بخش ۴ - بر تخت نشستن فره فرتیش
چو یک هفته بگذشت از مرگ شاه
فره فرتیش شاه برشد بگاه
بشاهی بر او خواندند آفرین
بگفتند کای شاه با داد و دین
همه بندگانیم و تو شهریار
که از شه دیو کس توئی یادگار
شَهِ نوجوان چون بر آمد بتخت
بفرمود کای مردم نیک بخت
منم چون پدر با شما مهربان
نِیَم از شما بد دل و بدگمان
هماره امیدم به یکتا خداست
خدائی که ما را به خود رهنماست
بر آنم که کشور ستانی کنم
جهان گیرم و دادبانی کنم
کنم ماد را کشوری نامدار
که مانَد از آن نام در روزگار
بگفتند یکسر که ما بندهایم
بفرمان و رأیت سر افکندهایم
بفرمود من پارس را بیگمان
مَسَخِّر نمایم به تیر و کمان
که مادی و پرسه بُوَند آریا
دو شاخه ز یک ریشه از هم سوا
دولپه به یک پوست بودیم ما
زمانه ز هم کرد ما را جدا
بباید به یکدیگر آمیختن
به صلح ار نشد باید آویختن
شما لشکر ماد گرد آورید
سوی پارس باید که لشکر برید
بگفتند کای شاه فرمان تُراست
سَرِ ما ز حکمت بپیچد خطاست
چو یک چند روزی بَرین برگذشت
همه لشگر ماد آماده گشت
همه شیراوژن چو پیل دمان
گرفته به کف تیغ و تیر و کمان
سپه را چو آمادهٔ کار کرد
پس آنگاه آهنگ پیکار کرد
به لشکر چنین گفت شاه دلیر
که بودی به جنگآوری نرّه شیر
که تا جانب پارس روی آورند
مگر آب رفته به جوی آورند
چو سر برزد از خاوران آفتاب
سَرِ جنگجویان بر آمد ز خواب
ز هر سو بپا خواست فریاد جنگ
ز شیران غرّان و غرّان پلنگ
دلیران ستاده همه صف به صف
چو پیل دمان بر لب آورده کف
سوی پارس کردند آهنگ جنگ
که آرند آن سرزمین را به چنگ
چو دشمن از این حمله آگاه شد
همه لشکر پارس در راه شد
دو لشکر به هم سخت آویختند
نوای دلیری بر انگیختند
چو شب گشت و آن شب همه روز شد
شَهِ ماد در جنگ پیروز شد
چو لشکر به پیروزی آمد قرین
بپا خاست از هر طرف آفرین
به پیروزی و فتح چون کام یافت
سری مست از شور این جام یافت
پس آنگاه آهنگ آشور کرد
جهان را همه پر شر و شور کرد
بخش ۳ - وصیت دَیِوکَس به فرزند خود: دیوکس چو در یافت پایان خویشبخش ۵ - جنگ فره فرتیش بابنی بال شاه آشور: بنی پال خود شاه آشوریان
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: گنجینه فارسی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چو یک هفته بگذشت از مرگ شاه
فره فرتیش شاه برشد بگاه
هوش مصنوعی: پس از گذشت یک هفته از مرگ شاه فرهفرتیش، زمان آن رسید که شاه جدیدی بر تخت نشیند.
بشاهی بر او خواندند آفرین
بگفتند کای شاه با داد و دین
هوش مصنوعی: به او که دارای حکومت و سلطنت بود، درود فرستادند و گفتند: ای پادشاهی که دارای عدالت و دیانت هستی.
همه بندگانیم و تو شهریار
که از شه دیو کس توئی یادگار
هوش مصنوعی: ما همه بندگان تو هستیم و تو فرمانروایی هستی که یادگاری از شاهان بزرگ به شمار میروی.
شَهِ نوجوان چون بر آمد بتخت
بفرمود کای مردم نیک بخت
هوش مصنوعی: در زمانی که جوان پادشاهی بر تخت نشست، به مردم خوشبخت دستور داد.
منم چون پدر با شما مهربان
نِیَم از شما بد دل و بدگمان
هوش مصنوعی: من مانند پدر با شما محبت میکنم و نسبت به شما ناخوشایند و بدبین نیستم.
هماره امیدم به یکتا خداست
خدائی که ما را به خود رهنماست
هوش مصنوعی: همیشه به یکتای خدا امید دارم، خدایی که ما را به سوی خودش راهنمایی میکند.
بر آنم که کشور ستانی کنم
جهان گیرم و دادبانی کنم
هوش مصنوعی: من قصد دارم کشوری را به دست آورم و جهان را تحت تسلط خود درآورم و عدالت را برقرار کنم.
کنم ماد را کشوری نامدار
که مانَد از آن نام در روزگار
هوش مصنوعی: میخواهم کشوری را برای مادرم برپا کنم که نام آن در تاریخ باقی بماند.
بگفتند یکسر که ما بندهایم
بفرمان و رأیت سر افکندهایم
هوش مصنوعی: آنها یکصدا گفتند که ما بندگان تو هستیم و سرمان را به خاطر فرمان و ارادت تو پایین آوردهایم.
