گنجور

شمارهٔ ۴

ابر آمد و بگریست بر اطراف چمن‌ها
شد شسته به شبنم رخ گلها و سمن‌ها
با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغ
چون لاله به خون جگر آغشته کفن‌ها
از ما سخنی بشنو و با ما سخنی گوی
کز بهر تو بسیار شنیدیم سخن‌ها
گه ناز و گهی عشوه، گهی جور و گهی لطف
غیر از تو چه داند دگری اینهمه فن‌ها؟
در عشق تو صبر و دل و دینم شد و اکنون
مانده است در این واقعه شاهی تن تنها

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ابر آمد و بگریست بر اطراف چمن‌ها
شد شسته به شبنم رخ گلها و سمن‌ها
هوش مصنوعی: ابر به آسمان آمد و بارید، قطرات باران بر روی چمن‌ها ریخت. در نتیجه، چهره گل‌ها و سمن‌ها با شبنم پاک و درخشان شد.
با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغ
چون لاله به خون جگر آغشته کفن‌ها
هوش مصنوعی: شهدای تو با درد و غم تو این باغ را ترک کردند، همانند لاله‌هایی که در خون خود غوطه‌ورند و جنازه‌شان با این خون رنگین شده است.
از ما سخنی بشنو و با ما سخنی گوی
کز بهر تو بسیار شنیدیم سخن‌ها
هوش مصنوعی: سخنی از ما بشنو و با ما صحبت کن، زیرا به خاطر تو گفتارهای زیادی را شنیده‌ایم.
گه ناز و گهی عشوه، گهی جور و گهی لطف
غیر از تو چه داند دگری اینهمه فن‌ها؟
هوش مصنوعی: گاهی ناز می‌کنی و گاهی عشوه، گاهی با سختی و گاهی با مهربانی رفتار می‌کنی. غیر از تو چه کسی می‌تواند این همه هنر و ترفند را بداند؟
در عشق تو صبر و دل و دینم شد و اکنون
مانده است در این واقعه شاهی تن تنها
هوش مصنوعی: در عشق تو، صبر، دل و ایمانم تحت تأثیر قرار گرفت و حالا در این ماجرا تنها و بی‌کس مانده‌ام.