گنجور

شمارهٔ ۲۰۸

می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است
می تواند داشت تیری در کمان آخر دل است
می تواند آسمان را چون پر پروانه سوخت
می تواند زد زمین را بر زمان آخر دل است
بسته بر بازو جگر پرداز تعویذی چو عشق
همچو نامردان نمی ترسد ز جان آخر دل است
رستمی کرد است عمری با سپاه درد و داغ
می زند خود را به قلبی ناگهان آخر دل است

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است
می تواند داشت تیری در کمان آخر دل است
هوش مصنوعی: انسان می‌تواند تا بالاترین حد احساسات و آرزوهایش برود، چرا که در عمق دلش هنوز امید و نیرو برای تلاش دارد.
می تواند آسمان را چون پر پروانه سوخت
می تواند زد زمین را بر زمان آخر دل است
هوش مصنوعی: می‌تواند آسمان را مانند پر پروانه بسوزاند و می‌تواند زمین را بر تراز زمان به لرزه درآورد، اما در نهایت، دل است که نقش اساسی را بازی می‌کند.
بسته بر بازو جگر پرداز تعویذی چو عشق
همچو نامردان نمی ترسد ز جان آخر دل است
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی به جرات و شجاعت اشاره دارد. سخن از فردی است که با عشق و احساسات عمیقش، هیچ ترسی از مشکلات یا سختی‌ها ندارد. او خود را به یک تعویذ یا محافظت از عشق خود تشبیه می‌کند، که حتی در برابر خطرات و چالش‌ها نیز استوار و مقاوم است. این افراد به خاطر عشق خود، بی‌پروا و بی‌ملاحظه به سمت خواسته‌هایشان پیش می‌روند. در واقع، این بیانگر عزم و اراده‌ای است که نمی‌گذارد انسان به خاطر ترس از پایان یا سختی‌ها، از مسیر عشقش دل بکَنَد.
رستمی کرد است عمری با سپاه درد و داغ
می زند خود را به قلبی ناگهان آخر دل است
هوش مصنوعی: رستم در طول زندگی‌اش با مشکلات و دردهای زیادی مواجه شده و به دلش برمی‌خورد. ناگهان این احساسات عمیق و سنگین بر قلبش فشار می‌آورند و او را تحت تأثیر قرار می‌دهند.