گنجور

بخش ۲ - پادشاهی دَیِوکَس نخستین شاه ماد

دِیُوکِس، نخستین شَهِ ماد بود
وز او سر به سر، کشور آباد بود
بسی بود آن شاه با عدل و داد
کریم و جوانمرد و نیکو نهاد
گزیدند او را به شاهنشهی
نشاندند وی را به گاهِ مِهی
چو بر گاه شد شاهِ با عدل و داد
کلاهِ بزرگی به سر بر نهاد
بفرمود تا شارسان ساختند
یکی شهر زیبا بیاراستند
در آن شارسان هفت دژ شد پدید
چنان شهر تا آن زمان کس ندید
یکی بر یکی برتری داشتی
که بر آسمان سر برافراشتی
چو رنگین کمان، هفت دژ شد عیان
که از هفت اورنگ بودی نشان
ز سبز و سفید و ز سرخ و ز زرد
بنفش و سیه‌رنگ و هم لاژورد
چو جنت یکی شهر آمد پدید
چنو در جهان کس ندید و شنید
ببخشید شه، نعمتِ بیکران
هنر پروران را کران تا کران
سپس جشن شاهانه آراستند
به شادی فزوده ز غم کاستند
بر او هکمتانه نهادند نام
فشاندند دست و گرفتند جام
ز غوغای طبل و ز آوای کوس
بلرزید نُه گنبدِ آبنوس
بدین گونه شه، کشور آباد کرد
یکی شهر، هر گوشه بنیاد کرد
چنین‌اند شاهانِ نیکو سرشت
که سازند دنیا چو باغ بهشت

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: گنجینه فارسی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دِیُوکِس، نخستین شَهِ ماد بود
وز او سر به سر، کشور آباد بود
هوش مصنوعی: داستان از دِیُوکِس، نخستین پادشاه ماد آغاز می‌شود. او موجب آبادانی و رونق کشورش شد و در دوره‌ی حکومتش، سرزمین‌ها در رفاه و سرسبزی بودند.
بسی بود آن شاه با عدل و داد
کریم و جوانمرد و نیکو نهاد
هوش مصنوعی: آن پادشاه بسیار بود که با انصاف و بخشش، با جوانمردی و شخصیت نیکو زندگی می‌کرد.
گزیدند او را به شاهنشهی
نشاندند وی را به گاهِ مِهی
هوش مصنوعی: او را انتخاب کردند و به مقام پادشاهی نشاندند، جایی که درخشش و شکوه فراوانی دارد.
چو بر گاه شد شاهِ با عدل و داد
کلاهِ بزرگی به سر بر نهاد
هوش مصنوعی: زمانی که یک پادشاه با عدل و انصاف در مقام خود مستقر شد، تاجی بزرگ بر سر نهاد.
بفرمود تا شارسان ساختند
یکی شهر زیبا بیاراستند
هوش مصنوعی: او دستور داد تا شهری زیبا بسازند و آن را زینت دهند.
در آن شارسان هفت دژ شد پدید
چنان شهر تا آن زمان کس ندید
هوش مصنوعی: در آن زمان، هفت دژ در کنار هم به وجود آمدند و شهری ساخته شد که تا آن زمان هیچ‌کس نظیر آن را ندیده بود.
یکی بر یکی برتری داشتی
که بر آسمان سر برافراشتی
هوش مصنوعی: تو ویژگی یا برتری خاصی داشتی که باعث شدی به اوج و بلندی دست یابی و بالای آسمان قرار گرفتی.
چو رنگین کمان، هفت دژ شد عیان
که از هفت اورنگ بودی نشان
هوش مصنوعی: همان‌طور که رنگین‌کمان ظاهر می‌شود، هفت دژ نیز به وضوح نمایان گردید که نشان‌دهنده‌ی هفت رنگ مختلف است.
ز سبز و سفید و ز سرخ و ز زرد
بنفش و سیه‌رنگ و هم لاژورد
هوش مصنوعی: از رنگ‌های سبز و سفید، از سرخ و زرد و بنفش، همچنین رنگ سیاه و آبی لاجوردی، همگی نغمه‌هایی از زیبایی و تنوع را به تصویر می‌کشند.
چو جنت یکی شهر آمد پدید
چنو در جهان کس ندید و شنید
هوش مصنوعی: به مانند اینکه بهشتی در شهری ظاهر شده است که هیچ‌کس در این دنیا نه دیده و نه درباره‌اش شنیده است.
ببخشید شه، نعمتِ بیکران
هنر پروران را کران تا کران
هوش مصنوعی: ای پادشاه، لطفاً نعمت فراوان هنرمندان را از سراسر سرزمین ببخشید.
سپس جشن شاهانه آراستند
به شادی فزوده ز غم کاستند
هوش مصنوعی: سپس جشنی باشکوه برپا کردند که در آن شادی افزون بود و غم‌ها کاهش یافته بود.
بر او هکمتانه نهادند نام
فشاندند دست و گرفتند جام
هوش مصنوعی: بر روی او نامی از حکمت گذاشته‌اند و دستی بر روی او افکنده و جامی را در دست گرفته‌اند.
ز غوغای طبل و ز آوای کوس
بلرزید نُه گنبدِ آبنوس
هوش مصنوعی: از صدای طبل و نواهای کوس، نُه گنبد چوبی از آبنوس به لرزه درآمد.
بدین گونه شه، کشور آباد کرد
یکی شهر، هر گوشه بنیاد کرد
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که حاکم یا پادشاهی با تدبیر و حکمت کشور را پیشرفت داده و در هر نقطه از آن، زیرساخت و بنیانی مستحکم بنا کرده است. به طور کلی، این فرد به آبادانی و توسعه سرزمینش اهمیت داده و بر روی هر منطقه کار کرده است.
چنین‌اند شاهانِ نیکو سرشت
که سازند دنیا چو باغ بهشت
هوش مصنوعی: شاهان با نیک‌نظری و شخصیت خوب، دنیایی را خلق می‌کنند که مانند بهشت زیبا و دلنشین است.

حاشیه ها

1403/07/30 15:09
مجتبی عیوض صحرا

دِیُوکِس فرنام(لقب) دیاکو هست!

پیوند به وبگاه بیرونی