شمارهٔ ۱۸۲
هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است
هر خراش سینه بیت انتخاب دیگر است
دشت را دریا کند اشک نفس دزدیدگان
نقش هر پایی در این دریا حباب دیگر است
ما فلک سیریم از ما دوری منزل مپرس
جلوه ریگ روان تعبیر خواب دیگر است
تا نسیمی هست از گلزار بیرون کی روند
بهر مستان بوی گل دود کباب دیگر است
تا نفس را می شمارد سبحه ریگ روان
در ره دل هر قدم پای حساب دیگر است؟
شش جهت را از غبار جلوه آیین بسته اند
ذره ای هر جا که دیدم آفتاب دیگر است
گردش چشم سیاهش را نشانی هست اسیر
هر تغافل خنده حاضر جواب دیگر است
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است
هر خراش سینه بیت انتخاب دیگر است
هوش مصنوعی: هر لحظه از زندگی، بخشی از داستانی آشفته است و هر درد و رنجی که تجربه میکنیم، شعر یا نغمهای متفاوت را باعث میشود.
دشت را دریا کند اشک نفس دزدیدگان
نقش هر پایی در این دریا حباب دیگر است
هوش مصنوعی: اشکهای دزدیده شده در این دشت، چون دریا را پر میکند. هر ردی که از پاها بر روی آب باقی بماند، تنها حبابی است و چیزی بیشتر نیست.
ما فلک سیریم از ما دوری منزل مپرس
جلوه ریگ روان تعبیر خواب دیگر است
هوش مصنوعی: ما در آسمان گردش میکنیم، از تو که دوری میکنی، از چه چیزی میپرسید؟ زیبایی شن سیال، معنای دیگری از خواب را به نمایش میگذارد.
تا نسیمی هست از گلزار بیرون کی روند
بهر مستان بوی گل دود کباب دیگر است
هوش مصنوعی: تا زمانی که نسیمی از گلزار وجود دارد، مستان برای استشمام بوی گل به بیرون میروند. بوی دود کباب چیز دیگری است.
تا نفس را می شمارد سبحه ریگ روان
در ره دل هر قدم پای حساب دیگر است؟
هوش مصنوعی: آیا میدانید که در هر قدمی که برمیدارید، لحظه و نفس شما حساب جدایی دارد و مانند دانههای ریز شن که در دست ریخته میشوند، شمارش میشوند؟
شش جهت را از غبار جلوه آیین بسته اند
ذره ای هر جا که دیدم آفتاب دیگر است
هوش مصنوعی: در شش طرف، غبار و زینتها باعث شدهاند که نور خورشید به شکلهای مختلفی دیده شود و من در هر جا که نگاهی انداختم، به نوعی دیگر از نور خورشید برخورد کردم.
گردش چشم سیاهش را نشانی هست اسیر
هر تغافل خنده حاضر جواب دیگر است
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه او نشانهای دارد که همه تحت تاثیر سادگیاش قرار میگیرند و او همیشه در پاسخ با خندهاش حاضر است.

اسیر شهرستانی