شمارهٔ ۱۰
من که گشتم خاک ره پروای افلاکم چرا
من که کردم ترک سر از دردسر باکم چرا
رشک دل با دیده کم از اختلاط غیر نیست
کس چه می داند که در بزم تو غمناکم چرا
انتظار باده را هم نشئه ای در جام هست
گر نمی دانی مقیم سایه تاکم چرا
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
من که گشتم خاک ره پروای افلاکم چرا
من که کردم ترک سر از دردسر باکم چرا
هوش مصنوعی: من که در مسیر عشق و آرزوهایم گم شدم، چرا باید به خاطر ترس از دردسرهایم از هدفم فاصله بگیرم؟
رشک دل با دیده کم از اختلاط غیر نیست
کس چه می داند که در بزم تو غمناکم چرا
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دیگران حسرت میخورد، اما چشم من نمیتواند این حس را نشان دهد. هیچکس نمیداند که چرا در محفل تو، من ناراحت هستم.
انتظار باده را هم نشئه ای در جام هست
گر نمی دانی مقیم سایه تاکم چرا
هوش مصنوعی: اگر به انتظار نوشیدنی هستی، بدان که نشئه و نشاطی در جام وجود دارد. اگر نمیدانی، پس نمیفهمی چرا در سایه تاک نشستهای.