناه کرده است
ترسم از آنکه چشم من کج نظرش گمان بری
بسکه به گوشه نظر در تو نگاه کرده است
منکر عشق چون شود دیده که از نظاره ات
چشم تو را بحال خود هردو گواه کرده است
سروقد تو تا گهی سوی چمن قدم نهد
نرگس مست عمرها دیده به راه کرده است
در شب غم به روشنی دانه در به گوش تو
آنچه کند کجا جوی خرمن ماه کرده است
اهلی اگر گرفته یی ملت عشق و کنج صبر
آنچه تو کرده یی همه همت شاه کرده است
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بس که دل پر آتشم بهر تو آه کرده است
گلخنی است کز غمت جامه سیاه کرد است
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو به شدت داغ و ملتهب است، مانند جایی که از غم تو، لباس سیاه به تن کردهاند.
دیده اگر به خون کشم هست سزای دیدنش
سنک که میزنم به دل چه گناه کرده است
هوش مصنوعی: اگر چشمانم را به گریه و خونریزی بیاندازم، بروز فکر و احساس او در دل چنان سنگینی دارد که گویی دل من گناهی مرتکب شده است.
ترسم از آنکه چشم من کج نظرش گمان بری
بسکه به گوشه نظر در تو نگاه کرده است
هوش مصنوعی: نگرانم که شاید به خاطر زاویه دید خاصی که دارم، بر روی تو قضاوت اشتباهی بکنم؛ چون خیلی به تو توجه کردهام و نگاههایم به تو متمرکز بوده است.
منکر عشق چون شود دیده که از نظاره ات
چشم تو را بحال خود هردو گواه کرده است
هوش مصنوعی: کسی که عشق را انکار میکند، چگونه میتواند چشمش را به روی تو ببندد، در حالی که چشم تو خودش شاهد حال و روز اوست؟
سروقد تو تا گهی سوی چمن قدم نهد
نرگس مست عمرها دیده به راه کرده است
هوش مصنوعی: در زیبایی تو، نرگس مستی که سالها چشم به راه تو بوده، زمانی که تو به سمت باغ قدم میزنی، خود را مهیا کرده است.
در شب غم به روشنی دانه در به گوش تو
آنچه کند کجا جوی خرمن ماه کرده است
هوش مصنوعی: در شب غم، نور دانهها تو را فرا میگیرد و هر چه که در دل داری، در گوش تو میپیچد. اما تو باید بدانی کجا باید به دنبال سودای ماه برآیی.
اهلی اگر گرفته یی ملت عشق و کنج صبر
آنچه تو کرده یی همه همت شاه کرده است
هوش مصنوعی: اگر در جمع عاشقان نشستهای و صبر را پیشه کردهای، بدان که همه تلاشی که تو کردهای، توسط شاه و بزرگترها به ثمر رسیده است.

اهلی شیرازی