بخش ۳ - وصیت دَیِوکَس به فرزند خود
دیوکس چو در یافت پایان خویش
فرا خواند فرزند فرزانه پیش
چنین گفت کای پور فرخنده فر
به جان گوش کن پند نغز پدر
بترس از خدا و ره داد پوی
به مردانگی راه اجداد پوی
ز من بشنو ای پاک فرزند من
به گوش خود آویزه کن پند من
خدا را تو از جان ستاینده باش
به درگاه جانآفرین بنده باش
ز خود دور کن جهل و کبر و غرور
ز کردار اهریمنی باش دور
برآن باش تا در بر و بوم خویش
نیایی تِنِ خسته و جانِ ریش
تو دیندار باش و بی آزار باش
پِیِ داد پوی و نکوکار باش
مکن گوش بر گفته های دروغ
که گُفتِ دروغ است بس بیفروغ
به خون کسان دست بازی مکن
تو با جان اتباع بازی مکن
تو بنیاد کن پادشاهی به داد
دِلِ مردمان کن تو با داد شاد
چنان کن همه نیکخواهت شوند
چو فرمان دهی سر به راهت دهند
بگفت این و پس دیده بر هم نهاد
برفت از بدن جان آن شاه ماد
زمانه چنین بوده تا بوده است
که مرگی پس از عمر فرموده است
چنین بوده تا بوده عالم به پا
سرانجام سر ها نهد زیر پا
به ژرفای خاک ار نکو بنگری
به هر گوشهاش خفته بینی سری
سَرِ تاجدارن و دانشوران
سَرِ ماهرویان و نام آوران
نماند به جز نام نیک از کسی
اگر ملک عالم بگیری بسی
خوشا راد مردان نیکو نژاد
که از نام ایشان جهان گشت شاد
خوشا آن پدر چون برفت از جهان
پسر سر فرازد سوی آسمان
چو شاه جوان سوک شه را گرفت
جهان شد سیه پوش و ماتم گرفت
همه مادها زار و گریان شدند
ز سوک و غم شاه نالان شدند
بخش ۲ - پادشاهی دَیِوکَس نخستین شاه ماد: دِیُوکِس، نخستین شَهِ ماد بودبخش ۴ - بر تخت نشستن فره فرتیش: چو یک هفته بگذشت از مرگ شاه
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: گنجینه فارسی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دیوکس چو در یافت پایان خویش
فرا خواند فرزند فرزانه پیش
هوش مصنوعی: دیوکس هنگامی که به پایان کارش پی برد، فرزند باهوش خود را فراخواند.
چنین گفت کای پور فرخنده فر
به جان گوش کن پند نغز پدر
هوش مصنوعی: او گفت: ای فرزند خوشبخت، با جان و دل به سخنان حکمتآمیز پدرت گوش کن.
بترس از خدا و ره داد پوی
به مردانگی راه اجداد پوی
هوش مصنوعی: از خدا بترس و در پی عدالت برآ، بر مسیر مردانگی و راه پدران قدم بگذار.
ز من بشنو ای پاک فرزند من
به گوش خود آویزه کن پند من
هوش مصنوعی: ای فرزند نیک، حرفهای من را با دقت بشنو و در ذهن خود نگهدار.
خدا را تو از جان ستاینده باش
به درگاه جانآفرین بنده باش
هوش مصنوعی: خدا را با تمام وجود ستایش کن و در برابر او به عنوان یکی از مخلوقهایش humble و فروتن باش.
ز خود دور کن جهل و کبر و غرور
ز کردار اهریمنی باش دور
هوش مصنوعی: از خود دور کن نادانی و خودبزرگبینی و تکبر؛ از رفتارهای شیطانی دوری کن.
برآن باش تا در بر و بوم خویش
نیایی تِنِ خسته و جانِ ریش
هوش مصنوعی: تلاش کن تا در سرزمین و فضای خود، با روحی خسته و جان آزرده وارد نشوی.
تو دیندار باش و بی آزار باش
پِیِ داد پوی و نکوکار باش
هوش مصنوعی: به دین خود پایبند باش و به دیگران آزار نرسان، در تلاش برای عدالت و نیکی باش.
مکن گوش بر گفته های دروغ
که گُفتِ دروغ است بس بیفروغ
هوش مصنوعی: به حرفهای بیاساس و نادرست گوش نده؛ چون گفتههای دروغ نور و روشنی ندارند.
به خون کسان دست بازی مکن
تو با جان اتباع بازی مکن
هوش مصنوعی: با جان دیگران بازی نکن و به خون مردم بیگناهان آسیبی نرسان.
تو بنیاد کن پادشاهی به داد
دِلِ مردمان کن تو با داد شاد
هوش مصنوعی: پادشاهی خود را بر اساس عدالت بنا کن و دل مردم را با انصاف شاد کن.
چنان کن همه نیکخواهت شوند
چو فرمان دهی سر به راهت دهند
هوش مصنوعی: کاری کن که همه برای تو خیرخواه باشند، تا زمانی که فرمان بدهی، همه آماده باشند که از تو پیروی کنند.
بگفت این و پس دیده بر هم نهاد
برفت از بدن جان آن شاه ماد
هوش مصنوعی: او این را گفت و سپس چشمانش را بست و روح آن شاه بزرگ از بدنش جدا شد.
زمانه چنین بوده تا بوده است
که مرگی پس از عمر فرموده است
هوش مصنوعی: زمان همیشه به همین صورت بوده که بعد از زندگی، مرگ حتمی است.
چنین بوده تا بوده عالم به پا
سرانجام سر ها نهد زیر پا
هوش مصنوعی: در طول تاریخ همیشه چنین بوده که انسانها در نهایت احترام و شأن خود را نادیده گرفته و به راحتی تحت تأثیر قدرتها قرار میگیرند.
به ژرفای خاک ار نکو بنگری
به هر گوشهاش خفته بینی سری
هوش مصنوعی: اگر به عمق خاک دقت کنی، در هر گوشهاش سرهایی را خواهی دید که خوابیدهاند.
سَرِ تاجدارن و دانشوران
سَرِ ماهرویان و نام آوران
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در بالای سر کسانی که تاج دارند و اهل علم هستند، افرادی با چهرههای زیبا و دارای نام و آوازه نیز وجود دارند. به عبارت دیگر، در جمع نخبگان و افراد برتر، افرادی خوشچهره و مشهور نیز به چشم میخورند.
نماند به جز نام نیک از کسی
اگر ملک عالم بگیری بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنیا و ثروت زیادی دست یابد اما نام نیک و یاد خوبی از او باقی نماند، هیچ چیز از او نمیماند.
خوشا راد مردان نیکو نژاد
که از نام ایشان جهان گشت شاد
هوش مصنوعی: خوشا به حال مردان بزرگ و خوب که با نام نیکشان، دنیا را شاد کردند.
خوشا آن پدر چون برفت از جهان
پسر سر فرازد سوی آسمان
هوش مصنوعی: خوشا به حال پدری که وقتی از دنیا میرود، فرزندش با افتخار سرش را به سمت آسمان بلند کند.
چو شاه جوان سوک شه را گرفت
جهان شد سیه پوش و ماتم گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که شاه جوان در غم و اندوه قرار گرفت، جهان به رنگ سیاه درآمد و همه جا را عزای عمومی فراگرفت.
همه مادها زار و گریان شدند
ز سوک و غم شاه نالان شدند
هوش مصنوعی: همه مردم ماد در غم و اندوه فرو رفتند و برای درد و رنج شاه، ناراحت و نالهکنان شدند.