گنجور

شمارهٔ ۲۶۶

از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
از ناله ام ترانه بلبل شکفته است
سیر خزان تنگدلی کرده ایم ما
آن کس بهار کرده که گل گل شکفته است
هرکم نگاهیش ز دلم برده حیرتی
این غنچه در بهار تغافل شکفته است
نشتر خلد به دیده خصم از غبار ما
گلها ز فیض خار تحمل شکفته است
در نوبهار گریه ما بی رخش اسیر
نه غنچه خنده کرد و نه گل شکفته است

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
از ناله ام ترانه بلبل شکفته است
هوش مصنوعی: اشک و ناله‌های من باعث رشد و شکفتن گل و سنبل شده است و آواز غمگینم مانند ترانه‌ای خوش که بلبل می‌خواند جان گرفته است.
سیر خزان تنگدلی کرده ایم ما
آن کس بهار کرده که گل گل شکفته است
هوش مصنوعی: ما در فصل خزان و اندوه زندگی کرده‌ایم، اما آن کسی بهار را تجربه کرده که در دلش گل‌های زیبایی شکفته است.
هرکم نگاهیش ز دلم برده حیرتی
این غنچه در بهار تغافل شکفته است
هوش مصنوعی: هر کسی که به آن نگاه کند، قلب من را شگفت‌زده کرده است. این غنچه در بهار، در حالی که همه چیز به ظاهر بی‌توجهی می‌کند، باز شده است.
نشتر خلد به دیده خصم از غبار ما
گلها ز فیض خار تحمل شکفته است
هوش مصنوعی: در باغ بهشت، دشمنان ما به خاطر غبار وجود ما، زیبایی گل‌ها را از زخم‌ها و خارهایشان به دست آورده‌اند.
در نوبهار گریه ما بی رخش اسیر
نه غنچه خنده کرد و نه گل شکفته است
هوش مصنوعی: در بهار، وقتی تو نیستی، ما فقط به گریه مشغولیم و نه گل‌های خندان وجود دارند و نه غنچه‌هایی که شکفته شوند.