گنجور

بخش ۵ - و من طبقه الاولی من المتقدمین معروف الکرخی

از قدیمان مشایخ است، استاد سری سقطی ٭ و پیر او. شیخ الاسلام گفت: که کنیت او ابومحفوظ است نام پدر وی فیروز، و گفتند فیروزان و گفتند معروف بن علی الکرخی الزاهد

پدر وی مولا بوده، دربان علی بن موسی رضا علوی، کی در مشهد طوس در گورست، و گویند بر دست وی مسلمان شده بود. وقتی علی بن موسی رضا بار داده بود، ازدحام کردند، وی در پای آمد، دران هلاک گشت.

معروف از اجلهٔ مشایخ قدیم است بورع و زهد و فتوت معروف. باداود طائی صحبت کرده بود، و معروف سید بود از خداوندان ولایت و کرامات ظاهر. در سنه مائتین برفت از دنیا، و گور وی اکنون ببغداد بآنجا روند بدعا کردن و بتبرک و زیارت، و مجرب است کی هر که دعا کند مستجاب گردد. وی گفته: ما شیئی احب اللّه، و لاقرب الیه من قلب خاشع. و محمد منصور ٭ طوسی گوید، استاذ بوسعید خراز: که از معروف شنیدم در دعاءِ خود می‌گفت: اعوذ بک من امل نمنع خیرالعمل. و هم وی گفت کی صوفی است مهمان است، تقاضاء مهمان بر میزبان جفاست مهمان که بادب بود، منتظر بود و متقاضی نبود. و احمد حنبل گوید رحمه اللّه: که مردی گفت معروف را: کی مرا وصیت کن! گفت: اجهد ان لایراک اللّه الا فی زی مسکین.

شیخ الاسلام گفت: کی معروف قرائی بود، وقتی با خواهرزاده گفت: کی ترا باو حاجت باشد با من بگو سئل عن معروف الکرخی عن المحبة فقال: المحبة لیس من تعلیم الخلق، انما هو من مواهب الحق و فضله

مصطفی گفت : رب ذی طمرین لا یؤبه له لواقسم علی اللّه لاء بره. لا یؤبه له: ای لا یحتفل به لحقارته. و مصطفی در دعا می‌گفت: الهم انی اسئل بحق السائلین علیک و بحق الراغبین الیک، و بحق ممشای هذا الیک بحق این گامهای من و تو و فرا عمر گفت وقتی: نگر جز باللّه سوگند نخوری! و هم فرا عمر گفت وقتی: کجا می‌روی؟ گفت: بعمره. گفتک مرا بدعا یاددار! شیخ الاسلام گفت: کی چون باخودی حرمت نگاه دار! و کی خود نیٔ نیاز!

اسرافیل از قدیمانست. شیخ الاسلام گفت: که وی استاد ذالنون مصری است بمغرب بوده، بمصر رسید بوده، ویرا سخنانست بسیار در زهد و توکل و معاملات نیکو.

فتح شخرف سید بوده، عبداللّه احمد حنبل گوید: کی از خاک خراسان چون فتح نیامده، گویند کی از کش بوده کنیت او ابونصر.

شیخ الاسلام گفت. کی وی بمصر شد، ششصد فرسنگ بیک سوال باسرافیل ٭ چون فرصت یافت پرسید از وی: هل تعذب الاشرار قبل الزلل؟ گفت مرا صبر ده سه روز. روز چهارم گفت: مرا جواب دادند: ار روا بود ثواب پیش از عمل، هم روا بود عذاب پیش از زلل. این بگفت و زعقهٔ بزدودر شورید، پس آن سه روز بزیست و برفت. شیخ الاسلام گفت: که آن سه روز جواب آن سه روز درنگ خواستن بود، اگر در وقت جواب دادی در وقت برفتی.

شیخ الاسلام گفت: کی ربوبیت همه غیر عبودیتست و قسمتها بکرده پیش از کرد خلق، و خلق زبر حکم و خواست وی اسیر، تا هر یکی را در حکم رقم چیست عاقبت وی آن کند که خود خواهد وویرا است هرچه خواهد که خداوند است، و درآن عادلست، کس را «چون» و چرا ناید و نسزد کسی را، از بهر آنک وی کار بر علم و حکمت می‌کند و کرده، تا سزای هرکس چیست و عنایت وی بکیست؟

وانشدنا للشافعی حمه اللّه، حین سئل عن القدر فانشاء یقول

ما شئت کان وان لم اشأ
و ما شئت ان لم تشا لم یکن
خلقت العباد علی ما علمت
ففی العلم یجری الفتی والمسن
فهذا مننت و هذا خذلت
و هذا اعنت و ذالم تعن

