گنجور

شمارهٔ ۲۵۹

با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
که ز رفتار فرومانده و دل باخته است
بنویسید به صیاد ز خون دل من
که گرفتاری مرغان قفس ساخته است
در گلستان به چه رو چهره تواند گشتن
گل که در پیش تو صد جا سپر انداخته است
کی شود از غمت افسرده که این سینه گرم
بهر مرغ دل از آتش قفسی ساخته است
گر نگنجد به دلم غیر خیالت چه عجب
آنکه این آینه را ساخته پرداخته است
بهر مرغ دلش از سینه صد چاک اسیر
زخم شمشیر تو طرح قفس انداخته است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
که ز رفتار فرومانده و دل باخته است
هوش مصنوعی: شاید این اسب تو به خاطر زیبایی و جذابیتش باعث شده که ماه نیز به تو نزدیک شود، چرا که از حرکاتش و حالت دل‌باخته‌اش می‌توان فهمید که تحت تأثیر تو قرار گرفته است.
بنویسید به صیاد ز خون دل من
که گرفتاری مرغان قفس ساخته است
هوش مصنوعی: به صیاد بگویید که درد دل من را در نوشته‌ای بیان کند، چرا که او باعث شده است که پرندگان قفس به دام بیفتند.
در گلستان به چه رو چهره تواند گشتن
گل که در پیش تو صد جا سپر انداخته است
هوش مصنوعی: در باغ به چه دلیل گل می‌تواند چهره‌اش را زیبا نشان دهد، در حالی که در مقابل تو بارها سرافکنده شده است؟
کی شود از غمت افسرده که این سینه گرم
بهر مرغ دل از آتش قفسی ساخته است
هوش مصنوعی: کیست که از غم تو ناراحت شود وقتی این دل گرم، برای پرنده‌ دل، از آتش قفس درست شده است؟
گر نگنجد به دلم غیر خیالت چه عجب
آنکه این آینه را ساخته پرداخته است
هوش مصنوعی: اگر غیر از یاد تو در دلم جایی نداشته باشد، عجیب نیست که این آینه تنها برای تو طراحی شده است.
بهر مرغ دلش از سینه صد چاک اسیر
زخم شمشیر تو طرح قفس انداخته است
هوش مصنوعی: پرنده‌ای که قلبش زخم‌های زیادی دارد، به خاطر آسیب‌هایی که از شمشیر تو دیده، در محبس و قفس افکارش گرفتار شده است.