شمارهٔ ۸۳
از جوش گریه دارم پیشت خروش امشب
بنشین تو لیک سویم بنشان ز جوش امشب
دوش از خمار هجرت صد درد سر کشیدم
پیش آ که عرض دارم احوال دوش امشب
عمری شراب خوردی با همدمان دردی
با دردمند خود هم جامی بنوش امشب
از بهر غمزه دیشب هوش آنچنان ربودی
کاعجاز صد مسیحا نارد بهوش امشب
دوش از میان یاران سر گوشیت بمن بود
از ناز می نیاری نامم به گوش امشب
صوفی چو با تو رقصد چون خرقه را نبخشد
در پوست هم نگنجد پشمینه پوش امشب
اهلی مگو که نبود جانبخش جز مسیحا
دیدم من آن کرامت از میفروش امشب
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از جوش گریه دارم پیشت خروش امشب
بنشین تو لیک سویم بنشان ز جوش امشب
هوش مصنوعی: امشب به خاطر گریهام صدای بلندی دارم و از تو میخواهم که بنشینی و در کنارم باشی، اما نمیخواهم که از این حالت غمگینم کم کنی.
دوش از خمار هجرت صد درد سر کشیدم
پیش آ که عرض دارم احوال دوش امشب
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر دوری از معشوق دردهای زیادی را تحمل کردم و حالا میخواهم دربارهی وضعیت خودم صحبت کنم.
عمری شراب خوردی با همدمان دردی
با دردمند خود هم جامی بنوش امشب
هوش مصنوعی: سالها شراب نوشیدی و با دوستانی که دردی داشتند گذراندهای. حالا امشب با کسی که خود درد میکشد، همنوشی کن.
از بهر غمزه دیشب هوش آنچنان ربودی
کاعجاز صد مسیحا نارد بهوش امشب
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جاذبه تو دیشب آنقدر دل و هوش من را گرفتی که معجزهای بزرگتر از هزار مسیحا هم نمیتواند امشب من را به حال خود بیاورد.
دوش از میان یاران سر گوشیت بمن بود
از ناز می نیاری نامم به گوش امشب
هوش مصنوعی: دیشب هنگام صحبت با دوستان، تو به آرامی نامم را به گوشم رساندی و این برایم بسیار لذتبخش بود.
صوفی چو با تو رقصد چون خرقه را نبخشد
در پوست هم نگنجد پشمینه پوش امشب
هوش مصنوعی: این بیت به ارتباط بین تصوف و دلبستگیهای دنیوی اشاره دارد. صوفی، که معمولاً به معنای فردی عارف و زاهد است، وقتی با تو در حال رقص و خوشی باشد، نمیتواند به راحتی از خرقهاش (لباس صوفیان) و تکلفهایش دست بکشد. در واقع، او نمیتواند فراتر از ظواهر و پابندهایش برود. حتی در این شب، فردی که به پوشیدن لباس پشمی اکتفا کرده است، نمیتواند در پوست خویش بگنجد، یعنی نمیتواند از مرزها و محدودیتهای خود عبور کند. این موضوع به نوعی به جدایی بین احساسات درونی و ظواهر خارجی اشاره دارد.
اهلی مگو که نبود جانبخش جز مسیحا
دیدم من آن کرامت از میفروش امشب
هوش مصنوعی: هیچ نگویی که جز مسیحا کسی کیفر نمیدهد، من آن کرامت را امشب از میفروشی دیدهام.

اهلی شیرازی