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از قدیمان مشایخ است، استاد سری سقطی ٭ و پیر او. شیخ الاسلام گفت: که کنیت او ابومحفوظ است نام پدر وی فیروز، و گفتند فیروزان و گفتند معروف بن علی الکرخی الزاهد
هوش مصنوعی: او از قدیم‌الایام، یکی از مشایخ بزرگ بوده است، استاد سری سقطی و پدر او نیز معروف است. شیخ الاسلام بیان کرده که کنیه‌اش ابومحفوظ است و نام پدرش فیروز بوده است. برخی نیز گفته‌اند که او فیروزان و برخی دیگر معروف بن علی الکرخی زاهد نامیده شده است.
پدر وی مولا بوده، دربان علی بن موسی رضا علوی، کی در مشهد طوس در گورست، و گویند بر دست وی مسلمان شده بود. وقتی علی بن موسی رضا بار داده بود، ازدحام کردند، وی در پای آمد، دران هلاک گشت.
هوش مصنوعی: پدر او مقام مولا داشته و دربان علی بن موسی رضا، که در مشهد طوس دفن شده است، بوده. گفته می‌شود که او به دست علی بن موسی رضا مسلمان شده است. زمانی که علی بن موسی رضا در حال حرکت بود، جمعیت زیادی دور او جمع شدند و او زیر پای مردم مانده و جانش را از دست داد.
معروف از اجلهٔ مشایخ قدیم است بورع و زهد و فتوت معروف. باداود طائی صحبت کرده بود، و معروف سید بود از خداوندان ولایت و کرامات ظاهر. در سنه مائتین برفت از دنیا، و گور وی اکنون ببغداد بآنجا روند بدعا کردن و بتبرک و زیارت، و مجرب است کی هر که دعا کند مستجاب گردد. وی گفته: ما شیئی احب اللّه، و لاقرب الیه من قلب خاشع. و محمد منصور ٭ طوسی گوید، استاذ بوسعید خراز: که از معروف شنیدم در دعاءِ خود می‌گفت: اعوذ بک من امل نمنع خیرالعمل. و هم وی گفت کی صوفی است مهمان است، تقاضاء مهمان بر میزبان جفاست مهمان که بادب بود، منتظر بود و متقاضی نبود. و احمد حنبل گوید رحمه اللّه: که مردی گفت معروف را: کی مرا وصیت کن! گفت: اجهد ان لایراک اللّه الا فی زی مسکین.
هوش مصنوعی: معروف یکی از بزرگان و مشایخ قدیم است که به ورع، زهد و فتوت شهرت دارد. او با داوود طائی صحبت کرده بود و به عنوان یک سید و از شخصیت‌های معتبر در زمینه ولایت و کرامات شناخته می‌شد. معروف در سال دویست هجری درگذشت و قبر او اکنون در بغداد محل زیارت و دعا است و تجربه شده که هرکس در آنجا دعا کند، دعایش مستجاب می‌شود. او گفته است که هیچ چیزی محبوب‌تر از یک قلب خاشع در نزد خداوند نیست. همچنین محمد منصور طوسی از استاد خود بوسعید خرّاز نقل کرده که معروف در دعای خود می‌گفت: "بپناهت می‌آورم از امیدی که مانع انجام خیر می‌شود." معروف همچنین بیان کرده که صوفی به منزله مهمان است و انتظار از میزبان بی‌ادبی است و مهمان باید با ادب و صبر منتظر بماند. احمد حنبل نقل می‌کند که مردی از معروف خواسته که وصیتی کند و او در پاسخ گفته است: "سعی کن که خداوند تو را جز در لباس یک مسکین نبیند."
شیخ الاسلام گفت: کی معروف قرائی بود، وقتی با خواهرزاده گفت: کی ترا باو حاجت باشد با من بگو سئل عن معروف الکرخی عن المحبة فقال: المحبة لیس من تعلیم الخلق، انما هو من مواهب الحق و فضله
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمود: «معروف قرشی» در گفتگویی با خواهرزاده‌اش گفت: «اگر تو به چیزی نیاز داری، به من بگو.» سپس از معروف کرخی درباره محبت سوال کرد. معروف جواب داد: «محبت چیزی نیست که از آموزش به دست آید؛ بلکه یک موهبت و نعمت از سوی حق است.»
مصطفی گفت : رب ذی طمرین لا یؤبه له لواقسم علی اللّه لاء بره. لا یؤبه له: ای لا یحتفل به لحقارته. و مصطفی در دعا می‌گفت: الهم انی اسئل بحق السائلین علیک و بحق الراغبین الیک، و بحق ممشای هذا الیک بحق این گامهای من و تو و فرا عمر گفت وقتی: نگر جز باللّه سوگند نخوری! و هم فرا عمر گفت وقتی: کجا می‌روی؟ گفت: بعمره. گفتک مرا بدعا یاددار! شیخ الاسلام گفت: کی چون باخودی حرمت نگاه دار! و کی خود نیٔ نیاز!
