گنجور

شمارهٔ ۵۳

ای خضر که همدم شده‌ای آب بقا را
زنهار به یاد آر لبِ تشنهٔ ما را
زهر است غمت گر نَبُوَد وعدهٔ بوسی
بی‌چاشنیِ خون خورم این زهر بلا را
گل از تو چنان شد که به صد دیده چو شبنم
بر خواریِ گل گریه بُوَد مرغِ هوا را
تا کس نبرد بو ز کباب دل مستان
در صحبتِ ما ره نَبُوَد باد صبا را
آن کعبه که از چار طرف سجده کنندش
خشتی بُوَد از خاک درت اهل صفا را
از وادیِ مجنون‌صفتان بوی وفا جوی
کآنجا که تویی نام ندانند وفا را
پیش تو شهان خاک‌نشینند چو اهلی
در عشق تفاوت نَبُوَد شاه و گدا را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای خضر که همدم شده‌ای آب بقا را
زنهار به یاد آر لبِ تشنهٔ ما را
هوش مصنوعی: ای خضر که در کنار آب زنده‌گی هستی، لطفاً به یاد داشته باش که ما هنوز در انتظار سیرابی از شربت حیات هستیم.
زهر است غمت گر نَبُوَد وعدهٔ بوسی
بی‌چاشنیِ خون خورم این زهر بلا را
هوش مصنوعی: اگر وعده‌ای برای بوسه‌ات نباشد، غمِ تو همچون زهر است و من با عذاب این غم، همچون زهر قاتل، زندگی‌ام را می‌گذرانم.
گل از تو چنان شد که به صد دیده چو شبنم
بر خواریِ گل گریه بُوَد مرغِ هوا را
هوش مصنوعی: گل به قدری از تو تاثیر گرفت که اگر صد چشم به آن دوخته شود، مانند شبنم بر گل، مرغ آسمان به خاطر آن، سخت غمگین خواهد بود.
تا کس نبرد بو ز کباب دل مستان
در صحبتِ ما ره نَبُوَد باد صبا را
هوش مصنوعی: هیچ‌کس از عطر و بوی کباب دل عاشقان در جمع ما خبری ندارد و نسیم صبا به این جمع وارد نمی‌شود.
آن کعبه که از چار طرف سجده کنندش
خشتی بُوَد از خاک درت اهل صفا را
هوش مصنوعی: کعبه‌ای که مردم از هر سو به آن سجده می‌کنند، در واقع، از خاک در خانه‌ی تو ساخته شده است، ای اهل صفا.
از وادیِ مجنون‌صفتان بوی وفا جوی
کآنجا که تویی نام ندانند وفا را
هوش مصنوعی: در میان دلدادگان دیوانه و عاشق، جستجو کن برای بوی وفا، چرا که در جایی که تو هستی، کسی نام وفا را نمی‌داند.
پیش تو شهان خاک‌نشینند چو اهلی
در عشق تفاوت نَبُوَد شاه و گدا را
هوش مصنوعی: در کنار تو، پادشاهان نیز در مقام خاک‌نشینی قرار می‌گیرند، زیرا در عشق تفاوتی بین شاه و گدا وجود ندارد.