شمارهٔ ۱۱ - در موعظه و نصیحت
در این جهان که سرای غمست و تاسه و تاب
چو کاسه بر سر آبیم و تیره دل چو سراب
خراب عالم و ما جغدوار و این نه عجب
عجب از آنکه نمانند جغد را بخراب
بخواب غفلت خفتیم خورده شربت جهل
که تا شدیم زبیدار فتنه بی خور و خواب
کباب آتش حرصیم و آن ز خامی ماست
حقیقت است که هر خام را کنند کباب
کباب خویش نخوانیم و زو عمل نکنیم
که ناگزیر ستایندمان ز اهل کتاب
بحرص خواسته ورزیم تا شود بر ما
وبال خواسته چونانکه موی بر سنجاب
تقی و عاقبت اندیش نیست از ما کس
ازین شدیم سزاوار گونه گونه عقاب
عقاب طاعت ما باز مانده از پرواز
شدیم صید معاصی چو کبک صید عقاب
همه طریق صواب از خطا همیدانم
گرفته راه خطائیم و باز مانده صواب
عنان ز طاعت حق تافتیم و بر باطل
بر اسب معصیت آورده پای را برکاب
اگر خدای تعالی حساب خواهد و بس
بس است ما را گر عاقلیم شرم حساب
که دست طاقت آن گر ملک نهد بر ما
گرانترین گنهی را سبکترین عذاب
همی پزیم همه در تنور چوبین نان
همی بریم همه جامه بر تن از مهتاب
دماغ ما ز خرد نیستی اگر خالی
نرانده ایمی گستاخ وار جز بخلاب
درین جهان که دو دم بیش نیست مایه عمر
درنگ سود ندارد چو دم بود بشتاب
از آن چه به که یکی زین دو دم بتوبه زنیم
چو باب توبه نه بستست ایزد تواب
شدیم جمله بگرداب معصیت گردان
که هم امید خلاص است و هم ز غرق بآب
دو دیده را زندم سیل بار باید کرد
بر آن امید که سیلاب می کند گرداب
بآب دیده بشوئیم نامه عصیان
که هست نامه عصیان چو ریم خورده بتاب
اگر به نسبت سلمانیم ز روی پدر
نسب چو سود چو گوید فلک فلاانساب
که تا بسیرت سلمان شوم دعائی کن
مگر دعای تو در حق من شود ایجاب
بحکم ایزد وهاب تا بخواهد داشت
سپهر روشن دوران بگرد تیره تراب
چه بوتراب و جنید و شفیق و شبلی باش
دو دیده بر ره فرمان ایزد وهاب
درود باد ز ما و تو بر رسول خدای
فزون ز ذره خورشید و قطره های سحاب
شمارهٔ ۱۰ - در حسب حال خود گوید: چو شست گشت کمان قامت چو تیر مراشمارهٔ ۱۲ - در مدح سلطان مسعود بن الحسین: برآمد ز برج حمل آفتاب
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در این جهان که سرای غمست و تاسه و تاب
چو کاسه بر سر آبیم و تیره دل چو سراب
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از غم و مشکلات است، ما مانند کاسهای هستیم که بر روی آب قرار دارد و با کوچکترین تکانی بهراحتی میلرزد. دلهای ما هم مانند سراب هستند، در حالی که میخواهیم آرامش و روشنی داشته باشیم، اما در واقعیت با تاریکی و ناامیدی مواجهایم.
خراب عالم و ما جغدوار و این نه عجب
عجب از آنکه نمانند جغد را بخراب
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که محیط پیرامون ما خراب و آشفته است و ما مانند جغدها در این ویرانی زندگی میکنیم. این وضعیت خیلی هم عجیب نیست، زیرا جغدها خود به خاطر ویرانی و خرابی زندگی میکنند. به نوعی میتوان گفت که در چنین شرایطی، آنچه که طبیعی به نظر میرسد، همین وضعیت نابسامان است.
بخواب غفلت خفتیم خورده شربت جهل
که تا شدیم زبیدار فتنه بی خور و خواب
هوش مصنوعی: ما در خواب غفلت به سر میبردیم و با نوشیدن زهر جهل، بیداریمان تحت تاثیر قرار گرفت. حالا به خاطر بیدار شدن، در میان فتنهها و مشکلات، نه خوراک داریم و نه توان خوابیدن.
کباب آتش حرصیم و آن ز خامی ماست
حقیقت است که هر خام را کنند کباب
هوش مصنوعی: ما مانند کبابی هستیم که در آتش حرص و ولع قرار داریم و این ناشی از ناآگاهی ماست. واقعیت این است که هر کسی که خام و ناپخته باشد، میتواند در این آتش بسوزد و تبدیل به کباب شود.
کباب خویش نخوانیم و زو عمل نکنیم
که ناگزیر ستایندمان ز اهل کتاب
هوش مصنوعی: اگر ما از کباب خود سخن نگوییم و به آن عمل نکنیم، حتماً کسانی که اهل علم و فرهنگ هستند، ما را ستایش خواهند کرد.
بحرص خواسته ورزیم تا شود بر ما
وبال خواسته چونانکه موی بر سنجاب
هوش مصنوعی: ما باید تلاش کنیم تا خواستههایمان بر ما سنگینی نکند، همانطور که موی سنجاب بر او فشار نیاورد.
تقی و عاقبت اندیش نیست از ما کس
ازین شدیم سزاوار گونه گونه عقاب
هوش مصنوعی: هیچکدام از ما به فکر تقوی و عاقبتنگری نیستیم و به همین دلیل سزاوار عذابهای مختلفی شدهایم.