هوش مصنوعی: مصطفی گفت: کسی که به او توجهی نمی‌شود، اگر بر خدا قسم بخورم، قسمم حتماً درست است. او به اهمیت این فرد اشاره کرد و گفت که حقیقت او کم‌ارزش است. در دعا می‌گفت: "خدایا، من به حق کسانی که از تو درخواست می‌کنند و به حق کسانی که به تو میل دارند، و به حق قدم‌های من که به سمت تو می‌رود، از تو درخواست می‌کنم." عمر هم گفت: "هرگز جز به خدا سوگند نخور!" او همچنین پرسید: "کجا می‌روی؟" و مصطفی پاسخ داد: "به عمره." عمر گفت: "من را در دعا فراموش نکن!" شیخ الاسلام نیز گفت: "هر زمانی که با خودت هستی، حرمت خود را نگه‌دار و نیاز خود را به هیچ کس غیر از خدا نشان نده!"
اسرافیل از قدیمانست. شیخ الاسلام گفت: که وی استاد ذالنون مصری است بمغرب بوده، بمصر رسید بوده، ویرا سخنانست بسیار در زهد و توکل و معاملات نیکو.
هوش مصنوعی: اسرافیل شخصی است که از زمان‌های قدیم شناخته شده است. شیخ الاسلام بیان کرده که او استاد ذالنون مصری بوده و در ابتدا در مغرب زندگی می‌کرده و سپس به مصر آمده است. او نیز سخنان زیادی درباره زهد، توکل و رفتارهای نیکو دارد.
شیخ الاسلام گفت. کی وی بمصر شد، ششصد فرسنگ بیک سوال باسرافیل ٭ چون فرصت یافت پرسید از وی: هل تعذب الاشرار قبل الزلل؟ گفت مرا صبر ده سه روز. روز چهارم گفت: مرا جواب دادند: ار روا بود ثواب پیش از عمل، هم روا بود عذاب پیش از زلل. این بگفت و زعقهٔ بزدودر شورید، پس آن سه روز بزیست و برفت. شیخ الاسلام گفت: که آن سه روز جواب آن سه روز درنگ خواستن بود، اگر در وقت جواب دادی در وقت برفتی.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت که وقتی او به مصر رسید، ششصد فرسنگ را در یک سوال درنگ کرد. وقتی فرصتی یافت، از او پرسید آیا خداوند شرّار (بدکاران) را قبل از گناه عذاب می‌کند؟ او پاسخ داد که مرا سه روز مهلت بدهید. در روز چهارم گفت که به من پاسخ داده‌اند: اگر پاداش قبل از عمل ممکن بود، عذاب هم قبل از گناه ممکن بود. این را گفت و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و پس از آن سه روز زندگی کرد و رفت. شیخ الاسلام تأکید کرد که در واقع آن سه روز، زمان خواستن پاسخ بود و اگر در همان لحظه پاسخ می‌داد، در همان لحظه هم می‌رفت.
شیخ الاسلام گفت: کی ربوبیت همه غیر عبودیتست و قسمتها بکرده پیش از کرد خلق، و خلق زبر حکم و خواست وی اسیر، تا هر یکی را در حکم رقم چیست عاقبت وی آن کند که خود خواهد وویرا است هرچه خواهد که خداوند است، و درآن عادلست، کس را «چون» و چرا ناید و نسزد کسی را، از بهر آنک وی کار بر علم و حکمت می‌کند و کرده، تا سزای هرکس چیست و عنایت وی بکیست؟
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد که خداوند تنها پروردگار است و همه چیز تحت کنترل اوست. قبل از خلق، خداوند قسمت‌ها و سرنوشت‌ها را تعیین کرده است و تمام موجودات در برابر اراده و خواسته او تسلیم هستند. هر موجودی طبق سرنوشت و تقدیرش عمل می‌کند و خواسته‌هایش را به انجام می‌رساند، زیرا خداوند عادل است و هیچ کس نمی‌تواند به او اعتراض کند؛ چرا که خداوند براساس علم و حکمت عمل می‌کند و هر کس را بر اساس شایستگی و توجه‌اش مورد پاداش قرار می‌دهد.
وانشدنا للشافعی حمه اللّه، حین سئل عن القدر فانشاء یقول
هوش مصنوعی: امام شافعی رحمت‌الله‌علیه، وقتی درباره قضا و قدر از او سوال شد، چنین بیان کرد:
ما شئت کان وان لم اشأ
و ما شئت ان لم تشا لم یکن
هوش مصنوعی: هر چیزی که دلت بخواهد، انجام می‌شود؛ حتی اگر من نخواهم، و هر چیزی که دلت نخواهد، وجود ندارد؛ حتی اگر من بخواهم.
خلقت العباد علی ما علمت
ففی العلم یجری الفتی والمسن
هوش مصنوعی: خداوند انسان‌ها را بر اساس دانشی که دارد آفریده است، بنابراین در علم و دانش است که جوانان و بزرگ‌ترها پیشرفت می‌کنند.
فهذا مننت و هذا خذلت
و هذا اعنت و ذالم تعن
هوش مصنوعی: این دنیا پر از نعمت‌ها و بخشش‌ها است، اما در عین حال، گاهی نیز با مشکلات و نا‌امیدی‌ها روبه‌رو می‌شویم. بعضی اوقات کمک‌هایی دریافت می‌کنیم که ما را جلو می‌برند، و در عوض، لحظاتی هم داریم که احساس می‌کنیم لنگ می‌زنیم و از حمایت بی‌بهره‌ایم.