بفرمود من پارس را بیگمان
مَسَخِّر نمایم به تیر و کمان
هوش مصنوعی: به من فرمان داد که پارس را با تیر و کمان به زیر سلطه بیاورم.
که مادی و پرسه بُوَند آریا
دو شاخه ز یک ریشه از هم سوا
هوش مصنوعی: آریاییها دو شاخه متفاوت هستند که هر کدام از یک ریشه مشترک منشا گرفتهاند، اما به دلیل تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی، از یکدیگر متمایز شدهاند.
دولپه به یک پوست بودیم ما
زمانه ز هم کرد ما را جدا
هوش مصنوعی: ما در گذشته مانند دو لپه بودیم که در یک پوست قرار داشتیم، اما حالا زمانه ما را از هم جدا کرده است.
بباید به یکدیگر آمیختن
به صلح ار نشد باید آویختن
هوش مصنوعی: باید با یکدیگر سازگار باشیم و به صلح و دوستی زندگی کنیم. اگر این امکان وجود نداشت، بهتر است که از هم فاصله بگیریم و جدا زندگی کنیم.
شما لشکر ماد گرد آورید
سوی پارس باید که لشکر برید
هوش مصنوعی: شما باید نیروهای خود را جمع کنید و به سوی پارس بروید تا بتوانید لشکر را از بین ببرید.
بگفتند کای شاه فرمان تُراست
سَرِ ما ز حکمت بپیچد خطاست
هوش مصنوعی: گفتند که ای پادشاه، حکم تو بر ما است و اگر از راه حکمت منحرف شویم، به اشتباه میرویم.
چو یک چند روزی بَرین برگذشت
همه لشگر ماد آماده گشت
هوش مصنوعی: مدتی که گذشت، تمامی سپاه مادها آماده شدند.
همه شیراوژن چو پیل دمان
گرفته به کف تیغ و تیر و کمان
هوش مصنوعی: تمام شیراوزنها مانند پیلی که در زمان جنگافروزی آماده است، در دست خود تیغ و تیر و کمان دارند.
سپه را چو آمادهٔ کار کرد
پس آنگاه آهنگ پیکار کرد
هوش مصنوعی: سپس هنگامی که ارتش را برای انجام وظیفه آماده کرد، به سمت جنگ حرکت نمود.
به لشکر چنین گفت شاه دلیر
که بودی به جنگآوری نرّه شیر
هوش مصنوعی: پادشاه شجاع به سربازانش گفت که شما همواره در نبرد مانند شیر نر خواهید بود.
که تا جانب پارس روی آورند
مگر آب رفته به جوی آورند
هوش مصنوعی: تا زمانی که به طرف پارس حرکت کنند، آیا ممکن است آب که از جوی رفته، دوباره به آن برگردد؟
چو سر برزد از خاوران آفتاب
سَرِ جنگجویان بر آمد ز خواب
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب از سمت شرق بلند شد، جنگجویان نیز از خواب بیدار شدند.
ز هر سو بپا خواست فریاد جنگ
ز شیران غرّان و غرّان پلنگ
هوش مصنوعی: از هر طرف صدای جنگ بلند شد، از شیران درنده و پلنگان غران.
دلیران ستاده همه صف به صف
چو پیل دمان بر لب آورده کف
هوش مصنوعی: دلیران همه در صف ایستادهاند مانند فیلهایی که در زمان خطر قدرت و صلابت خود را نشان میدهند.
سوی پارس کردند آهنگ جنگ
که آرند آن سرزمین را به چنگ
هوش مصنوعی: به سمت سرزمین پارس قصد جنگ کردند تا آنجا را به تسخیر خود درآورند.
چو دشمن از این حمله آگاه شد
همه لشکر پارس در راه شد
هوش مصنوعی: وقتی دشمن از این حمله باخبر شد، تمام نیروهای پارسی به سمت میدان جنگ حرکت کردند.
دو لشکر به هم سخت آویختند
نوای دلیری بر انگیختند
هوش مصنوعی: دو گروه جنگجو به شدت به هم برخوردند و صدای شجاعت و دلیری از این نبرد برخواست.
چو شب گشت و آن شب همه روز شد
شَهِ ماد در جنگ پیروز شد
هوش مصنوعی: وقتی شب شد و آن شب به مدت یک روز ادامه یافت، شاه ماد در میدان جنگ موفق و پیروز شد.
چو لشکر به پیروزی آمد قرین
بپا خاست از هر طرف آفرین
هوش مصنوعی: وقتی که نیروهای نظامی به پیروزی رسیدند، از هر سو صدای تحسین و تبریک بلند شد.
به پیروزی و فتح چون کام یافت
سری مست از شور این جام یافت
هوش مصنوعی: پس از دستیابی به پیروزی و موفقیت، سر آن شخص از شوق و هیجان مانند کسی است که از شراب سیراب شده است.
پس آنگاه آهنگ آشور کرد
جهان را همه پر شر و شور کرد
هوش مصنوعی: سپس شهر آشور را به سمت خود جلب کرد و جهانی پر از آشفتگی و هیاهو به وجود آورد.