عقاب طاعت ما باز مانده از پرواز
شدیم صید معاصی چو کبک صید عقاب
هوش مصنوعی: ما به خاطر نافرمانیهایمان گرفتار شدهایم و دیگر نمیتوانیم مانند عقابها پرواز کنیم؛ بلکه به مانند کبکهایی هستیم که در دام افتادهایم.
همه طریق صواب از خطا همیدانم
گرفته راه خطائیم و باز مانده صواب
هوش مصنوعی: تمامی راههای درست را از نادرست میشناسم، اما همچنان در مسیر اشتباه هستم و از راه درست دور ماندهام.
عنان ز طاعت حق تافتیم و بر باطل
بر اسب معصیت آورده پای را برکاب
هوش مصنوعی: ما از فرمانبرداری خداوند دست کشیدیم و بر روی باطل سوار شدهایم و پاهایمان را بر زین گناه گذاشتهایم.
اگر خدای تعالی حساب خواهد و بس
بس است ما را گر عاقلیم شرم حساب
هوش مصنوعی: اگر خداوند بخواهد ما را مورد حساب و بررسی قرار دهد، کافی است که ما عاقل باشیم و از حساب و کتاب شرم کنیم.
که دست طاقت آن گر ملک نهد بر ما
گرانترین گنهی را سبکترین عذاب
هوش مصنوعی: اگر قدرتی که از سوی خداوند بر ما نازل شده، گناهی بزرگ را بر درآمد گناهان ما قرار دهد، آن گناه به آسانی بر ما سبک خواهد شد و عذاب آن نیز کم اهمیت خواهد بود.
همی پزیم همه در تنور چوبین نان
همی بریم همه جامه بر تن از مهتاب
هوش مصنوعی: ما در تنور چوبی نان میپزیم و در زیر نور مهتاب همه لباسهایمان را بر تن داریم.
دماغ ما ز خرد نیستی اگر خالی
نرانده ایمی گستاخ وار جز بخلاب
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که اگر در مورد خود خواهی و غرور به جای فهم و خرد، از خود بیخود شدهایم و بر دیگران سخت میگیریم، بیجا و بیمورد است. در واقع، اگر تهی بودن از عقل و درک خود را نشان دهیم، باید از رفتارهای نا مناسب و خُودبینی خود دست بکشیم.
درین جهان که دو دم بیش نیست مایه عمر
درنگ سود ندارد چو دم بود بشتاب
هوش مصنوعی: در این دنیا که عمر انسان به سرعت میگذرد و بیش از دو لحظه ارزش ندارد، وقتگذرانی و به درنگ نشستن فایدهای ندارد. هر لحظه باید با شتاب عمل کرد و از زندگی بهره برد.
از آن چه به که یکی زین دو دم بتوبه زنیم
چو باب توبه نه بستست ایزد تواب
هوش مصنوعی: بهتر است از این دو گزینه یکی را انتخاب کنیم و توبه کنیم؛ زیرا درهای توبه به روی ما بسته نیست و خداوند بخشنده است.
شدیم جمله بگرداب معصیت گردان
که هم امید خلاص است و هم ز غرق بآب
هوش مصنوعی: ما در حال غرق شدن در گمراهی و معصیت هستیم، اما در این حال هم امید نجات داریم و هم از غرق شدن در آب میترسیم.
دو دیده را زندم سیل بار باید کرد
بر آن امید که سیلاب می کند گرداب
هوش مصنوعی: دو چشم را باید مانند سیل پر از آب کرد، به امید این که همانند سیلاب، مشکلات و موانع را از پیش رو بردارد.
بآب دیده بشوئیم نامه عصیان
که هست نامه عصیان چو ریم خورده بتاب
هوش مصنوعی: با اشکهای خود نامهای که از نافرمانی نوشته شده را بشوییم، زیرا این نامه مانند کاغذی است که به دور افتاده و پاره شده است.
اگر به نسبت سلمانیم ز روی پدر
نسب چو سود چو گوید فلک فلاانساب
هوش مصنوعی: اگر به نسب و خیشاوندی به سلمان مشابهت داشته باشیم، پس باید بدانیم که ریشه و نسب ما از کجاست. به عبارت دیگر، اگر به شرافت او نسبت پیدا کنیم، خود را باید با ویژگیهای او بشناسیم.
که تا بسیرت سلمان شوم دعائی کن
مگر دعای تو در حق من شود ایجاب
هوش مصنوعی: من از تو میخواهم که برای من دعا کنی تا به درک و بصیرتی مانند سلمان رسیدم. امیدوارم دعایت برای من نتیجهبخش باشد.
بحکم ایزد وهاب تا بخواهد داشت
سپهر روشن دوران بگرد تیره تراب
هوش مصنوعی: به فرمان پروردگار، تا زمانی که او بخواهد، آسمان روشن دوران تحت تأثیر خاک تیره خواهد بود.
چه بوتراب و جنید و شفیق و شبلی باش
دو دیده بر ره فرمان ایزد وهاب
هوش مصنوعی: به دنبال بزرگانی چون بوتراب، جنید، شفیق و شبلی باش و همیشه با دقت و توجه به دستورات خداوند و بخشندهی بزرگ، قدم بردار.
درود باد ز ما و تو بر رسول خدای
فزون ز ذره خورشید و قطره های سحاب
هوش مصنوعی: سلام و احترام ما و تو به پیامبر خدا، که جایگاهش از ذرهای نور خورشید و قطرههای باران بالاتر است.