شمارهٔ ۲ - به کلاه تو سوگند
ای خداوند مرا از غم بی دستاری
به کلاه تو که دوشینه تب گرم گرفت
به کلاه تو چرا خوردم سوگند گران
بسر من که مرا از سر من شرم گرفت
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای خداوند مرا از غم بی دستاری
به کلاه تو که دوشینه تب گرم گرفت
هوش مصنوعی: ای خداوند، مرا از اندوهی که بیپناهی به من دست داده، نجات بده. بخاطر این که سرم به کلاهی که دیروز در گرما به سر داشتی، پناه برده است.
به کلاه تو چرا خوردم سوگند گران
بسر من که مرا از سر من شرم گرفت
هوش مصنوعی: به خاطر کلاهی که بر سر تو میگذارم، سوگند عظیمی میخورم که گناه بزرگی بر من است، چون از خودم شرمندهام.