گنجور

شمارهٔ ۴۲۲

رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
شوق کی فرصت پرواز کبوتر می‌داد
شمع تا روز ز افسانه هجرم می‌سوخت
داغم امشب خبر از گردش اختر می‌داد
یاد پیکان تو می‌داد نویدی به دلم
کاش تیر تو که دل می‌دهدم پر می‌داد
ما و دل تهنیت عید به هم می‌دادیم
حسن روزی که به مژگان تو خنجر می‌داد

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
شوق کی فرصت پرواز کبوتر می‌داد
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاق به دلایلی که در دوری از تو وجود داشت، مرا به شدت می‌کشاند، اما هیچ وقت فرصتی برای پرواز و آزادی نداشتم.
شمع تا روز ز افسانه هجرم می‌سوخت
داغم امشب خبر از گردش اختر می‌داد
هوش مصنوعی: شمع تا صبح به خاطر درد جدایی‌ام می‌سوخت و امشب خبری از حرکت ستاره‌ها به من می‌داد.
یاد پیکان تو می‌داد نویدی به دلم
کاش تیر تو که دل می‌دهدم پر می‌داد
هوش مصنوعی: به یاد تو دل من همیشه امیدوار بود، ای کاش تیر عشقت که قلبم را تسخیر کرد، پرواز می‌کرد و مرا به آسمان می‌برد.
ما و دل تهنیت عید به هم می‌دادیم
حسن روزی که به مژگان تو خنجر می‌داد
هوش مصنوعی: ما و دل در روز عید به هم خوشی می‌کردیم، روزی که تو با مژگانت دل مرا آزرده کردی.