شمارهٔ ۲۹۸
دل آواره مستمندکسی است
دیده جولانگه سمند کسی است
سرو با اینهمه سرافرازی
سایه قامت بلند کسی است
نشکند از هجوم لشکر غم
که طلسم دلم به بند کسی است
در غم عشق کام تلخ مرا
ساغر باده زهرخند کسی است
صیدی از دام محنت آزاد است
که اسیر خم کمند کسی است
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل آواره مستمندکسی است
دیده جولانگه سمند کسی است
هوش مصنوعی: دل گمشده و بیپناهی است که نیازمند کمک است و چشم او جایی برای پرواز و حرکت دارد، مانند جایی که سمند (نوعی اسب اصیل) میتواند برود و بخرخشد.
سرو با اینهمه سرافرازی
سایه قامت بلند کسی است
هوش مصنوعی: سرو با این همه زیبایی و رعنایی، تنها سایهای از قامت بلند کسی است.
نشکند از هجوم لشکر غم
که طلسم دلم به بند کسی است
هوش مصنوعی: غم و اندوه نمیتواند قلب من را از هم بپاشد، زیرا عشق و محبت من به کسی باعث شده که محکم و استوار باشم.
در غم عشق کام تلخ مرا
ساغر باده زهرخند کسی است
هوش مصنوعی: در درد عشق، گلویم تلخ و ناکام است و کسی با لبخند پنهانیاش، شراب ناب را به من میدهد.
صیدی از دام محنت آزاد است
که اسیر خم کمند کسی است
هوش مصنوعی: کسی که گرفتار مشکلات و سختیهاست، در واقع از آزادی واقعی محروم است و تنها کسی که در دام شخص دیگری گرفتار شده، احساس زنجیر بودن میکند.

اسیر شهرستانی