گنجور

شمارهٔ ۲۴۱

امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
عشق عبرت کردن آزار تماشا کردن است
چشم خونگرمی ز هر افسرده خونی داشتن
نبض آتش ز آستین موج پیدا کردن است
خواب راحت دیده ای نام تحمل می بری
سخت جانی با دل نازک مدارا کردن است
ممسکان را دست در عالم فشاندن چون سراب
پنجه مومین ز تاب شعله گیرا کردن است
هر سبک اندیشه را محرم شمردن جاهلی است
راز دل بر صفحه آیینه انشا کردن است
اینقدر دانم که در بزم گدا با محتشم
خرم از هر مدعا گشتن به دل جا کردن است
پرتو حسن تو از سیمای هستی یافتن
صبح در آیینه دریا تماشا کردن است
راز او فهمیدن از مکتوب اشک آلودگان
سیر عکس گلستان در جوی صحرا کردن است
اختلاط عقل دوراندیش با شغل جنون
در دل اسباب پریشانی مهیا کردن است
بینوا کاری ندارد با کسی فکر اسیر
مصرعی از معنی بیگانه طمغا کردن است

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
عشق عبرت کردن آزار تماشا کردن است
هوش مصنوعی: آزمایش واقعی عشق، به معنای تحمل درد و رنجی است که برای دیدن زیبایی‌های آن انجام می‌شود. این عشق به ما درس‌هایی می‌آموزد و به نوعی ما را آزمایش می‌کند.
چشم خونگرمی ز هر افسرده خونی داشتن
نبض آتش ز آستین موج پیدا کردن است
هوش مصنوعی: چشم‌های پرحرارت می‌توانند از دل هر شخص غمگینی، حسی زنده و شوقی را بیرون بکشند، درست همان‌طور که نبض آتش از آستین می‌تروید و خود را نشان می‌دهد.
خواب راحت دیده ای نام تحمل می بری
سخت جانی با دل نازک مدارا کردن است
هوش مصنوعی: اگر خواب راحتی داری، باید سختی‌ها را تحمل کنی. مدارا کردن با مشکلات، به ویژه وقتی که دل‌ت نرم و آسیب‌پذیر است، کار دشواری است.
ممسکان را دست در عالم فشاندن چون سراب
پنجه مومین ز تاب شعله گیرا کردن است
هوش مصنوعی: در این بیت، به این نکته اشاره شده است که کسانی که در دنیای ظاهری به دنبال خوشی‌ها و لذت‌ها هستند، مانند سرابی می‌مانند که هرگز به حقیقت نمی‌رسد. به عبارت دیگر، تلاش‌های آن‌ها برای دستیابی به شادی و خوشبختی، مانند تار و پود نازکی است که در اثر دشواری‌ها و چالش‌های زندگی، به آسانی از هم گسسته می‌شود. این افراد باید با قدرت و اراده‌ای که از درون خود برمی‌خیزد، به دنبال حقیقت و ارزش‌های پایدار‌تر پیش بروند.
هر سبک اندیشه را محرم شمردن جاهلی است
راز دل بر صفحه آیینه انشا کردن است
هوش مصنوعی: برخورد با هر نوع فکر و اندیشه‌ای به عنوان امری مقدس و ویژه، نشانه‌ای از نادانی است. بیان احساسات و رازهای درونی بر روی یک آیینه، مانند نوشتن یک متن نمایشی و سطحی است.
اینقدر دانم که در بزم گدا با محتشم
خرم از هر مدعا گشتن به دل جا کردن است
هوش مصنوعی: من می‌دانم که در جشن و شادی، حتی یک نیازمند هم با شخص محترم و با حیثیت، از هر ادعایی خوشحال‌تر است؛ زیرا در دل دیگران جا پیدا کردن، ارزش بیشتری دارد.
پرتو حسن تو از سیمای هستی یافتن
صبح در آیینه دریا تماشا کردن است
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو همچون سحرگاه در دریا می‌درخشد و تماشای آن در آیینه این دریا، حس زندگی را به انسان منتقل می‌کند.
راز او فهمیدن از مکتوب اشک آلودگان
سیر عکس گلستان در جوی صحرا کردن است
هوش مصنوعی: راز او را می‌توان از نامه‌های پر از اشک کسانی که دلسوزند، فهمید؛ آن‌ها به مانند حکایتی از زیبایی به تصویر کشیده می‌شوند که در جوی‌های بیابان جاری است.
اختلاط عقل دوراندیش با شغل جنون
در دل اسباب پریشانی مهیا کردن است
هوش مصنوعی: ترکیب فکر عاقلانه و دوراندیشی با رفتارهای جنون‌آمیز و بی‌خود، به ایجاد نوعی آشفتگی و اضطراب در دل می‌انجامد.
بینوا کاری ندارد با کسی فکر اسیر
مصرعی از معنی بیگانه طمغا کردن است
هوش مصنوعی: بینوا کسی است که با دیگران کاری ندارد، زیرا فکر او در بند یک مصرع است و از معنی واقعی آن دور شده است.