شمارهٔ ۱۰ - ماه یا که خورشید
ای به رخسارهٔ تو زلف سیاه
چون غرابی به شاخ گل آونگ
روی تو ماه یا که خورشید است
موی تو سنبل است یا شبرنگ
خال بر عارض تو جا کرده
همچو هندو، میان شهر فرنگ
بی توام باشد این جهان فراخ
در نظر همچو چشم سوزن تنگ
شهدسان، نوشمش به جای شراب
گر بریزی به ساغرم تو شرنگ
ما به صلحیم دائما با تو
تو به مایی مدام بر سر جنگ
هر چه نزدیکتر شوم با تو
تو گریزی زمن به صد فرسنگ
من زکوی تو پاکشم هیهات
به سرم گر زچرخ بارد سنگ
شمارهٔ ۹ - دل بی قرار: شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرامشمارهٔ ۱۱ - بادهٔ ناب: تا کی ای بخت خفتهٔ «ترکی»!
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای به رخسارهٔ تو زلف سیاه
چون غرابی به شاخ گل آونگ
هوش مصنوعی: نرگس زیبا و موهای سیاه تو، مانند غرابیست که بر شاخه گل آویزان شده است.
روی تو ماه یا که خورشید است
موی تو سنبل است یا شبرنگ
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماه یا خورشید میدرخشد و موی تو همچون سنبل یا گلی زیباست.
خال بر عارض تو جا کرده
همچو هندو، میان شهر فرنگ
هوش مصنوعی: خال روی صورت تو مانند نشان هندوها، در دل شهر فرنگ جا گرفته است.
بی توام باشد این جهان فراخ
در نظر همچو چشم سوزن تنگ
هوش مصنوعی: بی تو، این دنیا به نظر گسترده و وسیع میآید، اما در واقع مانند چشم سوزنی تنگ و محدود است.
شهدسان، نوشمش به جای شراب
گر بریزی به ساغرم تو شرنگ
هوش مصنوعی: اگر شهد و نوشی از زهر تو در پیمان من بریزی، به جای شراب مینوشم.
ما به صلحیم دائما با تو
تو به مایی مدام بر سر جنگ
هوش مصنوعی: ما همیشه در صلح با تو هستیم، اما تو همیشه در حال جنگ با ما هستی.
هر چه نزدیکتر شوم با تو
تو گریزی زمن به صد فرسنگ
هوش مصنوعی: هر چه به تو نزدیکتر میشوم، تو به طور معجزهآسا از من دورتر میشوی، انگار که فُرسنگها از هم فاصله داریم.
من زکوی تو پاکشم هیهات
به سرم گر زچرخ بارد سنگ
هوش مصنوعی: من از محله یا محبوب تو دور شدهام و هرگز نمیخواهم که به خاطر مشکلات و سختیها از تو فاصله بگیرم. اگر هم از آسمان سنگ ببارد، نمیتوانم به این سادگی از تو دل بکنم.