گنجور

شمارهٔ ۱۶۷

مدار غصه که خون منت حلال بود
مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا
اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن
مرا مخوان که به جان پاسخت دهم به ندا
ز جان تهی باد آن دل که از غم تو تهی
ز تن جدا باد آن سر که از در تو جدا
اگر به آدم قلنا اهبطو رسید ز حق
پس از خطاب کلا حیث شئتمار غدا
مرا به خاک درت جاودانه فردوسی است
که جانم از وی پیوند نگسلد ابدا

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مدار غصه که خون منت حلال بود
مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا
هوش مصنوعی: غم و غصه را کنار بگذار و از اینکه ممکن است دلی شکسته باشد ناراحت نباش. این صدا از کسی که دچار درد و رنج شده، به گوش نمی‌رسد.
اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن
مرا مخوان که به جان پاسخت دهم به ندا
هوش مصنوعی: اگر به حرف‌هایم ایمان نداری، پس بعد از مرگ من، مرا صدا نزن، زیرا آماده‌ام تا به تو پاسخ دهم.
ز جان تهی باد آن دل که از غم تو تهی
ز تن جدا باد آن سر که از در تو جدا
هوش مصنوعی: دل‌هایی که از غم تو خالی است، باید از زندگی پوچ باشند و سرهایی که از در تو دورند، باید از بدن جدا شوند.
اگر به آدم قلنا اهبطو رسید ز حق
پس از خطاب کلا حیث شئتمار غدا
هوش مصنوعی: اگر به انسان گفته شود که به زمین نزول کن، پس از آن که فرمان دریافت کرده، می‌تواند هر جا که بخواهد برود.
مرا به خاک درت جاودانه فردوسی است
که جانم از وی پیوند نگسلد ابدا
هوش مصنوعی: من همیشه و برای همیشه وابسته به درگاه تو هستم و حتی مرگ هم نمی‌تواند این پیوند را از بین ببرد.