گنجور

شمارهٔ ۲۴۹

دل پروانه فروغ گهر راز من است
اشک بلبل نمک گریه غماز من است
چهره باده پرستی شفق راز من است
پر طاووسی می شوخی پرواز من است
عمری از خوی کسی کوره دل تافته ام
شعله خاکستر آیینه پرواز من است
تپش دل به لبم فرصت یک ناله نداد
گوشها پرده نشنیدن آواز من است
شعله با داغ جگر می چکد از ابر جنون
لاله بوقلمون سایه پرواز من است
پرده زمزمه شور جنون بوی بهار
جوش گل شد رسای اثر ساز من است
عندلیب گل رعنای تمنا محو است
رنگ اگر باخته ام شعله آواز من است
رنگ دانش ز شناسایی من ریخته اند
لب گشودن سخن آخر غماز من است
جگر سوخته ام صیقل آیینه اسیر
برق تیغ نگه گرم در انداز من است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دل پروانه فروغ گهر راز من است
اشک بلبل نمک گریه غماز من است
هوش مصنوعی: دل پروانه به روشنی و گوهر راز من مربوط می‌شود و اشک بلبل نشان‌دهنده غم و درد من است.
چهره باده پرستی شفق راز من است
پر طاووسی می شوخی پرواز من است
هوش مصنوعی: چهره شادی و سرمستی من در رنگ‌های شفق نمایان است و پرواز روح من، به زیبایی و شکوهی مانند پر طاووس است.
عمری از خوی کسی کوره دل تافته ام
شعله خاکستر آیینه پرواز من است
هوش مصنوعی: من سال‌هاست که از دل کسی به شعله‌ای تبدیل شده‌ام که مانند خاکستر، نشانه‌ای از آمال و رویاهای من است.
تپش دل به لبم فرصت یک ناله نداد
گوشها پرده نشنیدن آواز من است
هوش مصنوعی: دل من به شدت می‌تپد و فرصتی برای گفتن حتی یک ناله به من نمی‌دهد. گویا گوش‌هایم توانایی شنیدن صدای من را ندارند.
شعله با داغ جگر می چکد از ابر جنون
لاله بوقلمون سایه پرواز من است
هوش مصنوعی: شعله با حرارت دل می‌چکد از ابر دیوانگی گل لاله، و سایه پرواز من است.
پرده زمزمه شور جنون بوی بهار
جوش گل شد رسای اثر ساز من است
هوش مصنوعی: پرده‌ای از شادی و جنون بر افراشته شده و بوی بهار و سرزندگی در فضا پیچیده است. این حس و حال به خوبی نشان‌دهنده تأثیر نواهای من است.
عندلیب گل رعنای تمنا محو است
رنگ اگر باخته ام شعله آواز من است
هوش مصنوعی: پرندۀ خوشخوانی که در باغ گل زیبا زندگی می‌کند، از رنگ و زیبایی خود غافل است. اگر من نیز رنگ و ظواهر را از دست داده‌ام، دلیلش این است که صدای آواز من همچنان شعله‌ور و جاذب است.
رنگ دانش ز شناسایی من ریخته اند
لب گشودن سخن آخر غماز من است
هوش مصنوعی: رنگ و بوی علم و دانایی از شناخت من به دست آمده و وقتی صحبت باز می‌کنم، آنچه درونم را از غم و اندوه نشان می‌دهد، همان سخن واقعی من است.
جگر سوخته ام صیقل آیینه اسیر
برق تیغ نگه گرم در انداز من است
هوش مصنوعی: دل من مانند آینه‌ای است که در دست کسی است و نور تند چشم او بر من می‌تابد، احساس من گرفته و داغ است.