گنجور

شمارهٔ ۲۱۳

مپرس غم ز برای چه آشنای دل است
دل از برای غم است و غم از برای دل است
ز عشق پاک نظر دیده ای چه می دانی
تغافل تو همه از کرشمه های دل است
ز آشنایی الفت کناره ای داری
شنیده ا م گل تقصیر خونبهای دل است
به خواب شام سیه روز عید می بیند
از اینکه چشم سیاه تو آشنای دل است
به شوخی خم طرار طره ای نازم
که عقد بند دل است و گره گشای دل است
نگاه آنچه نفهمیده آشنایی ما
تغافل آنچه ندانسته مدعای دل است
قیامت خرد آشوب جلوه رحمی کن
اسیر را به خرام تو مدعای دل است

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مپرس غم ز برای چه آشنای دل است
دل از برای غم است و غم از برای دل است
هوش مصنوعی: از پرسیدن علت غم خودداری کن، زیرا دل و غم به هم پیوند خورده‌اند؛ دل برای غم وجود دارد و غم نیز به خاطر دل شکل می‌گیرد.
ز عشق پاک نظر دیده ای چه می دانی
تغافل تو همه از کرشمه های دل است
هوش مصنوعی: از عشق خالص و بدون آلودگی، آیا می‌دانی که این بی‌توجهی تو، همه ناشی از جذابیت‌های دل است؟
ز آشنایی الفت کناره ای داری
شنیده ا م گل تقصیر خونبهای دل است
هوش مصنوعی: به خاطر آشنایی، از نزدیکی و محبت دوری می‌کنی. شنیده‌ام که گل، به خاطر گناهش، بهای دلش را پرداخته است.
به خواب شام سیه روز عید می بیند
از اینکه چشم سیاه تو آشنای دل است
هوش مصنوعی: در خواب در شب عید، ای سیه‌چشم، به خاطر آشنایی‌ام با چشمانت، روزگار تلخی را می‌بینم.
به شوخی خم طرار طره ای نازم
که عقد بند دل است و گره گشای دل است
هوش مصنوعی: به طور غیر جدی و با لحنی شوخی، زیبایی و ظرافت موی خود را به تصویر می‌کشم که مانند یک گره در دل آدمی است و می‌تواند مشکلات عاطفی را حل کند.
نگاه آنچه نفهمیده آشنایی ما
تغافل آنچه ندانسته مدعای دل است
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چیزی که نمی‌دانی، آشنایی ما را شکل می‌دهد و نادیده گرفتن آنچه را که نمی‌دانیم، نشان‌دهندهٔ ادعای دل ماست.
قیامت خرد آشوب جلوه رحمی کن
اسیر را به خرام تو مدعای دل است
هوش مصنوعی: در روز قیامت، عقل و فهم انسان دچار آشفتگی می‌شود. زیبایی رحمت تو، اسیران را به آرامش می‌آورد و این خواسته دل است که به حضور تو بیافرینند.