گنجور

شمارهٔ ۱۶۶ - زوال نایب السلطنه قرا گوزلو

نایب السلطنه آن کز سیرتش
صدق فرسوده ادب نالیده
هوش اصحاب هنر فرسوده
گوش ارباب خرد مالیده
آتشی نی که نیفروخت به دهر
فتنه ای نیست که نکالیده
خارخار پلتیکش چون سرو
در چمنزار جهان بالیده

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نایب السلطنه آن کز سیرتش
صدق فرسوده ادب نالیده
هوش مصنوعی: نایب السلطنه‌ای که به واسطه رفتار و سیرتش صداقت او مشخص است، به خاطر نداشتن آداب و رسوم درست، در اندوه و ناامیدی قرار گرفته است.
هوش اصحاب هنر فرسوده
گوش ارباب خرد مالیده
هوش مصنوعی: ذکاوت و استعداد هنرمندان فرسوده شده است و عقل و خرد صاحب‌نظران تحت فشار قرار گرفته است.
آتشی نی که نیفروخت به دهر
فتنه ای نیست که نکالیده
هوش مصنوعی: آتش‌هایی که در دهر وجود دارند و هیچگاه خاموش نشده‌اند، نشانه‌ای از فتنه‌ای نیست که به وقوع نپیونده باشد.
خارخار پلتیکش چون سرو
در چمنزار جهان بالیده
هوش مصنوعی: سختی‌ها و مشکلات زندگی او مانند سروهایی است که در چمنزار رشد و نمو کرده‌اند.