گنجور

شمارهٔ ۵۶

پس از اجل به که روشن شود نکویی ما
گر استخوان ننماید سفید رویی ما
کنون که سنگ ملامت رسید دانستم
که خالی از سببی نیست بی‌سبویی ما
اگر شدیم چو مجنون فتیله موی ز عشق
چراغ شوق فروزد فتیله مویی ما
تو خوی و بوی که ای آهوی ختن داری
که رام ما نشوی با فرشته خویی ما
نشان پاکی دامن همین بود ای شیخ
که گریه دست ندارد ز خرقه شویی ما
ستوده ایم چو اهلی تو را به مهر ای سرو
بود که راست شود این دروغگویی ما

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پس از اجل به که روشن شود نکویی ما
گر استخوان ننماید سفید رویی ما
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، بهتر است که خوبی‌های ما به وضوح نمایان شود، حتی اگر جسم ما نتواند نشانه‌ای از زیبایی به نمایش بگذارد.
کنون که سنگ ملامت رسید دانستم
که خالی از سببی نیست بی‌سبویی ما
هوش مصنوعی: حال که انتقادات و سرزنش‌ها به من رسیده است، فهمیدم که ما بدون هیچ دلیلی در این وضعیت ناامید و بی‌هدف هستیم.
اگر شدیم چو مجنون فتیله موی ز عشق
چراغ شوق فروزد فتیله مویی ما
هوش مصنوعی: اگر ما نیز به جنون عاشقانه دچار شویم، آن وقت ریشه عشق می‌تواند شمع شوق ما را روشن کند.
تو خوی و بوی که ای آهوی ختن داری
که رام ما نشوی با فرشته خویی ما
هوش مصنوعی: تو همانند آهوی ختن هستی که زیبایی و لطافت خاصی داری، اما چرا نمی‌توانی تحت تاثیر عشق ما قرار بگیری و به محبت ما پاسخ مثبت بدهی؟
نشان پاکی دامن همین بود ای شیخ
که گریه دست ندارد ز خرقه شویی ما
هوش مصنوعی: نشانه‌ی پاکی انسانیت همین است، ای عارف، که اشک‌ها از دل پاک می‌جوشند و نیاز به لباس و ظاهر ندارند.
ستوده ایم چو اهلی تو را به مهر ای سرو
بود که راست شود این دروغگویی ما
هوش مصنوعی: ما تو را به خاطر محبتت ستایش کرده‌ایم، ای سرو، تا شاید این دروغی که ما گفته‌ایم، راست و درست شود.