شمارهٔ ۱۹۸
دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
سر اگر نیست به جا در سفر فتراک است
خون ما ریخت که آتش به جهان اندازد
شعله را جوهر شمشیر ستم خاشاک است
هست چون کشتی رحمت چه غم از بحر گناه
یاد از آلودگیم نیست دل من پاک است
عشق در خاطر آسوده کجا می گنجد
صدف گوهر تابنده مهر افلاک است
بسکه چاک جگر از ناله رفو کرد اسیر
شعله ای کز کفنش خاست گریبان چاک است
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
سر اگر نیست به جا در سفر فتراک است
هوش مصنوعی: اگر دل به مسائل دنیوی وابسته شود، گرفتار مشکلات و محدودیتهاست، و اگر عقل و آگاهی در مسیر صحیح نباشند، در سفر زندگی به بیراهه میروند.
خون ما ریخت که آتش به جهان اندازد
شعله را جوهر شمشیر ستم خاشاک است
هوش مصنوعی: خون ما به زمین ریخته میشود تا آتش و هیجان به دنیا بیاورد، اما تیغ ستم تنها به خاشاک و چیزهای بیارزش آسیب میزند.
هست چون کشتی رحمت چه غم از بحر گناه
یاد از آلودگیم نیست دل من پاک است
هوش مصنوعی: رحمت مثل یک کشتی است که ما را از گناهان دور میکند. پس چرا باید نگران اشتباهات گذشته باشیم؟ من از آلودگیهای خود یاد نمیکنم چون دلم پاک است.
عشق در خاطر آسوده کجا می گنجد
صدف گوهر تابنده مهر افلاک است
هوش مصنوعی: عشق نمیتواند در یک ذهن آرام و راحت جا بگیرد؛ زیرا عشق همچون درخشش یک گوهر است که در عمق آسمانها وجود دارد.
بسکه چاک جگر از ناله رفو کرد اسیر
شعله ای کز کفنش خاست گریبان چاک است
هوش مصنوعی: به خاطر نالههای دلشکسته، زخمهای عمیق و دردناک زیادی بر دلش نشسته است. او به قدری تحت تأثیر آتش درونیاش قرار گرفته که لباسش پاره شده و درگیریهای درونیش را به وضوح نشان میدهد.

اسیر شهرستانی