شمارهٔ ۱۲ - حدیث محنت افزا
دریغا از قد و بالای علی اکبر
دریغ از جعد گیسوی سمن سای علی اکبر
ز چشمم سیل خون جاری شود هرگه به یاد آرم
به خون غلتیدن قد دل آرای علی اکبر
پریشان می شوم مجنون صفت چون بر زبان آرم
حدیث ناله های زار لیلای علی اکبر
حرامم باد گر بی گریه نوشم آب سردی را
کنم از گرمی تف، یاد لب های علی اکبر
دلم در سینه غرق خون شود چون در نظر آرم
به خون خویش دست و پا زدن های علی اکبر
به گیتی هر کجا بینم جوان سرو بالایی
بیاد آرم ز سرو قد و بالای علی اکبر
ز شمشیر جفای منقذ ابن مرهٔ عبدی
پر از خون گشت چهر مهرآسای علی اکبر
نمی دانم چه حالی کرد پیدا آن زمان، کافتاد
به جسم چاک چاکش چشم بابای علی اکبر
قلم را نیست یارای نوشتن «ترکیا» اکنون
که بنویسد حدیث محنت افزای علی اکبر
شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلا: کیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار؟شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشنده: چون شه تشنه لبان، بی کس بی یاور شد
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دریغا از قد و بالای علی اکبر
دریغ از جعد گیسوی سمن سای علی اکبر
هوش مصنوعی: افسوس که از قامت بلند و زیبای علی اکبر حسرت میخورم، و همچنین حسرت به خاطر ریشههای پرپیچ و خم موهای او که همچون گل سمن است.
ز چشمم سیل خون جاری شود هرگه به یاد آرم
به خون غلتیدن قد دل آرای علی اکبر
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد علی اکبر، با قامت زیبا و دلربایش میافتم، اشکهای من به حدی میرسد که گویی سیل خون از چشمانم جاری میشود.
پریشان می شوم مجنون صفت چون بر زبان آرم
حدیث ناله های زار لیلای علی اکبر
هوش مصنوعی: وقتی یاد درد و نالههای علی اکبر را به زبان میآورم، مثل مجنون دچار آشفتگی میشوم.
حرامم باد گر بی گریه نوشم آب سردی را
کنم از گرمی تف، یاد لب های علی اکبر
هوش مصنوعی: اگر من آب سردی بنوشم و اشکم نریزد، حرامم باد؛ زیرا آن آب یادآور گرمای لبهای علیاکبر است که بیتابی و عواطف را در دل زنده میکند.
دلم در سینه غرق خون شود چون در نظر آرم
به خون خویش دست و پا زدن های علی اکبر
هوش مصنوعی: دل من از شدت اندوه و دلتنگی، مانند دریا پر از خون میشود وقتی به یاد زجر و رنج علی اکبر میافتم که در میدان جنگ به خاطر عشق و وفاداریاش دست و پا زد.
به گیتی هر کجا بینم جوان سرو بالایی
بیاد آرم ز سرو قد و بالای علی اکبر
هوش مصنوعی: در هر نقطه از دنیا که جوانی با قامت بلند و زیبایی مانند سرو را ببینم، یاد علی اکبر میافتم.
ز شمشیر جفای منقذ ابن مرهٔ عبدی
پر از خون گشت چهر مهرآسای علی اکبر
هوش مصنوعی: چهره زیبای علی اکبر از ضربات شمشیرهای دشمنان پر از خون شد، به خاطر ظلم و بیرحمیهایی که بر او تحمیل شده است.
نمی دانم چه حالی کرد پیدا آن زمان، کافتاد
به جسم چاک چاکش چشم بابای علی اکبر
هوش مصنوعی: نمیدانم در آن زمان چه احساسی به او دست داد که وقتی دید بدن پارهپاره پسرش، علیاکبر، را به زمین افتاده است.
قلم را نیست یارای نوشتن «ترکیا» اکنون
که بنویسد حدیث محنت افزای علی اکبر
هوش مصنوعی: قلم قادر به بیان و نوشتن مصیبتها و دردهای علی اکبر نیست و در شرایط کنونی نمیتواند آنچه را که بر او گذشته است به خوبی توصیف کند.