گنجور

شمارهٔ ۱۹۷

سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است
پریزادش خیال شوخی اندام معشوق است
به نیش و نوش عاشق الفت هم مشربی دارد
اگر شهد است اگر زهر است ساقی نام معشوق است
چه پرسی از دل ما نام خود را هم نمی داند
همین دانسته کامش خانه زاد کام معشوق است
دل پروانه روشن از نگاه گرم دلدار است
پر طاوس گلشن از غبار دام معشوق است
اگر عیش ابد را لذتی در کام عالم هست
نمک پرورده غمهای صبح و شام معشوق است
میان عیدها عیدی که نامش می توان بردن
به قربانگاه بسمل گشتن پیغام معشوق است
به طوف کعبه دل سیر کردم جلوه ها دیدم
نگاه پاک عاشق جامه احرام معشوق است
چشیدم صاف و درد گفتگو بسیار اسیر از دل
میی کز نشئه لب را می گدازد نام معشوق است

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است
پریزادش خیال شوخی اندام معشوق است
هوش مصنوعی: دل مانند نگینی با ارزش است و نام معشوق در آن نقش بسته است. تصویر معشوق در ذهن، به نوعی بازیگوشی و زیبایی اندام او اشاره دارد.
به نیش و نوش عاشق الفت هم مشربی دارد
اگر شهد است اگر زهر است ساقی نام معشوق است
هوش مصنوعی: عاشق به شدت به لذت و رنج عشق وابسته است و این احساسات برای او فرقی نمی‌کند. چه طعمی شیرین باشد و چه تلخ، او همیشه به خاطر معشوقش آماده است. در حقیقت، نیروی جذب کننده عشق همان معشوق است، که مانند یک ساقی در این فرایند عمل می‌کند.
چه پرسی از دل ما نام خود را هم نمی داند
همین دانسته کامش خانه زاد کام معشوق است
هوش مصنوعی: تو از دل ما چه می‌پرسی؟ حتی دل خودش نمی‌داند که چه نامی دارد. اما می‌دانی که این دل فقط به خوشی‌های معشوقش دلخوش است و همه آرزوش به آن وابسته است.
دل پروانه روشن از نگاه گرم دلدار است
پر طاوس گلشن از غبار دام معشوق است
هوش مصنوعی: دل پروانه از عشق معشوقش روشن و پرنور است، مانند پر طاووس که در گلشن زیبا به خاطر غبار ناشی از جاذبهٔ معشوق، درخشان و جذاب به نظر می‌رسد.
اگر عیش ابد را لذتی در کام عالم هست
نمک پرورده غمهای صبح و شام معشوق است
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم لذت‌های ابدی را در زندگی احساس کنیم، باید بدانیم که این لذت‌ها به نوعی از تلخی‌ها و غم‌های روزمره ناشی می‌شوند که در عشق به معشوقمان وجود دارد. در واقع، غم و اندوه عشق، مثل نمک، طعم زندگی را دلپذیرتر می‌کند.
میان عیدها عیدی که نامش می توان بردن
به قربانگاه بسمل گشتن پیغام معشوق است
هوش مصنوعی: در میان جشن‌ها، عیدی وجود دارد که می‌توان آن را به قربانگاه رساند و نمایانگر پیغام محبوب است.
به طوف کعبه دل سیر کردم جلوه ها دیدم
نگاه پاک عاشق جامه احرام معشوق است
هوش مصنوعی: در سفر به کعبه، دل سیر و آرامی پیدا کردم و زیبایی‌های مختلفی را مشاهده کردم. نگاه خالص و بی‌آلایش عاشق، مثل لباس احرام محبوبش می‌درخشد.
چشیدم صاف و درد گفتگو بسیار اسیر از دل
میی کز نشئه لب را می گدازد نام معشوق است
هوش مصنوعی: من طعم شیرین درد را تجربه کردم و گفتگوهای زیادی را از دل خود شنیدم. این دل، از نشئگی عشق و زیبایی معشوق می‌سوزد و آتش می‌گیرد.